آیا وقت انحلال ستاد امر به معروف با بودجه ۱۲۳ میلیاردی نرسیده؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظر خبر ، مهرداد خدیر در عصر ایران و در بخشی از گزارش خود نوشت: استعفای کاظم صدیقی از امامت جمعه موقت تهران در ظاهر یک تصمیم شخصی برای تمرکز بر فعالیت‌های علمی و تبلیغی عنوان شد، اما ناظران سیاسی و اجتماعی آن را بیش از آن‌که «استعفا» بدانند، «کنار گذاشته شدن محترمانه» ارزیابی می‌کنند.

واقعیت این است که حضور ماهی یک‌بار در تریبون نماز جمعه با سخنانی که گاه رنگ خرافه به خود می‌گرفت، مانند ادعای کرامت هنگام غسل آیت‌الله مصباح یزدی، هیچ مانعی برای تمرکز بر تدریس و پژوهش نبود. به‌ویژه آن‌که این جایگاه نقش مؤثری در ریاست او بر ستاد امر به معروف و نهی از منکر و دیگر نهادهای متصل به قدرت داشت.

صدیقی که در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب هیچ سابقه مبارزاتی نداشت، با نزدیکی به چهره‌هایی چون هاشمی شاهرودی و مصباح یزدی به مناصب کلیدی دست یافت؛ از ریاست دادگاه عالی انتظامی قضات تا امامت نماز جمعه تهران از تیر ۱۳۸۸. اما در سال‌های اخیر با درگذشت همان چهره‌های پشتیبان، ستاره بخت او نیز افول کرد.

ادعاهای جنجالی و خرافه‌گونه، مانند باز شدن چشم میت هنگام غسل، باعث واکنش‌های تند شد، از جمله از سوی احمد توکلی که افشا کرد غسال مورد اشاره، یک ابربدهکار بانکی است. صدیقی ناچار به عذرخواهی شد، اما ماجرای زمین پرحاشیه در ازگل و همراهی با ثروتمندان، وجهه او را بیش از پیش مخدوش کرد.

ریاست صدیقی بر ستاد امر به معروف در حالی صورت می‌گرفت که این نهاد در ماجرای حجاب اجباری پس از تابستان ۱۴۰۱ نقش غیرمستقیم اما تعیین‌کننده‌ای داشت؛ نقشی که در نهایت به اعتراضات سراسری و فشارهای داخلی و بین‌المللی انجامید. اکنون که او از امامت جمعه کنار رفته، قاعدتاً باید از ریاست ستاد نیز کناره‌گیری کند.

پرسش مهم‌تر این است: آیا زمان آن نرسیده که ستاد امر به معروف و نهی از منکر با بودجه سالانه ۱۲۳ میلیارد تومان منحل شود؟ نهادی که در سال‌های اخیر بیشتر به نهاد فشار تبدیل شده تا نهاد ترویج اخلاق و معروف.

حالا که کاظم صدیقی از تریبون نماز جمعه کنار رفته، آیا نوبت پاسخگویی درباره عملکرد او و نهادهای زیرمجموعه‌اش نیست؟ آیا وقت آن نرسیده که مردم، نه حکومت، عامل اصلی «امر به معروف» شوند و از طریق رسانه‌ها مسئولان را مورد پرسش و نظارت قرار دهند؟

پایان امامت صدیقی، شاید پایان یک عصر باشد، اما برای اعتماد از دست رفته، هنوز راهی طولانی در پیش است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا