انگشت در چشم مردم می کنند و تا آنها را به اوج عصبانیت نرسانند، رها هم نمی کنند

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، در روزی که بهطور رسمی اعلام شد تهران در شاخص کیفیت هوا به عنوان سومین شهر پاک جهان شناخته شده است، خبر دیگری افکار عمومی را غافلگیر کرد: تعطیلی پایتخت و بسیاری از استانهای کشور به دلیل آنچه «برودت هوا» اعلام شد.
توافق فوری دولت پس از اعتراض بازاریان
ساعاتی پیش از اعلام تعطیلی، رئیسجمهور از توافق با نمایندگان فعالان اقتصادی خبر داد؛ توافقی که دربرگیرنده چهار تصمیم حمایتی مهم بود: تعلیق اجرای سامانه مودیان مالیاتی، توقف مالیات بر ارزش افزوده، تعلیق جرائم مالیاتی و توقف الزامات جدید در درگاه ملی مجوزها.
این تصمیمها پس از آن اتخاذ شد که بازاریان و کسبه تهران با بستن مغازههای خود و حضور در خیابانها، به وضعیت دشوار اقتصادی و بهویژه بیثباتی ارزش پول ملی اعتراض کردند.
ادامه اعتراضات؛ از بازار تا دانشگاه
اعتراضات به همان روز محدود نماند. امروز نیز در کنار کسبه برخی شهرها، گروهی از دانشجویان دانشگاههای تهران تجمعات اعتراضی برگزار کردند؛ نشانهای روشن از گسترش دامنه نارضایتی اجتماعی.
دغدغه حکومت: مهار اعتراض پیش از گسترش
بیتردید پرسشی که ذهن تصمیمگیران را به خود مشغول کرده این است که چگونه میتوان پیش از فراگیر شدن اعتراضات، به آن پایان داد؛ آن هم در شرایطی که دشمنان خارجی بیش از هر زمان دیگری مترصد بهرهبرداری از ناآرامیهای داخلیاند.
نسخه ساده اما مغفول: تعطیل نکنید، گفتوگو کنید
پاسخ اما پیچیده نیست: تهران و سایر شهرهای ایران را، جز در آخر هفتهها و تعطیلات رسمی، تعطیل نکنید. راهحل بحران نه در تعطیلی، بلکه در شنیدن صدای مردم است.
تجربه موفق دولت در گفتوگو با اصناف
رئیسجمهور در مواجهه با اعتراض اصناف چه کرد؟ جلسه برگزار کرد، شنید و بخشی از مشکلاتی را که در حوزه اختیاراتش بود، حل کرد. همین الگو باید در مقیاس ملی و درباره اکثریت مردم ایران تکرار شود؛ همان کاری که همه حکومتهای مردمسالار انجام میدهند.
خواسته شفاف مردم: فقط عدالت
مردم ایران چیز پیچیدهای نمیخواهند. خواستهای که سالهاست تکرار میشود و کاملاً روشن است: عدالت؛ نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم.
عدالت یعنی قرار گرفتن هر انسان و هر چیز در جای درست خودش. اگر همین تعریف ساده و بنیادین جدی گرفته شود، ایران در زمانی کوتاه به کشوری آرام، قدرتمند و قابل اتکا تبدیل خواهد شد.
ریشه عدالت؛ انتخاب انسانها توسط انسانها
اولین اصل عدالت، قرار گرفتن انسانها در جای شایسته خود است. تجربه تاریخی بشر نشان میدهد بهترین سازوکار برای این امر، «انتخاب انسانها توسط انسانها»ست؛ سازوکاری که خوشبختانه در قانون اساسی ایران نیز با عنوان انتخابات به رسمیت شناخته شده است.
آغاز شکاف مردم و حکومت
شکاف میان مردم و حکومت در جمهوری اسلامی زمانی تشدید شد که مردم احساس کردند نقش آنها در انتخاب مدیران و نمایندگانشان روزبهروز کمرنگتر میشود.
در ابتدا این احساس به بیتفاوتی انجامید؛ اما زمانی که افراد غیرمنتخب بر کرسیهای تصمیمگیری نشستند و برای اکثریت قانونگذاری کردند، بیتفاوتی جای خود را به اعتراض داد؛ و گاه حتی به خشونت.
تصمیمسازی دور از مردم؛ جرقه خشم اجتماعی
غیرمنتخبان، آنچنان از متن جامعه فاصله میگیرند که حتی منافع خود را هم درک نمیکنند. نتیجهاش تصمیماتی است که مستقیماً انگشت در چشم مردم میکند؛ از محدودسازی خودروهای ایمن گرفته تا کاهش کیفیت اینترنت، تشدید فیلترینگ، و تبدیل پوشش زنان به بحرانی ملی.
انحراف در سازوکار انتخابات
مهمترین اصلاحی که باید انجام شود، پاکسازی سازوکارهای انتخاباتی از آسیبهایی است که طی دهههای اخیر انتخابات را از کارکرد واقعی خود خارج کرده است.
به هزار تأسف، نهادی که قرار بود صرفاً ناظر بر انتخابات باشد، بهتدریج به مرجع تعیینکننده تبدیل شد و عملاً انتخابات را دو مرحلهای کرد؛ جایی که رضایت نهاد ناظر بر رضایت مردم مقدم شد.
پیامد این انحراف روشن است: مردم چیزی میخواهند و کسانی که به اسم نمایندگی مردم تصمیم میگیرند، راهی دیگر میروند. در چنین شرایطی، کوچکترین جرقه میتواند اعتراضهای گسترده ایجاد کند و ایران را در معرض سوءاستفاده دشمنان قرار دهد.
اعتماد، تنها با بازگشت مردم به حاکمیت
اگر مردم در ساختار حاکمیت، تصویر خود را ببینند و صدایشان شنیده شود، نهتنها مقابل حکومت نمیایستند، بلکه برای حفظ آن جان میدهند؛ همانگونه که در دهه نخست انقلاب برای دفاع از کشور چنین کردند.
عدالت جاری؛ پایان تعطیلیهای بیدلیل
وقتی هر انسان و هر تصمیم در جای درست خود قرار گیرد، سیاست خارجی، قانونگذاری، رسانه، قضا و اقتصاد هم سامان مییابد. نان مردم بر سفره خودشان مینشیند، نه در جیب رانتخواران.
در چنین شرایطی، تهران و شهرهای دیگر به بهانه آلودگی هوا، سرما یا ناترازی انرژی تعطیل نمیشوند؛ زیرا نابخردی مدیریتی جای خود را به عقلانیت داده است. و آنگاه، واقعاً آرامش برقرار است؛ نه با تعطیلی دستپاچه، بلکه با عدالت.

