آدرس‌های غلط و روایت‌های مشکوک؛ قضاوتی بدون سند!

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ناظر خبر، در فضای امروز رسانه‌ای کشور، وقتی واژه‌هایی چون «فساد»، «تبانی»، یا «فریب دستگاه قضایی» به‌راحتی از دهان برخی نویسندگان خارج می‌شود، باید زنگ خطر را برای وجدان عمومی و قانون‌مداری به صدا درآورد.

در حالی که جامعه از رسانه‌ها انتظار روشنگری دارد، برخی نویسندگان با بی‌توجهی به اصول بدیهی قانون مطبوعات، در قامت قاضی ظاهر می‌شوند؛ بی‌دادگاه، بی‌سند، بی‌پاسخگویی.

یادداشتی که اخیراً با عنوان «آدرس غلط به دادستان گیلان (در اینجا بخوانید)» در رسانه مرور منتشر شد، به‌نظر نمونه بارز قضاوت شخصیِ فاقد مبنای حقوقی و فنی است که نه تنها به شفافیت کمک نمی‌کند، بلکه با طرح اتهام‌های واهی و اثبات‌نشده علیه افراد حقیقی، خود به مصداق روشن تشویش اذهان عمومی تبدیل شده است.

نویسنده این یادداشت، گویا در نقش بازپرس، قاضی، دادستان، ناظر و حتی روانشناس و پزشک ظاهر شده است! اما در هیچ‌کجای متن، کوچک‌ترین استنادی به مدارک معتبر یا مستندات قانونی نمی‌بینیم.

سئوال: آیا می‌توان در چارچوب قانون مطبوعات، افراد حقیقی یا حقوقی را بدون ارائه اسناد و مستندات رسمی به فریب نهادهای نظارتی و قضایی متهم کرد؟ پاسخ صریح و روشن است: خیر.

قانون مطبوعات صراحت دارد؛ اتهام‌زنی بدون سند، جرم است و این قانون، سپری است برای حفظ حقوق همه شهروندان.

مرور

تناقض‌هایی که اعتبار روایت را زیر سؤال می‌برد

ماجرا از این قرار است که در ابتدای این یادداشت، نگارنده با تأکید بر «آدرس غلط دادن» به دادستان، اصل خرید و فروش سهم ۲۰ درصدی اتاق بازرگانی گیلان در سرای تجاری آستراخان را زیر سؤال می‌برد. اما در تناقضی آشکار، تنها چند پاراگراف بعد، همین نگارنده از تصمیم قاسم رضاییان برای واگذاری آن سهم به اتاق ایران سخن می‌گوید! آیا با رسمیت شناختن واگذاری، اساساً امکان زیر سؤال بردن مالکیت اولیه وجود دارد؟ اگر سندی در کار نبوده، چگونه رضاییان این سهم را واگذار می‌کند؟ آیا این تناقض آشکار، نشانه‌ای از شتاب‌زدگی یا غرض‌ورزی در تنظیم مطلب نیست؟

اتاق گیلان، کودکستان؟ یا بی‌انصافی در قامت تحلیل!

در بخشی از این یادداشت منتشرشده، آن‌جا که نگارنده با جسارتی عجیب، اتاق بازرگانی گیلان را «کودکستان» می‌نامد، نه فقط مرزهای نقد بلکه حرمت حرفه‌ای و انسانی را هم پشت سر می‌گذارد.

واقعاً چگونه می‌توان نهادی ریشه‌دار با دهه‌ها سابقه در اقتصاد، تجارت و تولید را  که اعضای آن نه تنها در گیلان بلکه در سطح ملی و منطقه‌ای شناخته‌شده‌اند، با چنان تحقیر و تمسخری خطاب کرد؟ آیا تخریب شخصیت‌ها و نهادهای منتخب فعالان بخش خصوصی با تجربه و پرسابقه گیلان با اخلاق رسانه‌ای سازگار است؟

آیا قاسم رضاییان، هادی تیزهوش تابان، فرهاد شفقتی، مهران فکری، علیرضا آقازاده، علیرضا صنعتکار، امیر پورنصیر، سیاب حسن‌پور چوبر، مارینا خوشمو، حسین دارا و فرنگیز رحمانی ـ که هر کدام وزنه‌ای در حوزه تخصص خود هستند ـ سزاوار چنین ادبیات سخیفی هستند؟! چه شد که تجربه، اعتبار و اعتماد اعضای هیئت نمایندگان به‌راحتی نادیده گرفته شد؟
آیا این همان اتاق بازرگانی گیلان نیست که سال‌ها در خط مقدم صادرات، حمایت از تولید، جذب سرمایه‌گذاری و ارتباطات اقتصادی خارجی ایستاده است؟ آیا چنین ادبیاتی جز تخریب اعتماد عمومی و تضعیف بخش خصوصی، دستاورد دیگری دارد؟
تشبیه اتاق به «کودکستان» تنها توهین به یک نهاد نیست، اهانت به شأن فعالان اقتصادی است که سال‌ها بی‌صدا، دربزنگاه‌های اقتصادی کشور ایستادگی کردند.

چرا این‌همه تناقض؟

چگونه است که نگارنده در مرور، از یک‌سو چهره‌هایی را به «فساد» و «توطئه» متهم می‌کند و از سوی دیگر، کل اتاق را به سطحی‌ترین و بی‌ارزش‌ترین تشبیهات قابل‌تصور، یعنی کودکستان، تنزل می‌دهد؟ آیا این نوع تحقیر سازمان‌یافته، آگاهانه صورت گرفته یا حاصل کینه‌ورزی‌های شخصی و هدفمند است؟ چه کسی پاسخگوی خدشه‌ای خواهد بود که این ادبیات سخیف به وجهه اتاق گیلان در سطح ملی و در ذهن فعالان اقتصادی سایر استان‌ها وارد نموده است؟ آیا این دقیقاً همان خواسته رقبا و دشمنان بخش خصوصی گیلان نیست؟

خطر تحقیر بیشتر با سکوت

اتاق بازرگانی گیلان در این روزهای سخت نیازمند همدلی و انسجام برای مقابله با چالش‌های اقتصادی موجود کشور است و زخم زدن به حیثیت نخبگان اقتصادی گیلان نه نقد، که خیانت به آینده تجارت این استان است.
اکنون اعضای محترم هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی گیلان باید تصمیم بگیرند که آیا در برابر این تحقیر و روایت‌سازی‌های تحمیلی سکوت می‌کنند؟ یا با صدای بلند می‌گویند: اتاق بازرگانی گیلان، نه کودکستان، که سنگر افتخار بخش خصوصی در شمال کشور است.
اگر کسی معتقد است در مدیریت اتاق بازرگانی گیلان تخلفی صورت گرفته، راهش دادگاه و نهادهای نظارتی است؛ نه تیترسازی‌های تهی از سند و پر از احساسات خام برای نیل به اهداف مورد نظر.

دستگاه‌های نظارتی و قضایی زیر سؤال؟!

وقتی جمله‌ای چون «این استان در بهترین شرایط مدیریتی و نظارتی در بین دولت و دستگاه قضایی قرار دارد!» با علامت تعجب در متن آورده می‌شود، آیا مخاطب، القای تمسخر و تردید و اهمال در امر نظارتی نسبت به دستگاه‌های رسمی کشور را دریافت نمی‌کند؟
در عصری که قوه قضائیه بارها ثابت کرده که با هیچ فرد یا جناحی در خصوص اجرای قانون تعارف ندارد، آیا تضعیف این نهاد و زیرمجموعه آن، در لفافه طنز و شبهه، کمک به شفافیت در اوضاع حاضر کشور است یا خیانت به اعتماد عمومی؟

آیا رضاییان مدافع منافع بود یا ناقض قانون؟

نویسنده در این یادداشت، قاسم رضاییان را «پاک‌دست» و «مدافع منافع بخش خصوصی» می‌نامد، اما توضیح نمی‌دهد چگونه آقای رضاییان، بدون مصوبه هیئت نمایندگان، میلیاردها تومان از اموال اتاق را صرف سفر استاندار سابق گیلان و همراهان دولتی‌اش به استراخان روسیه کرده است! اگر مدعی رعایت قانون هستید، چرا در برابر نقض آشکار آن در این بخش سکوت می‌کنید؟

آیا پرداخت هزینه سفر دولتی، آن هم بدون پشتوانه قانونی، به این شکل تطهیر و سفیدنمایی می‌شود؟ آن هم فقط به این دلیل که نگارنده از جناب رضاییان خوشش می‌آید؟ در این صورت نیازی به تخریب چهره‌های مطرح اتاق بازرگانی گیلان نبود و تنها مطالبی در مدح و ثنای ایشان کفایت و موجبات قدردانی قاسم رضاییان را نیز فراهم می‌نمود.

درباره شرکت پارس و مالکیت در روسیه

نگارنده بارها عدم وجود سند برای اثبات مالکیت ۲۰ درصدی اتاق گیلان در سرای آستراخان را تکرار کرده، بدون آنکه حتی یک‌بار به قوانین جاری روسیه اشاره و استناد کند. (البته با فرض بر علم و آگاهی نگارنده متن نسبت به موضوع) آیا واقعاً نمی‌دانید که طبق قوانین روسیه، امکان ثبت مالکیت برای یک نهاد خارجی وجود ندارد! و به همین دلیل شرکت پارس ثبت شده تا از دارایی‌های اتاق بازرگانی ایران و گیلان حفاظت و صیانت شود؟ آیا بررسی نکردن این موضوع ساده، نشان از جهل و ناآگاهی یا عامدانه‌بودن روایت‌سازی ندارد؟

سامان نظری و نسخه‌پیچی دیابت! تمسخر، تحلیل یا بی‌هدف‌نویسی؟!

در بخش عجیبی از یادداشت مورد اشاره، نگارنده ناگهان مسیر تحلیل اقتصادی را رها می‌کند و به سخره گرفتن رئیس فعلی اتاق بازرگانی گیلان یعنی سامان نظری معافی می‌پردازد! آن‌هم نه بر مبنای عملکرد یا برنامه اقتصادی او، بلکه به‌واسطه‌ی اطلاعات فرضی‌اش درباره بیماری دیابت!
نویسنده می‌نویسد: «سامان نظری به‌خوبی می‌داند که دیابت با افراد بیمار چه می‌کند و برای درمان بیمار دیابتی چه نسخه‌ای را باید پیچید!»
اما پرسش صریح و بدون تعارف این است: آیا واقعاً سامان نظری در درمان بیماران دیابتی تخصص دارد؟
اگر بله، ایشان چه مدرک پزشکی یا تخصصی در این زمینه دارند؟ و اگر چنین است، آیا فقط بیماران دیابتی اتاق بازرگانی گیلان را درمان می‌کنند؟ یا اینکه این خدمات ارزشمند شامل حال سایر بیماران هم شده است؟
بر اساس بررسی‌های انجام‌شده در فضای مجازی و منابع عمومی در دسترس، هیچ نشانه‌ای از تحصیلات پزشکی یا سابقه حرفه‌ای سامان نظری در حوزه درمان، به‌ویژه دیابت، یافت نمی‌شود. شغل او همان‌گونه که در دسترس عموم است، بیشتر به فعالیت‌های بازرگانی و تجاری مرتبط است و هیچ قرینه‌ای مبنی بر درمان یا ارائه خدمات پزشکی توسط ایشان وجود ندارد.
در این شرایط، یک سؤال جدی مطرح می‌شود: اگر نگارنده می‌دانسته که چنین ادعایی حقیقت ندارد، پس هدف او از به سخره گرفتن سامان نظری چه بوده است؟ آیا می‌خواسته توانایی مدیریتی رئیس اتاق بازرگانی گیلان را زیر سؤال ببرد؟
اگر پاسخ مثبت است، چرا چند سطر پایین‌تر در همان یادداشت، سامان نظری به‌عنوان منجی اتاق بازرگانی گیلان معرفی می‌شود؟ چطور ممکن است فردی که از دید نگارنده به‌دلیل نداشتن توان، سزاوار تمسخر است، به‌یک‌باره تبدیل به قهرمان نجات‌بخش این اتاق شود؟ آیا این نوع نگارش غیرمنطقی و متناقض، خواننده را سردرگم نمی‌کند؟ آیا این نوع نگارش دلالت بر عدم تمرکز و درهم‌ریختگی افکار نویسنده متن دارد؟

بازی با اعتبار انسان‌ها به چه قیمتی؟

نکته دردناک ماجرا اینجاست که این کنایه توهین‌آمیز به سامان نظری، تنها یک نام نیست؛ این تحقیر، نماد برخورد غیرحرفه‌ای با چهره‌ای است که مورد اعتماد اعضای هیئت نمایندگان اتاق گیلان قرار گرفته و منتخب اجماع نظر اعضا می‌باشد.
در دورانی که بخش خصوصی کشور با هزاران چالش دست‌وپنجه نرم می‌کند، آیا سزاوار است رئیس اتاق بازرگانی یک استان را با کنایه‌هایی بی‌اساس و سطحی تخریب کنیم؟ آیا چنین حرکاتی در راستای منافع اقتصاد گیلان است یا صرفاً تسویه‌حساب‌های شخصی و نوعی خدمت به عاشقان میز ریاست در قالب تحلیل؟ اگر انتقادی هست، چرا از مسیر منطق، سند و برنامه‌محوری طرح نمی‌شود؟ چرا باید به لحن تمسخر و طنزهای بی‌پشتوانه متوسل شد؟

از تمسخر تا تناقض: این چه سبکی از تحلیل است؟

در حالی که در یک‌سو سامان نظری به‌خاطر نداشتن تخصص پزشکی به سخره گرفته می‌شود، در سوی دیگر، همین فرد به‌عنوان مدیری توانمند، جوان و باانگیزه توصیف شده که به‌خوبی می‌تواند نبض اتاق را در دست بگیرد.
این چه سبک نوشتاری است که ابتدا شخصیت مورد نظر (و از پیش تعیین‌شده) را تخریب، سپس قهرمان‌سازی می‌کند؟ اگر سامان نظری فرد نالایق برای تصدی مدیریت این اتاق است، چرا او را منجی اتاق گیلان می‌نامید؟ و اگر شایسته است، چرا با ادبیاتی تحقیرآمیز، شأن انسانی و حرفه‌ای او را زیر سؤال می‌برید و از سیاست چماق و هویج استفاده می‌کنید؟ این تناقض‌ها را چگونه باید تحلیل کرد؟ آیا این سبک یادداشت‌نویسی نه برای روشن‌گری، بلکه صرفاً برای تحریک احساسات، گمراه‌کردن افکار عمومی و خالی‌کردن بغض‌های شخصی به دلایل متعدد روی تریبون رسانه مرور است؟

سخنی با اعضای اتاق بازرگانی گیلان

این نوع ادبیات، بیش از آن‌که علیه سامان نظری باشد، خطری برای حرمت همه اعضای هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی گیلان است.
اگر امروز رئیس اتاق بازرگانی گیلان به این شکل تحقیر می‌شود، فردا نوبت کدام‌یک از شماست؟ سکوت در برابر چنین تخریب‌هایی، مجوزی برای تکرار این بی‌حرمتی‌ها خواهد بود.
آیا وقت آن نرسیده که در برابر تحقیرهای سازمان‌یافته با ظاهری شبه‌تحلیلی، بایستید؟ شأن اتاق بازرگانی گیلان، شأن بخش خصوصی ایران است. آن را ارزان نفروشیم.

رسانه، مسئول است

آیا این چرخش دیدگاه در یک یادداشت کوتاه، چیزی جز بی‌ثباتی در موضع، ناپختگی و عدم‌آگاهی در تحلیل و تلاش برای چسباندن برچسب‌های سفارشی است؟ آیا نگارنده این یادداشت از مسئولیت حقوقی کلماتی که می‌نویسد آگاه است؟ عباراتی مانند «فریب دستگاه قضایی»، «توطئه»، «پرونده‌سازی» یا «تشویش» نه تنها بار معنایی سنگینی دارند، بلکه می‌توانند مصداق صریح نشر اکاذیب، افترا و حتی توهین باشند.
در پایان، لازم است رسانه محترم و باسابقه «مرور» که بارها با درج گزارش‌های انتقادی، نقش مؤثری در تنویر افکار عمومی داشته، از تریبون خود برای تکرار اتهام‌های فاقد سند، علیه اشخاص حقیقی و حقوقی توسط برخی نویسندگان استفاده نکند.
پیشنهاد می‌شود پیش از انتشار چنین مطالبی، علاوه بر بازبینی حقوقی و مشاوره اهل فن، به ارزش‌های اخلاقی و حرفه‌ای نیز توجه شود. دفاع از شفافیت، نباید با آلوده‌کردن رسانه با قضاوت‌های شخصی اشتباه گرفته شود.

ناظر خبر، متعهد به دفاع از حقیقت و حفظ شأن رسانه‌ای خواهد بود

در حالی‌که هجمه‌ها و روایت‌سازی‌های رسانه‌ای علیه برخی از اعضای هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی گیلان با شدت و جهت‌گیری‌های خاص دنبال می‌شود، پایگاه اطلاع‌رسانی ناظر خبر بر خود وظیفه می‌داند در گزارش‌های تحلیلی بعدی، با حفظ اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری و با استناد به مستندات دقیق، ابعاد پنهان این جریان تخریبی سازمان‌یافته علیه برخی چهره‌های اقتصادی استان را روشن سازد.
افکار عمومی حق دارد بداند در پشت پرده‌ی این‌گونه یادداشت‌های متناقض و جهت‌دار و پر از تهمت، چه منافع، دغدغه‌ و یا شاید پروژه‌هایی در جریان است! ناظر خبر در این مسیر، متعهد به دفاع از حقیقت و حفظ شأن رسانه‌ای خواهد بود.

روزنامه‌نگار آزاد است، اما آزاد در چارچوب قانون

روزنامه‌نگار آزاد است، اما در چارچوب قانون. انتقاد با سند محترم است؛ اما اتهام بدون مدرک، نه تنها بی‌فایده، بلکه آسیب‌زننده است.
نویسنده یادداشت مرور هم بهتر است بداند صندلی روزنامه‌نگاری جایگاه قدرت و تخریب بلاوجه نیست؛ جایی برای حقیقت است و در پایان اینکه فریاد و هیاهوی رسانه‌ای و توهین به اشخاص، اساساً شفافیت و احترام به رسانه به همراه نخواهد داشت.

یک دیدگاه

  1. در اتاق بازرگانی و یا هر تشکلی بعد از انتخابات افرادی بعنوان نمایندگان آن تشکل معرفی و اعتبارنامه دریافت می‌کنند با انتخاب رئیس و هیئت رئیسه توسط نصف بعلاوه یک شروع به فعالیت می‌کند.اگر اقلیت به رأی اکثریت احترام گذاشته و در حد توان برای پیشبرد اهداف آن تشکل کمک کنند آن تشکل موفق و اگر فاز تضاد و ایجاد مشکل را سرلوحه افکار خود قرار دهند تنش بیشتر و استفاده از شب نامه و افترا آن تشکل را بی اعتبار و رو در روی هم قرار می‌دهد.فقط یک مورد را که خود‌ شاهد بودم خدمت شما عرض میکنم مسافرت به روسیه با هماهنگی و موافقت شفاهی اکثریت هیئت نمایندگان انجام شد و بعلت ضیغ وقت واعتماد بهم صورتجلسه نشد و رسانه ای کردن موضوع و عدم امضا صورتجلسه به نوعی پوست موز انداختن زیر پای رئیس وقت و به حاشیه کشیدن ایشان وشروع و ایجاد حاشیه بود که تا به امروز با کم لطفی شما رونق گرفته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا