آقای استاندار؛ اگر مرهم نیستید، حداقل نمک روی زخم مردم نپاشید
چرا آرامش بازار گیلان فقط روی کاغذ است؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، دکتر هادی حق شناس استاندار گیلان در تازه ترین جلسه ستاد تنظیم بازار با تأکید بر ضرورت استمرار نظارتها و همکاری دستگاهها، ابراز امیدواری کرد که استان همچنان در مسیر ثبات، آرامش و تأمین مناسب بازار حرکت کند و مردم بتوانند امور روزمره خود را با آرامش دنبال کنند!
وی همچنین با قدردانی از همراهی مردم، اعلام کرد پرداختهای حمایتی دولت با هدف تقویت معیشت خانوارها انجام خواهد شد و همزمان، تشدید نظارتها مانع از تبدیل نوسانات مقطعی به التهاب در بازار میشود!
به گفته استاندار، دستگاههای نظارتی نیز در حال رصد مستمر وضعیت توزیع کالا هستند و هرگونه تخلف احتمالی با سرعت پیگیری خواهد شد!!
واقعیت بازار گیلان: افزایش شدید و بی سابقه قیمت کالاهای اساسی
وی چنان از آرامش خاطر مردم گیلان در بازار سخن گفت که انگار از جیب مردم و واقعیت های بازار خبر ندارد. مرغ هر کیلو بیش از ۱۷۰ هزار تومان، گوشت گوساله هر کیلو بیش از ۹۰۰ هزار تومان، تخممرغ هر عدد ۱۲ هزار تومان، برنج هاشمی هر کیلو بیش از ۳۰۰ هزار تومان، سیب زمینی هر کیلو ۶۰ هزار تومان و…
استاندار گیلان در حالی از نوسانات مقطعی بازار در یک جلسه رسمی سخن می گوید که اعتراضات صنفی بازاریان و فعالان اقتصادی در نقاط مختلف کشور، بازتاب گستردهای در فضای رسانه های داخلی و خارجی داشته و نشانههایی از نارضایتی عمیق نسبت به وضعیت بازار و قدرت خرید را آشکار کرده است.
این پرسش بهطور طبیعی مطرح میشود که آیا این صداها بهدرستی به هادی حق شناس منتقل شده یا خیر؟
فشار معیشتی بر شهروندان؛ مشکل اصلی بازار
در کنار اعتراضات صنفی، واقعیتی انکارناپذیر نیز در بازار وجود دارد؛ بخشی از شهروندان امروز عمده دغدغهشان تأمین حداقل قوت روزانه است، نه انتخاب میان کالاها. کاهش تقاضا، تغییر الگوی خرید و تمرکز بر کالاهای حداقلی، از نگاه بسیاری از فعالان بازار، نشانه فشار شدید معیشتی است.
در چنین شرایطی، انتظار میرود توضیح داده شود که جلسات تنظیم بازار چگونه و با چه ابزارهایی قرار است این شکاف میان گفتار رسمی و تجربه زیسته مردم را کاهش دهد.
پرسشهای حقوق عمومی و مسئولیت مدیریت محلی
از منظر حقوق عمومی و الزامات مدیریت مبتنی بر واقعیتهای میدانی، این پرسش قابل طرح است که تصمیمگیران ارشد استانی، تا چه اندازه درک ملموس و روزآمدی از تجربه زیست خانوارها ــ از جمله نزدیکترین حلقه اجتماعی خود ــ در مواجهه با تحولات بازار دارند.
آیا خانواده مقام های ارشد اجرایی استان، همچون سایر شهروندان، با واقعیتهای قیمتگذاری، قدرت خرید و محدودیتهای معیشتی روزانه مواجه میشوند و فرصت لمس مستقیم شرایط بازار را دارند؟ فاصله گرفتن از این تجربه عینی میتواند به طرح دیدگاههایی در جلسات رسمی بینجامد که اگرچه بر روی کاغذ قابل دفاع به نظر میرسد، اما در عمل، با واقعیت اقتصادی جامعه همخوانی ندارد و آثار آن در میدان بازار قابل مشاهده نیست.
بازار تعطیل شده چون مردم پول ندارند
آقای استاندار، امروز مسئله مردم در بازار غالباً کمبود کالا نیست. شاید خبر از بازار و بازاریان ندارید؛ بازار تعطیل شده چون مردم پول ندارند. به میادین میوه و ترهبار سری بزنید؛ غالب خرید مردم سیبزمینی، پیاز، بادمجان و صیفیجاتی از این دست، فقط برای زنده ماندن شده است.
این تفاوت میان اظهارات رسمی استاندار گیلان و تجربه روزانه مردم در خرید مایحتاج، باعث شده برخی شهروندان بپرسند خروجی جلسات تنظیم بازار یک سال گذشته تا چه اندازه در بهبود قدرت خرید خانوارها اثرگذار بوده که امروز مردم درگیر زنده ماندن هستند؟
پرسشهایی درباره مفهوم «نوسان مقطعی»
کارشناسان اقتصادی نیز معتقدند صرف برگزاری جلسات و صدور دستورالعمل، زمانی معنا پیدا میکند که اثر آن در قیمت نهایی کالاها و رفتار بازار قابل مشاهده باشد.
دادههای میدانی بازار و افزایش شدید قیمت برخی کالاهای اساسی، پرسشهایی را درباره مفهوم «نوسان مقطعی» مطرح میکند. افزایشی که از نگاه بسیاری از شهروندان، فراتر از نوسان کوتاهمدت تلقی میشود.
کاهش توان خرید؛ چالش اصلی بازار
به نظر میرسد در شرایط فعلی، چالش اصلی بازار نه کمبود کالا، بلکه کاهش توان خرید مصرفکنندگان است. برخی فعالان صنفی میگویند کاهش تقاضا و رکود خرید، نشانهای روشن از فشار معیشتی بر خانوارهاست.
با وجود تکرار چنین اظهاراتی از سوی مسئولان ستاد تنظیم بازار در جلسات رسمی استان گیلان در خصوص آرامش بازار و نوسانات مقطعی، پرسش اصلی افکار عمومی همچنان بیپاسخ مانده است: خروجی مشخص جلسات تنظیم بازار یک سال گذشته دقیقاً در کدام بخش از سفره مردم قابل مشاهده است؟
ابهامات عمومی و انتقادات رسانهای
این پرسش هم نخستین بار نیست که مطرح میشود. پیش از این نیز در رسانهها بارها نسبت به نامشخص بودن اثر ملموس جلسات تنظیم بازار در زندگی روزمره مردم انتقاد شده و این موضوع به مطالبهای تکرارشونده تبدیل شده است. با این حال، تاکنون جلسهای رسمی از سوی استاندار گیلان با خبرنگاران برای تشریح دقیق این مفاهیم برگزار نشده است.
اینکه منظور از «نوسانات مقطعی» چیست، شاخص «آرامش بازار» چگونه سنجیده میشود و این آرامش دقیقاً در کدام سبد معیشتی مردم قابل اندازهگیری است، نیز همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
پرسشهای مشخص از استاندار گیلان
با این حال، بر اساس بازخوردهای میدانی و گزارشهای منتشرشده در رسانهها، مجموعهای از پرسشهای مشخص همچنان بیپاسخ ماندهاند:
- منظور استاندار گیلان از «آرامش بازار» دقیقاً چیست و این آرامش بر اساس چه شاخصهای مشخص و قابل اندازهگیری اعلام میشود؟
- آیا این شاخصها مبتنی بر قیمت مصرفکننده، قدرت خرید خانوار یا صرفاً وضعیت توزیع کالا هستند؟
- وقتی قیمت برخی کالاهای اساسی در بازه یکساله افزایشهای قابل توجهی را تجربه کردهاند، «نوسان مقطعی» از نگاه استانداری چه تعریف زمانی و اقتصادی دارد؟
- چه زمانی یک نوسان از حالت مقطعی خارج و نیازمند بازنگری جدی در سیاستها تلقی میشود؟
- جلسات مکرر ستاد تنظیم بازار طی یک سال گذشته چه خروجی مشخص، مستند و قابل ارائهای برای سفره مردم داشته است؟
- آیا گزارشی تحلیلی از اثر این جلسات بر قیمت نهایی کالاها، بهصورت عمومی منتشر شده است؟
- با وجود طرح مکرر انتقادها در رسانهها درباره اثرگذاری این جلسات، چرا تاکنون نشست مستقیم یا پاسخگویی اختصاصی استاندار گیلان با خبرنگاران در این خصوص برگزار نشده است؟
- آیا برنامهای برای گفتوگوی شفاف با رسانهها و پاسخ به ابهامات افکار عمومی وجود دارد؟
- در شرایطی که اعتراضات صنفی بازاریان و فعالان اقتصادی در نقاط مختلف کشور علنی شده، آیا این بازخوردها در تصمیمسازیهای استانی لحاظ میشود؟
- استانداری گیلان وضعیت کاهش تقاضا و رکود خرید در بازار را چگونه تحلیل میکند؟
- آیا استانداری قبول دارد که مشکل اصلی امروز بازار، کمبود کالا نیست بلکه کاهش توان خرید مردم است؟
- جلسات تنظیم بازار چه برنامه مشخصی برای ترمیم قدرت خرید و نه صرفاً کنترل ظاهری بازار دارند؟
بازار هم برای این جلسات ارزشی قائل نیست و راه خودش را میرود
آقای استاندار، از داخل جلسات، بدون همراه و محافظ، سری به بازار بزنید و از مردم درباره خروجی جلسات تنظیم بازار در سفرههایشان بپرسید؛ آنوقت به این نتیجه می رسید که تصاویر و اخبار جلسات تنظیم بازار، مصرف داخلی در دولت داشته و اثری در زندگی مردم ندارد ضمن اینکه بازار هم برای این جلسات ارزشی قائل نیست و راه خودش را میرود.
آقای استاندار؛ شما را به خدا اگر مرهمی بر زخمها نیستید، حداقل نمک روی زخم نباشید. این اخبار جلسات تنظیم بازار، داغ مردم را هر بار تازهتر میکند.
طرح این پرسشها در چارچوب وظیفه قانونی رسانهها برای مطالبه شفافیت، پاسخگویی و ارزیابی اثربخشی سیاستهای عمومی انجام شده است. نقد حاضر متوجه نتیجه تصمیمات و نحوه ارتباط با افکار عمومی است و نه اشخاص؛ مطالبهای که استمرار آن میتواند به اصلاح سیاستها و اعتمادسازی عمومی کمک کند.

