ایران پوپلین رشت؛ از شکوه نساجی تا کابوس تکراری کارگران؟!
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی ناظر خبر، در روزگاری که اقتصاد ایران زیر فشارهای بیامان نفسنفس میزند، کارخانه ایران پوپلین رشت، یکی از قدیمیترین نمادهای صنعت نساجی کشور، بهجای تولید پارچههای فاخر، حالا تیتر اخبار را با تجمعات اعتراضی کارگرانش پر کرده است. این واحد صنعتی که روزگاری با صادرات به اروپا افتخار میآفرید، امروز درگیر معوقات حقوقی کارگرانی است که حتی نمیدانند حقوق ناچیزشان کی قرار است به دستشان برسد.
از افتخارات گذشته تا چالشهای امروز
ایران پوپلین در سال ۱۳۵۱ در زمینی به وسعت ۲۵۰ هزار مترمربع در رشت تأسیس شد و با ماشینآلات پیشرفته اروپایی از برندهایی مثل ریتر و سولزر، به تولید پارچههای متنوعی چون ملحفه، لباس کار، پارچههای نظامی و حتی محصولات صادراتی پرداخت. این شرکت که در دهه ۶۰ پارچههایش را به بازارهای آلمان میفرستاد و در سال ۱۳۷۶ گواهینامه ایزو ۹۰۰۲ دریافت کرد، اما این اعتقاد وجود دارد که امروز با کاهش نیروی انسانی از ۱۲۰۰ نفر به کمتر از ۳۰۰ نفر و بدهیهای کلان، در آستانه فراموشی است.
اما آنچه امروز بیش از همه قلبها را به درد میآورد، وضعیت کارگران این کارخانه است. کارگرانی که طبق گزارش ایلنا، در ۲۳ فروردین بار دیگر در محوطه کارخانه تجمع کردند تا فریاد بزنند: «حقوق اسفندمان کو؟» تأخیرهای یکماهه در پرداخت حقوق، برای این کارگران که با قراردادهای سهماهه و بدون امنیت شغلی روزگار میگذرانند، به یک کابوس تکراری تبدیل شده است.
یکی از کارگران با لحنی پر از استیصال به ایلنا گفته: «ما کارمان را درست انجام میدهیم، اما چرا کسی نمیداند حقوقمان کی واریز میشود؟ اصلاً پاسخگویی در کار است؟» این سؤال ساده اما تکاندهنده، خطاب به مدیرانی است که ظاهراً در جلسات بیپایان، مشغول برنامهریزی برای احیای کارخانه هستند، اما فراموش کردهاند که چرخ این احیا بدون کارگران نمیچرخد.
وعدههای تکراری و کارگرانی در تنگنا
مدیریت ایران پوپلین در سالهای اخیر از افزایش سرمایه، خروج از ماده ۱۴۱ قانون تجارت (ورشکستگی) و حتی برنامهریزی برای تولید ۶۰۰۰ تن پارچه خام در سال سخن گفته است. اما این وعدهها برای کارگری که نمیتواند نان شب خانوادهاش را تأمین کند، چه معنایی دارد؟ وقتی ۶۲ درصد سهام شرکت در دست بانک ملی و گروه توسعه سرمایهگذاری است، چرا اینهمه تأخیر و بینظمی در پرداخت حقوقها وجود دارد؟ آیا قرار است این کارخانه که روزگاری ستون صنعت گیلان بود، به «گورستان ماشینآلات» بدل شود، همانطور که مقامات محلی هشدار دادهاند؟
کارگران ایران پوپلین نهتنها با تأخیر حقوق، بلکه با نگرانی دائمی از بیکاری و قراردادهای موقت دستوپنجه نرم میکنند. در شرایطی که تورم افسارگسیخته، هر روز قدرت خرید مردم را کاهش میدهد، تأخیر در پرداخت حقوق، چیزی کمتر از فاجعه نیست.
مسئولان کجای ماجرا هستند؟
ایران پوپلین هنوز هم پتانسیل بازگشت به روزهای اوج را دارد. همکاری این شرکت با شرکتهایی خارجی درگذشته نشان میدهد که این کارخانه میتواند باز هم در بازارهای داخلی و خارجی حرفی برای گفتن داشته باشد. اما پرسش اینجاست: چرا کارگران که قلب تپنده این صنعت هستند، باید تاوان سوءمدیریتها را بدهند؟ چرا هیچکس پاسخگوی این تأخیرهای سریالی نیست؟ تا کی قرار است کارگران ایران پوپلین در انتظار حقوقشان تجمع کنند؟ آیا وقت آن نرسیده که بهجای وعدههای کلیشهای، اقدامی عملی برای نجات این کارخانه و کارگرانش انجام شود؟
چرا ایران پوپلین مهم است؟
ایران پوپلین فقط یک کارخانه نیست؛ نماد تاریخ صنعتی گیلان و خاطرهای از روزهایی است که تولید ایرانی در جهان میدرخشید. احیای این واحد صنعتی، نهتنها میتواند اشتغالزایی منطقه را تقویت کند، بلکه پیامی روشن به همه صنایع بحرانزده ایران است: با مدیریت درست، هنوز هم میتوان برخاست.
اما تا آن روز، کارگران ایران پوپلین همچنان منتظرند؛ منتظر حقوقی که شاید با تأخیر، اما با شرمندگی به دستشان برسد.

