آقای میرغضنفری! چرا ۲۰ کارگر جنگ زده پس از ۵ ماه هنوز یک ریال بیمهٔ بیکاری نگرفتهاند؟

به گزارش پایگاه اطلاعرسانی ناظرخبر، در روزهایی که شعار «حمایت از تولید ملی» و «مانعزدایی» همچنان تیتر اول بیانیهها و همایشهای دولتی است، بیش از ۲۰ کارگر واحد تولیدی پوشاک «لیرو» در شهرک صنعتی سپیدرود رشت، پنج ماه است که بیکارند و هنوز یک ریال بیمهٔ بیکاری دریافت نکردهاند!
آسیب کارخانه لیرو در جنگ ۱۲ روزه
داستان از ۱۲ مهر ۱۴۰۴ آغاز شد؛ روزی که در جریان جنگ ۱۲ روزهٔ ایران و اسرائیل، موشک یا ترکشی به سوله و بخشی از دستگاههای دوخت و برش کارخانهٔ لیرو اصابت کرد. کارفرما – که همه در گیلان او را بهعنوان کارفرمایی خوشحساب میشناسند و حتی یک ماه به تأمین اجتماعی بدهکار نبوده – ناچار شد خط تولید را متوقف کند. کارگران از همان روز بیکار شدند؛ نه بهخاطر رکود بازار، نه بهخاطر تعطیلی دائمی کارخانه، بلکه صرفاً بهدلیل خسارت مستقیم جنگ.
حق بیمهٔ بیکاری این کارگران سالهاست که از حقوقشان کسر و به حساب تأمین اجتماعی واریز شده است. قانون صراحت دارد: در مواردی که بیکاری بهدلیل قوهٔ قاهره (از جمله جنگ) رخ دهد، بیمهٔ بیکاری باید بدون تأخیر پرداخت شود. اما پنج ماه گذشته و پرونده همچنان بین سه نهاد پاسکاری میشود: ادارهٔ تعاون، کار و رفاه اجتماعی، تأمین اجتماعی رشت و فرمانداری شهرستان رشت.
چرا بیمه بیکاری کارگران جنگزده پرداخت نمیشود؟
از بیرون، شاید افکار عمومی با دیدن مصاحبههای مسئولان «متولی» پشت تریبونها تصور کنند که همهچیز روبهراه است؛ خسارات جنگ پرداخت شده، تولید حمایت شده و کارگران هم در پناه سازوکارهای قانونی قرار دارند. اما پروندهٔ کارگران بیکارشده از خردادماه تاکنون بین دستگاههای متولی پاسکاری میشود و پس از پنج ماه، فقط وعده و وعید میشنوند؛ در حالیکه بازار وعده و وعید نمیشناسد.
ادارهٔ تعاون، کار و رفاه اجتماعی و تأمین اجتماعی بهعنوان دستگاههای متولی امر میگویند هیچ مانعی برای پرداخت بیمهٔ بیکاری وجود ندارد. اما پرسش ساده و بدیهی اینجاست: اگر مانعی نیست، پس مشکل کجاست؟
پرسش کارگران از سید اسماعیل میرغضنفری، فرماندار رشت
این در حالی است که نگارنده نیز چند بار پیگیری کرده؛ حتی سید اسماعیل میرغضنفری، فرماندار شهرستان رشت، شخصاً قول داد مشکل را حل کند، اما پیچوخم بوروکراسی اداری چنان پر از فراز و نشیب است که گویی قرار نیست این پرونده به مقصد برسد. اگر روند سادهٔ دریافت یک حق قانونی – که از قبل پولش پرداخت شده – بیش از پنج ماه زمان میبرد، چگونه میتوان انتظار داشت واحدهای تولیدی در این استان انگیزهای برای ماندن و جنگیدن داشته باشند؟
صنعت پوشاک حالوروز خوبی ندارد
«لیرو» یکی از واحدهایی است که با وجود محدودیتهای فراوان، همچنان برای حفظ اشتغال در خط مقدم میجنگد و در گیلان، کمتر مدیری را میتوان یافت که این مجموعهٔ خوشنام را نشناسد.
اما واقعیت را باید دید: صنعت پوشاک حالوروز خوبی ندارد. در روزگاری که مردم نگران نان شبشان هستند، خرید پوشاک آخرین اولویت است. سرمایهگذاران لیرو هم هنوز نمیدانند آیا خسارات جنگ از سوی دولت جبران میشود یا نه. وقتی بیمهٔ بیکاری – که پولش قبلاً از کارفرما دریافت شده – پنج ماه معطل مانده، آیا میتوان انتظار داشت خسارات سنگین جنگ بهزودی پرداخت شود؟
این پاسکاری اداری فقط زندگی کارگران را سختتر کرده است
اما پرسش مهمی که کارگران لیرو امروز مستقیماً خطاب به سید اسماعیل میرغضنفری، فرماندار رشت، مطرح میکنند این است: چرا باید پرداخت بیمهٔ بیکاری بیش از پنج ماه معطل کاغذبازی اداری بماند؟ در حالیکه یکی از دستگاهها تأمین اجتماعی را مقصر میداند، دیگری ادارهٔ کار را مسئول معرفی میکند و برخی دیگر هم صراحتاً میگویند «تا زمانی که صورتجلسهٔ فرمانداری رشت ارسال نشود، نه ادارهٔ کار و نه تأمین اجتماعی امکان هیچ اقدامی را ندارند»؛ این پاسکاری اداری فقط زندگی کارگران را سختتر کرده است.
چه کسی پاسخگوی تأخیر سنگین در یک حق قانونی خواهد بود؟
کارگرانی که شغلشان را در اثر جنگ از دست دادهاند، میپرسند چگونه ممکن است بروکراسی عجیب و غریب اداری، اینچنین طولانی بر معیشت خانوادههایشان سایه بیندازد؟ مهمتر از آن، چه زمانی این کاغذبازی اداری اصلاح میشود و چه کسی پاسخگوی تأخیر سنگین در یک حق قانونی خواهد بود؟ آیا فرمانداری توضیح میدهد چرا موضوعی به این مهمی به گرهای چندماهه تبدیل شده و چرا هیچ جدول زمانی شفافی برای رفع آن اعلام نمیشود؟
کارگران چگونه باید دوام بیاورند؟
در چنین اقتصادی که ناپایداری کلان اقتصادی، بوروکراسی خستهکننده و نوسانات ارزی حلقهٔ محاصرهٔ تولیدکنندگان را تنگتر میکند، مسئولان چگونه انتظار دارند تولید سرپا بماند؟ کارگران چگونه باید دوام بیاورند؟ وقتی شعار «حمایت از تولید» و «مانعزدایی» همچنان تیتر اول اخبار اقتصادی کشور است، چرا یک کارگر ساده – که حق بیمهٔ بیکاریاش از سالها قبل پرداخت شده – باید پنج ماه در بروکراسی اداری معطل بماند؟ وقتی سرمایهگذار همین واحد هنوز نمیداند خسارات مستقیم بمباران کی و چطور جبران میشود، تکلیف کارگری که فقط میخواهد حداقل حقوق بیکاری بگیرد چیست؟
و پرسش نهایی: در این اوضاع نابسامان اقتصادی، آیا مسئولان حتی لحظهای به این فکر کردهاند که یک کارگر بدون بیمهٔ بیکاری – همان حداقل حقوق – چطور باید زندگی کند؟ یک کارگر بیکار با جیب خالی، با شرمندگی مقابل فرزندانش، با اجارهخانهٔ عقبافتاده و با تورم افسارگسیخته، چگونه باید «زنده» بماند؟

