غربگرایان احتمالا حاضر هستند نشیمنگاه «ترامپ» را ببوسند!

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، کیهان نوشت: غربگرایانِ داخلی همان نسخههای کودکانه و سادهلوحانهٔ همیشگی خود را تکرار کردند. علی مطهری در اظهارنظری عجیب گفت: «اگر ترامپ درخواست ملاقات با پزشکیان را داشت، بهرغم نفاق و دروغگوییاش، رئیسجمهور ما بهخاطر منافع ملت بپذیرد. کیشِ شخصیت ترامپ و اینکه میخواهد همهچیز را به نام خود تمام کند، ممکن است به سود ایران تمام شود.»
محمودِ سریعالقلم، نظریهپردازِ جریانِ تسلیم، یک گام جلوتر رفت و پیشنهاد داد: «بهجای مذاکره با آمریکا و اروپا، باید با یهودیانِ نیویورک تماس گرفت و به آنها اطمینان داد که ایران دنبال نابودی اسرائیل نیست!»
مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران، نیز سالها قبل گفته بود: «روحانی اگر حاضر میشد با ترامپ سلاموعلیک کند، تمام تحریمها برداشته میشد!» ابطحی هم در آستانهٔ سفر رئیسجمهور ایران به نیویورک گفته بود: «رئیسجمهور قبل از سفر به نیویورک مجوزهای لازم را برای گفتوگوهای سطح بالا اخذ کند.»
کرباسچی هم اخیراً در اظهارنظری ساختارشکنانه مدعی شد: « پزشکیان در این یکسال بهتر از هر کس دیگری متوجه شده که شرایط کشور از لحاظ اجتماعی، امنیتی، سیاسی و اقتصادی ناگوارتر از سال ۶۷ است. امروز هم آقای پزشکیان باید نقشی را ایفا کند که مرحوم هاشمی داشتند؛ خدمت رهبری برود و اختیار کامل بگیرد و حتی آن شهامتِ هاشمی را هم داشته باشد که بگوید مرا محاکمه و اعدام کنید.»
این اظهارات نهتنها نشاندهندهٔ بیگانگیِ این طیف با واقعیتهای سیاست بینالملل است، بلکه بار دیگر ثابت میکند که غربگرایان هنوز هم سادهترین و ابتداییترین راهکارها، یعنی «سلاموعلیک»، «تماس تلفنی» و «اطمینان دادن به صهیونیستها» را بهعنوان نسخههای اقتصادی و سیاسی برای ملت ایران تجویز میکنند.
این طیف تا حدی مجنونوار خود را در برابر آمریکا حقیر میبینند که احتمالاً حتی حاضر هستند طبق دستورالعمل سال گذشتهٔ ترامپ، نشیمنگاهِ وی را نیز ببوسند.
اینکه پس از همهٔ اقدامات خصمانهٔ ترامپ در دور نخست ریاستجمهوریاش ـ از تحریمهای حداکثری و تهدیدهای مکرر تا خروج یکجانبه از برجام ـ هنوز عدهای در داخل دم از «مذاکره با ترامپ» میزنند، به خودیِ خود نشانهای روشن از عمق سادهلوحی این جریان است.
اما فاجعه وقتی آشکارتر میشود که به چند ماه گذشته از دور دوم ریاستجمهوری ترامپ نگاه کنیم: از اعمال تحریمهای جدید علیه ایران، تا مشارکت آشکار در جنگ رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، و حتی حملات مستقیم به تأسیسات هستهای در فردو، نطنز و اصفهان. در چنین شرایطی، پیشنهاد دیدار و گفتوگو با ترامپ نهتنها اقدامی نابخردانه بلکه درواقع نوعی «تشکر و قدردانی» از دشمنیهای او تعبیر خواهد شد.
آیا در قاموسِ دیپلماسیِ عزتمندانه میتوان با کسی پای میز نشست که بهطور مستقیم در جنگ علیه ملت ایران شریک بوده و زیرساختهای حیاتی کشور را هدف قرار داده است و هنوز هم تهدیدات خود را تکرار میکند؟ چنین نسخهای، نهتنها بیمنطقیِ مطلق است، بلکه معنایی جز ارسال پیامِ ضعف به دشمن ندارد؛ پیامی که بیتردید آمریکا و متحدانش آن را چراغ سبز برای تشدید خصومتهای خود تلقی خواهند کرد.
اکنون باید پرسید: تا کی باید بازی کودکانهٔ «سلاموعلیک» و «تماس با یهودیانِ نیویورک» را جدی گرفت؟ تا کی باید نسخههای شکستخوردهای که بارها کشور را به بنبست کشاندهاند، دوباره بهعنوان راهحل مطرح شوند؟

