آقای مرتضوی! بیمهپرداز درمان میخواهد، نه شعار
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی ناظرخبر، سالهاست که سازمان تأمین اجتماعی با شعار «پشتیبان نیروی کار و بازوی امنیت اجتماعی» از حق بیمههای الزامی ارتزاق میکند، اما در میدان عمل، آنچه برای بیمهشدگان، بازنشستگان، کارآفرینان و … باقی مانده، چیزی جز درماندگی، درمان ناکارآمد و دریافت خدمات حداقلی نیست.
حال در سال ۱۴۰۴، که نفس اقتصاد ایران زیر فشار تورم، رکود و مالیات بند آمده، افزایش غیرمنطقی حق بیمه، آن هم بدون ارائه خدمات متناسب، صدای اعتراض جامعه را بار دیگر بلند کرده است.
آماری که در این نشست ارائه شد، بیشتر به یک ویترین آراسته شبیه بود
نشست خبری دیروز کیوان مرتضوی، مدیرکل تأمین اجتماعی گیلان، به جای آنکه فرصتی برای پاسخگویی و شفافسازی باشد، به صحنهای تبدیل شد برای تبلیغ عملکردی که با واقعیتهای روزمره مردم فاصلهای قابلتأمل دارد. آماری که در این نشست ارائه شد، بیشتر به یک ویترین آراسته شبیه بود تا گزارشی از واقعیتهای تلخ درمان، مستمری و پوشش بیمهای.
اما پرسش اساسی اینجاست: چگونه میتوان از توسعه خدمات سخن گفت، در حالی که بیمهشدگان این سازمان در صف دارو، پاراکلینیک و خدمات درمانی، دردمند و سردرگماند؟ آیا سازمانی که نامش «تأمین» است، مجاز است در قالب دستورالعملهای خشک، فشار بیشتری بر کارفرمایان و کارگران تحمیل کند، بیآنکه به کیفیت خدمات درمانی، پاسخگویی و کرامت انسانی بیمهشدگان توجه کند؟
آیا تلاش میشود واقعیتهای ناپسند در لفافه نمودار و درصد پنهان بماند؟
از همه تأسفبارتر، رویکرد روابط عمومی تأمین اجتماعی گیلان در این نشست خبری به نحوی بوده که برخی خبرنگاران منتقد، امکان حضور در نشست را نیافتند. این مسئله از نگاه افکار عمومی، ممکن است چنین برداشت شود که تلاش میشود واقعیتهای ناپسند در لفافه نمودار و درصد پنهان بماند. آیا مسئولان این اداره کل فراموش کردهاند که نقد رسانه، مطالبه مردمی است که با عرق جبین حق بیمه میپردازند؟ چرا از پاسخ دادن به پرسشهای صریح پرهیز میشود؟
ناظرخبر به عنوان رسانهای مستقل، نه تنها این رویکرد مبهم در عرصه اطلاعرسانی را نقد میکند، بلکه صدای کارگرانی است که با دریافت مستمری ناچیز، از پس هزینههای دارو و درمان برنمیآیند؛ صدای کارفرمایانی که در میانه بحران اقتصادی، بهجای حمایت، جریمه میشوند و صدای بازنشستگانی است که «بازنشسته» شدهاند، اما نه آسودهاند و نه تأمین.
امروز مطالبه اصلی بیمهشدگان آمارهای کاغذی نیست
اینگونه نشستهای خبری نمیتوانند با عدم شفافیت رسانهای رضایت اجتماعی تولید کنند. امروز مطالبه اصلی بیمهشدگان، نه آمارهای کاغذی، بلکه خدمات واقعی، مستمری شرافتمندانه و شفافیت در عملکرد است. تأمین اجتماعی گیلان باید پاسخ دهد: در برابر دریافتیهای میلیاردیاش از مردم، چه خدماتی ارائه کرده؟ و اینهمه فشار مالی، چگونه قرار است به رفاه عمومی تبدیل شود؟
نمایش آماری یا واقعیت اجتماعی؟
در نشست خبری دیروز، مدیرکل تأمین اجتماعی استان گیلان با ارائه آماری چون “پوشش بیش از ۵۵ درصد جمعیت استان گیلان” و “بیش از یک میلیون و ۴۰۰ هزار بیمهشده در استان گیلان”، کوشش کرد تصویری از وسعت خدمات این سازمان ترسیم کند. اما این اعداد، پشت ویترین رنگی و تبلیغاتی، روایتگر بهبود ملموسی برای جامعه هدف نیستند. سؤال اساسی اینجاست: آیا این گسترهی پوشش، با گسترهی کیفیت نیز همراه است؟ یا تنها نشاندهنده عمق وابستگی مردمی به نهادی است که این روزها بهجای پناه، باری مضاعف بر دوش آنان شده است؟
آمارهایی که درد نمیکشند، فقط صورت را بزک میکنند
بر اساس اظهارات مسئولان، بیش از ۲۰۰ هزار مستمریبگیر در گیلان تحت پوشش هستند. اما بازنشستگان میپرسند: این مستمریها کجای معادله معیشت قرار دارند، وقتی رقم دریافتیشان حتی کفاف هزینه اجاره یک خانه کوچک در حاشیه شهر را نمیدهد؟ افزایش حق بیمهای که قرار بود به بهبود این مستمریها بینجامد، بهجز فشار مضاعف بر شانههای نحیف کارگران و کارفرمایان، چه نتیجهای داشته است؟ بازنشستهای که با حقوق زیرخط فقر روزگار میگذراند، کجای این «بهبود آماری» قرار دارد؟
خدمات درمانی: شوخی تلخی با شأن بیمهشدگان
کاربران بسیاری در فضای مجازی از نبود پوشش خدماتی مناسب چون عینک، دندانپزشکی و داروهای تخصصی گلایه دارند. داروهای حیاتی برای بیماران سرطانی، قلبی و دیابتی – که باید اولویت یک صندوق بیمهای مردمی باشند – یا در لیست نیستند یا به صورت آزاد فروخته میشوند. بیمهپردازی که ماهانه سهم بزرگی از درآمد خود را به صندوق تأمین اجتماعی میسپارد، حق دارد بپرسد: چرا باید بین درمان و تأمین نان یکی را انتخاب کند؟
حق بیمههای سنگین، جریمههای بیرحم
کارفرمایان و صاحبان مشاغل کوچک، که از هر سو با فشار مالی، مالیاتی، رکود، افزایش هزینهها و محدودیتهای متعدد روبهرو هستند، این روزها از تأمین اجتماعی نیز فشار مضاعفی متحمل میشوند. در شرایطی که «حمایت از تولید» شعار کلان دولت است، این سازمان با جریمههای سنگین بابت تأخیر در پرداخت حق بیمه، نه تنها کمر کارفرما را میشکند، بلکه درمان کارگران را هم تحتالشعاع قرار میدهد. این امر موجب نگرانی از بابت استمرار خدمات درمانی برای کارگران نیز شده است.
پرهیز از حضور خبرنگاران منتقد؛ نادیده گرفتن صدای مردم؟
شاید تأسفبارترین بخش این روایت، آن باشد که برخی خبرنگاران امکان حضور در نشست را پیدا نکردند و این مسئله باعث شده تلقی سانسور رسانهای در میان برخی فعالان رسانهای شکل بگیرد اما تاریخ نشان داده است: هیچ پردهای مانع تابش نور واقعیت نمیشود. مردم از رسانهها انتظار دارند صدای آنها را بازتاب دهند، نه بازتابدهنده بولتنهای روابط عمومی باشند.
بازنشستگان؛ فریادهای خاموشی که طنین آن بلندتر از شعارهاست
افزایش حق بیمه بدون بهبود مستمریها، تنها جیب بازنشستگان را خالیتر کرده و بیاعتمادی را ژرفتر. مستمریهای ناچیز، آنهم در شرایطی که تورم واقعی با آمار رسمی هیچ نسبتی ندارد، نوعی فشار ساختاری مزمن علیه طبقهای است که دیگر توان اعتراض ندارند، اما فریادشان در شبکههای اجتماعی پیچیده است. آنها نمیخواهند صدقه بگیرند؛ تنها خواهان حقشان از صندوقیاند که خود، عمر و سلامتشان را در آن سرمایهگذاری کردند.
پرسشهای بیپاسخ، واقعیتهایی که نمیمیرند
- چرا با وجود دریافت حق بیمههای قابلتوجه، خدمات ابتدایی بیمهای متناسب در دسترس نیست؟
• چرا سیاستهایی مانند قطع خدمات درمانی، به دلیل تأخیر کارفرما، اثر مستقیم بر بیمهشده دارد؟
• چرا مستمریها با نرخ واقعی تورم تنظیم نمیشوند؟
• چرا به جای ارتقاء خدمات، اولویت اصلی افزایش درآمد تلقی میشود؟
• چرا خبرنگاران منتقد امکان حضور در این نشست را نداشتند، اگر آماری که ارائه میشود، مبنای واقعی دارد؟
نقاب آمار از چهره واقعیت برداشته شده
افزایش حق بیمه تأمین اجتماعی بدون ارتقای خدمات، نه اصلاح که انحراف از مسیر عدالت بیمهای است. ناظرخبر همچنان صدای بیمهشدگانی خواهد بود که از حق درمان، بازنشستگی آبرومند و آیندهای ایمن محروم ماندهاند.
ما رسانهایم، نه روابط عمومی. مسئولان تأمین اجتماعی گیلان! مردم با آمار سیر نمیشوند. به جای نمودارهای رنگارنگ، به واقعیتهای سیاه پشت صفهای داروخانه و تختهای بیمارستان نگاه کنید. هنوز دیر نشده، اما هر روز تأخیر، زخمهای تازهای بر پیکر اعتماد عمومی وارد میکند.

