بحران بی‌صدا؛ وقتی صدای پرستار خفه می‌شود

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، در سال‌هایی که گذشت، پرستاران و متخصصان یکی‌یکی چمدان مهاجرت بستند یا عطای طبابت را به لقایش بخشیدند. بیمارستان‌هایی با تجهیزات کامل ساخته و افتتاح می‌شوند، اما بخش‌هایی مانند آی‌سی‌یو یا اورژانس به‌دلیل کمبود پرستار، در سکوت تعطیل باقی مانده‌اند. آمارها از کمبود ۱۰۰ هزار پرستار در کشور خبر می‌دهند؛ عددی تکان‌دهنده که نه تنها سلامت بیماران، بلکه اساس نظام درمانی را تهدید می‌کند.

به‌گفته محمد شریفی‌مقدم، دبیرکل خانه پرستار، سیاست‌های غلط و سلطه گروهی خاص در وزارت بهداشت باعث شده تا پرستاران با دریافتی ماهانه کمتر از ۲۰ میلیون تومان، در برابر پزشکانی با دریافتی چندصد میلیون تومانی، به سکوت یا مهاجرت تن دهند.

عدالت گم‌شده در نظام سلامت

علیرضا سلیمی، رئیس انجمن بیهوشی و مراقبت‌های ویژه، صراحتاً می‌گوید: «تا عدالت میان رشته‌های پزشکی برقرار نشود، امیدی به اصلاح نیست.» در ایران، بعضی رشته‌های جراحی تا ۱۰۰ برابر دیگر تخصص‌ها درآمد دارند. این بی‌عدالتی باعث شده تا دیگر کسی به پرستاری یا بیهوشی فکر نکند؛ مسیر مهاجرت هموارتر از ماندن است.

مهاجرت؛ تنها گزینه پیش‌رو

ایرج خسرونیا، رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی، از مهاجرت جراحان قلب کودکان خبر می‌دهد. در برخی بیمارستان‌ها یک بخش با تنها یک پرستار اداره می‌شود. در چنین وضعیتی، مراقبت با کیفیت تنها یک رؤیاست. در حالی‌که در کشورهای توسعه‌یافته نسبت پرستار به هزار نفر تا ۱۰ نفر می‌رسد، این عدد در ایران زیر ۲ نفر است.

سرکوب به‌جای پاسخ

پرستارانی که اعتراض می‌کنند، به هیأت تخلفات احضار می‌شوند یا حتی صفحات مجازی‌شان تعطیل می‌شود. صدای اعتراض خاموش می‌شود؛ همان صدایی که هشدار می‌دهد اگر اقدامی نکنیم، نظام سلامت به فروپاشی می‌رسد.

تناقض‌ها و بوروکراسی معکوس

در حالی‌که سالانه ۱۵ هزار پرستار از دانشکده‌ها فارغ‌التحصیل می‌شوند، همان وزارت بهداشت مانع استخدام آنها می‌شود. گروهی در این وزارتخانه، که از پزشکان پردرآمد هستند، به‌گفته شریفی‌مقدم، تمام قدرت را در اختیار دارند و مانع تصویب و اجرای قوانینی می‌شوند که بتواند وضعیت پرستاران را بهبود ببخشد.

دستمزدها؛ خنده‌دار و توهین‌آمیز

مقایسه ساده است:

  • حقوق پرستار در ایران: ۲۰۰ دلار

  • حقوق پرستار در آمریکا: ۶ تا ۷ هزار دلار

  • در دانمارک، همین عدد به‌راحتی به ۲۵۰۰ یورو می‌رسد.

در چنین شرایطی، چه کسی حاضر است در ایران بماند و جان دیگران را نجات دهد؟

تعطیلی در عین افتتاح

احمد نجاتیان، رئیس سازمان نظام پرستاری، از بیمارستان‌هایی می‌گوید که بخش‌های حیاتی‌شان راه‌اندازی شده اما افتتاح نشده‌اند. دلیل ساده است: پرستاری نیست که بخواهد آنجا کار کند. از سوی دیگر، اضافه‌کاری اجباری با پرداخت‌های ۳ تا ۴ ماهه و مالیات کسرشده، روح و جسم پرستاران را فرسوده کرده است.

بی‌عدالتی سیستماتیک

نظام سلامت ایران در خطر است؛ نه فقط به‌خاطر تجهیزات فرسوده یا بودجه ناکافی، بلکه به‌دلیل بی‌عدالتی سیستماتیک، مهاجرت گسترده، سرکوب مطالبه‌گری و بی‌توجهی ساختاری. اکنون زمان آن رسیده که مسئولان به‌جای سرکوب صداها، گوش شنوا داشته باشند و عدالت را، نه فقط در شعار، بلکه در عمل بازگردانند. چراکه هر روز تأخیر، جان یک بیمار را می‌گیرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا