حاج حسن ایزدی: ضعف‌های مدیرکل سابق تعاون گیلان به کارگران ربطی ندارد

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ناظرخبر، پس از انتشار سخنانی از سوی «سیاوش آقاجانی» مدیرکل سابق تعاون، کار و رفاه اجتماعی گیلان ـ سخنانی که بنا بر ادعای او مربوط به یک جلسه تخصصی غیرعلنی بوده و نباید سر از رسانه‌ها درمی‌آورد ـ اکنون «حسن ایزدی» دبیر اجرایی خانه کارگر گیلان در پاسخ به این ادعاها تأکید می‌کند: خبرسازی، کذب‌گویی و عقده‌گشایی سیاسی جایگزین واقعیت شده و برخی افراد که سابقه مدیریتی‌شان خود گواه ناکارآمدی است، تلاش دارند ضعف‌های خود را به حساب تشکل‌های کارگری بگذارند.

موضوع از آنجا آغاز شد که آقاجانی، پس از انتقادات رسانه‌ها از عملکرد مدیریتی خود، مدعی شد محتوای جلسه‌ی تخصصی با معاون وزیر ـ جلسه‌ای بدون حضور خبرنگاران ـ به‌صورت «تحریف شده و جهت‌دار» منتشر شده است. او این افشاگری را نتیجه «عقده‌گشایی سیاسی» دانست و کوشید تا با طرح مباحثی حاشیه‌ای، ضعف مدیریتی خود در دوران تصدی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان گیلان را به گردن تشکل‌های کارگری یا رسانه‌ها بیندازد.

اما دقیقاً همین تلاش برای مصادره حقیقت، همان دم خروسی است که از پسِ ادعای «کارشناس‌گرایی» بیرون می‌زند. شعار حمایت از کارشناسان زمانی معنا دارد که: نقد کارشناسی شنیده شود؛ عملکرد مدیر پاسخ‌پذیر باشد؛ مسئولیت خطاها با خود مدیر باشد، نه با کارگر و تشکل‌ها؛ روایت‌ها شفاف و منطبق بر واقعیت باشند.

اما آنچه آقاجانی بیان کرده، بیشتر شبیه فرار از مسئولیت است تا دفاع از کار کارشناسی.

پاسخ رسمی «حسن ایزدی» دبیر اجرایی خانه کارگر گیلان

ایزدی در پاسخ به ادعاهای مطرح‌شده، می‌گوید: «آقای آقاجانی، ما هنوز نمی‌دانیم از چه دردی می‌نالید که این‌گونه عصبانی و بی‌پروا سخن می‌گویید. جنابعالی تنها به واسطه ارتباطات سیاسی و ستادی به مدیریت اداره‌کل رسیدید. کجای دنیا فردی بدون سابقه اداره زیرمجموعه، مدیرکلی یکی از سنگین‌ترین دستگاه‌های ادغام‌شده را برعهده می‌گیرد؟ این انتصاب جز اتکا به رابطه چه معنایی دارد؟»

ناتوانی در مدیریت و انتقال مسئولیت به دیگران

«وقتی با حجم کار روبه‌رو شدید، ناتوان ماندید و توپ را به زمین دیگران انداختید. حتی یک‌بار هم شجاعت اعتراف به کم‌تجربگی یا ناکارآمدی خود را نداشتید.»

بی‌توجهی به قانون و فشار مضاعف بر کارگران

«در این روند، به قوانین و آیین دادرسی آن‌گونه که باید عمل نشد و تصمیم‌گیری‌ها بیشتر بر پایه تشخیص‌های شخصی صورت گرفت. نتیجه آن هم این شد که به‌جای حمایت از کارگران مستأصل، هزینه‌های بیشتری بر دوش آن‌ها گذاشته شد؛ نمونه روشن این موضوع، کارشناسی‌هایی است که بدون ضرورت واقعی به آنان تحمیل می‌شد و نه‌تنها کمکی به حل مشکل نمی‌کرد، بلکه فشار اقتصادی و روانی آن‌ها را بیشتر می‌ساخت.»

رها شدن وظایف قانونی؛ از طبقه‌بندی مشاغل تا شوراهای کارگری

ایزدی عملکرد آقاجانی را چنین توصیف می‌کند: «از بیش از ۲۰۰ واحد مشمول شورای اسلامی کار، تنها یک‌چهارم تشکیل شد؛ طبقه‌بندی مشاغل در دوران او معطل ماند یا اجرا نشد؛ نمایندگان شایسته کارگران به دلیل «سلیقه شخصی» حذف شدند؛ در هیأت‌های تشخیص و حل اختلاف، برای حضور نمایندگان کارگری حتی کوچک‌ترین حمایتی صورت نگرفت.»

نادیده‌گرفتن اعتراض‌ها و اعمال نفوذ در انتخابات

«در انتخابات واحدهای کارگری، مخصوصاً در مجموعه‌هایی که غیرتولیدی بودند، اعتراضات فراوان بود اما شما با اعمال نفوذ، صداها را نشنیدید و نظر خود را تحمیل کردید.»

سابقه ۱۶ ساله نمایندگی کارگران در مقابل سابقه مدیریتی ناکام

«بنده ۱۶ سال نماینده تشکل‌های کارگری بوده‌ام و در بیش از ۶۰۰ واحد شورا تشکیل داده‌ام. در تمام این سال‌ها کمتر از ۲۰ اعتراض ثبت شده است. این یعنی عملکرد کارشناسی و دقیق. اما دوران سه‌ساله شما چه؟ در بازرسی کار، رویدادها، حوادث کار و آمار مربوطه چه پاسخی دارید؟»

خانه کارگر؛ تشکیلاتی که شما به‌ناحق آن را «حزبی» می‌نامید

چرا نمی‌دانید که مکان فعلی خانه کارگر با کمک مالی کارگران، شوراها و حتی برخی مدیران ساخته شده است؟ تشکیلاتی که شما به‌ناحق آن را «حزبی» می‌نامید، از ابتدا تنها پیگیر امور صنفی کارگران بوده و همین اعتمادسازی باعث جذب ۵۰ هزار عضو شده است. این تشکل‌ها و همین کارگرانِ خارج از آمارهای شما، واقعی‌اند و حضور و نقششان را نمی‌توان با برچسب‌گذاری‌های نادرست نادیده گرفت.

خانه کارگر، نه حزب سیاسی بلکه شناسنامه کارگران

ایزدی می‌گوید: «خانه کارگر با کمک مالی کارگران ساخته شد و برخورداری سالانه ۱۵۰۰ نفر بهره‌بردار از استراحتگاه‌ها و ۳۰۰۰ نفر از آموزش رایگان فنی و حرفه‌ای و ۱۰۰۰ نفر آموزش رایگان قرآن، سند عملکرد ماست. انگ حزبی‌بودن تنها برای فرار شما از پاسخگویی است.»

در زمان تصدی جنابعالی به تشکلات کار و کارگری ظلم شد

در دوران مدیریت جنابعالی چند انتخابات برگزار شد؟ هر بار کارگران معترض بودند؛ اما صدای آنان نه‌تنها شنیده نشد، بلکه گویی حتی شنیدن اعتراضشان هم برایتان ناخوشایند بود. منِ کارگر در تمام این مدت وظایفم را با مسئولیت و تعهد انجام دادم، اما شما که مدیر قدرتمند این مجموعه بودید، با مطالبات و نگرانی‌های ما چگونه رفتار کردید؟ در زمان تصدی جنابعالی در مدیریت اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان گیلان به تشکلات کار و کارگری ظلم شد.

یادآوری سابقه ایثارگری

«اعضای هیأت اجرایی ما همگی خانواده شهید، ایثارگر و بسیجی هستند. حداقل سابقه جبهه در خانواده‌ام از خود من است که یک سال در جبهه بودم و برادرانم بیش از سه سال و ۷۰ درصد جانبازی دارند. جنابعالی چه سابقه‌ای دارید؟ یک‌بار برای کارگران اعلام کنید.»

ظلم به تشکل‌ها و اطاله دادرسی

«در دوران شما اخراج اعضای شوراها صورت گرفت و پرونده‌ها تا دو سال در مراجع معطل می‌ماند. چگونه از قانون سخن می‌گویید وقتی خود مجری بی‌قانونی بودید؟»

مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید

ایزدی در پایان خاطرنشان کرد:«خانه کارگر از سال ۱۳۶۳ تاکنون چون نگینی درخشان در دفاع از حقوق کارگران فعالیت کرده و ادامه خواهد داد. شما نیز اگر نقدی دارید، با سند و آمار بیان کنید؛ نه با اتهام‌زنی و فرافکنی.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا