تکرار تراژدی اتوبوسهای دانشجویی | خوابآلودگی راننده دو دانشجو را قربانی کرد

به گزارش پایگاه اطلاعرسانی ناظرخبر، باز هم یک حادثه تلخ و تکراری در جادههای کشور رقم خورد؛ این بار اتوبوس حامل دانشجویان دانشکده پیراپزشکی سرخه سمنان، بامداد ۸ مهر در محور سمنان–سرخه با دو دستگاه تریلی برخورد کرد و جان دو دانشجو را گرفت. حادثهای که طبق اعلام رئیسکل دادگستری استان سمنان، ناشی از خوابآلودگی راننده بوده و بار دیگر افکار عمومی را به پرسشی جدی واداشته است: چه زمانی قرار است نقطه پایانی بر این فجایع گذاشته شود؟
تصاویر منتشر شده از صحنه حادثه، تلخ و تکاندهنده است؛ پیکرهای بیجان نرگس فتحینژاد ۲۰ ساله و سیدهزینب شانی ۲۵ ساله، در حالی به پزشکی قانونی منتقل شدند که خانوادههایشان همچنان در شوک خبر هستند. ۱۱ دانشجوی دیگر، همگی دختران جوان با میانگین سنی ۲۱ سال، در بیمارستانهای استان بستری شدند و برخی از آنها وضعیت جسمی وخیمی دارند. راننده اتوبوس نیز به شدت آسیب دیده است.


اما پرسش اینجاست؛ تا کی قرار است جان دانشجویان این سرزمین در جادهها قربانی بیتدبیریها، خوابآلودگی رانندگان و فرسودگی ناوگان حملونقل شود؟ مگر نه اینکه سالهاست چنین تصادفهایی تکرار میشود؟ مگر نه اینکه بارها دستور پیگیری و برخورد با مقصران صادر شده، اما نتیجهاش جز برگزاری چند جلسه، صدور چند بیانیه و نهایتاً فراموشی در گذر زمان چیز دیگری نبوده است؟ جانهای ازدسترفته اما دیگر بازنمیگردند.
موضوع سرویسهای دانشجویی و تلفات آنها دیگر یک زخم کهنه است. حوادث مشابه در سالهای گذشته بارها رخ داده است؛ از اتوبوسهایی که در اثر خوابآلودگی راننده واژگون شدند تا خودروهایی که به دلیل فرسودگی و نبود نظارت جان فرزندان این سرزمین را گرفتند. هر بار وعده اصلاح داده شد، هر بار از برخورد قانونی سخن گفته شد، اما امروز باز هم همان صحنه تکرار شد؛ انگار این چرخه پایان ندارد.
رئیس پلیس راه فراجا اعلام کرده که عدم توجه راننده به جلو و رعایت نکردن حق تقدم از سوی یکی از تریلیها، عامل اصلی حادثه بوده است. دستگاه قضایی هم وعده داده که با هرگونه تخلف احتمالی برخورد میکند. اما آیا برخورد پس از وقوع فاجعه کافی است؟ آیا وقت آن نرسیده که برای پیشگیری جدی از چنین فجایعی برنامهای عملیاتی تدوین شود؟
معاون اول رئیسجمهور در تماسهایی جداگانه با استاندار سمنان و رئیس جمعیت هلالاحمر، دستور رسیدگی فوری به وضعیت مصدومان را صادر کرده است. این دستورها و تماسها البته لازم است، اما کافی نیست. افکار عمومی انتظار دارد که مسئولان توضیح دهند چرا باید تاوان خوابآلودگی، فرسودگی و بینظمی را جوانانی بدهند که تنها جرمشان نشستن در اتوبوس دانشجویی بوده است.
تجربههای تلخ سالهای گذشته نشان داده که این زخم مزمن حملونقل دانشجویی بدون درمان ریشهای التیام نمییابد. هر بار با تیترهای مشابه مواجه میشویم: “اتوبوس دانشجویان واژگون شد”، “دانشجویان در جاده جان باختند”، “دستور رسیدگی فوری صادر شد”. پرسش جدی اینجاست: آیا هیچ ارادهای برای پایان دادن به این تراژدی تکراری وجود دارد؟ یا باید همچنان منتظر باشیم تا نام فرزندان بیشتری در فهرست قربانیان جادههای ایران ثبت شود؟
افکار عمومی امروز از مسئولان متولی حملونقل دانشجویی توضیح میخواهد؛ توضیحی شفاف، صادقانه و عملی، نه وعدهای که فردا به بایگانی سپرده شود. چه زمانی قرار است با جان دانشجویان این کشور جدیتر برخورد شود؟

