آرامش بازار روی کاغذ؛ چرا پس از وعده استاندار گیلان، روغن نایاب شد؟
وقتی «آرامش بازار» در گیلان فقط در تریبونها جاری است

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، سه روز هم از جلسه ستاد تنظیم بازار نگذشته است. همان جلسهای که هادی حقشناس، استاندار گیلان، با قاطعیت از پرداختهای حمایتی دولت برای تقویت معیشت خانوارها گفت، از تشدید نظارتها سخن راند و اطمینان داد که اجازه داده نخواهد شد نوسانات مقطعی به التهاب بازار منجر شود.
اما بازار، برخلاف انتظار، به این وعدهها واکنش مثبتی نشان نداد؛ درست در اولین روز پس از این جلسه، روغن نایاب شد. پرسش ساده و در عین حال بنیادی اینجاست: اگر بازار به تصمیمات و اظهارات رسمی بیاعتناست، مشکل در بازار است یا در سیاستگذاری و اجرای آن؟
این ارقام دقیقاً کجای زندگی مردم قابل لمس است؟
استاندار گیلان با استناد به محاسبه نرخ تورم در ۱۳ گروه کالایی و خدماتی و حدود ۴۷۰ قلم کالا و خدمت، از ارقام نسبتاً پایینتر تورم در گیلان نسبت به میانگین کشور گفت؛ از تورم ۴۸.۱ درصدی خوراکیها در گیلان در مقابل ۵۰ درصد کشوری و از فاصله معنادار تورم غیرخوراکیها و خدمات استان با میانگین ملی.
اما سؤال اساسی این است: این ارقام دقیقاً کجای زندگی مردم قابل لمس است؟ واقعیت اجتماعی گیلان – آنطور که در بازار، فروشگاهها و سفرههای مردم دیده میشود – با این آمارها همخوانی ندارد. اینجاست که یک پرسش عمومی شکل میگیرد: آیا این آمارها صرفاً برای مصرف اداری و گزارشدهی به وزارت کشور تولید میشوند؟
وعدههای ستاد تنظیم بازار؛ بازار چگونه پاسخ داد؟
استاندار گیلان همچنان بر این گزاره تأکید دارد که حذف ارز ترجیحی میتواند به کاهش نرخ ارز، ثبات بازار و مهار سوداگری منجر شود؛ تحلیلی که در سطح نظری قابل دفاع است. اما اقتصاد، بیش از آنکه با تئوری کار کند، با زمانبندی و پیامدهای کوتاهمدت معنا مییابد.
اجرای سیاستهای کلان اقتصادی بدون تمهیدات جبرانی مؤثر و فوری، میتواند مصداق «تحمیل فشار نامتوازن بر شهروندان» باشد؛ فشاری که در عمل، پیش از آنکه ثبات وعدهدادهشده رخ دهد، خود را به شکل کمبود کالا و التهاب نشان میدهد.
قفسههای خالی، آزمون واقعی سیاستها
اصرار بر «آرامش بازار» وقتی معنا پیدا میکند که شهروند در خرید مایحتاج اولیه دچار اضطراب نشود. خالی شدن قفسههای روغن – آن هم در روزهای ابتدایی اعلام رسمی حذف ارز ترجیحی – نه نشانه آرامش، بلکه زنگ خطر است.
بازار، بهویژه بازار کالاهای اساسی، سریعتر از هر گزارش و جلسهای واکنش نشان میدهد. وقتی اولین واکنش بازار، کمبود است، یعنی یا پیام سیاستگذار درست منتقل نشده یا ابزارهای نظارتی و اجرایی آمادگی لازم را نداشتهاند.
پرسشهایی که بیپاسخ ماندهاند
- اگر بازار در مسیر «ثبات و آرامش» است، چرا نخستین نشانه، کمبود بود؟
- اگر تورم در گیلان کمتر از کشور است، چرا فشار معیشتی مردم بیشتر حس میشود؟
- و مهمتر از همه: سهم مردم از این سیاستها دقیقاً کجاست؟ روی کاغذ یا روی سفره؟
تا زمانی که فاصله میان آمارهای رسمی و تجربه زیسته شهروندان پر نشود، هیچ دستور و وعدهای – حتی با بهترین نیت – نمیتواند اعتماد عمومی را ترمیم کند. بازار گیلان، دستکم فعلاً، روایت دیگری دارد؛ روایتی که با روغن نایاب آغاز شده است.

