یلدای بیسفره؛ وقتی مسئولان فقط برای مردم نسخه میپیچند!

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، شب یلدا در حافظه جمعی ایرانیان، شب انار و آجیل و لبخند است؛ اما امسال، برای میلیونها خانواده، یلدا به شب حسابوکتاب، حذف و شرمندگی بدل شده است. حذف نه از سر انتخاب، که از سر اجبار. اجبارِ تورمی که دیگر فقط «عدد» نیست؛ واقعیت خشنِ کالاهای اساسی در ایران است.
شب یلدا؛ از آیین شادی تا شب حذف و شرمندگی
شب یلدا آمده، اما نه با انار و آجیل؛ با فاکتورهای شوکهکننده، حذفهای اجباری و شرمندگی پنهان پدران. یلدا امسال جشن نیست؛ صورتحساب سیاستهای اقتصادی است که مستقیم روی سفره مردم فرود آمده است.
عددهایی که خاطره نمیسازند؛ روایت واقعی فاکتور خرید
اگر قرار باشد در یک مراسم ملی مثل شب یلدا به یاد دو چیز بیفتیم، یکی طولانیترین شب سال است و دیگری، بلندترین صفهای گرانی کالاهای اساسی که استخوان سفره خانوار را خرد کردهاند. در حالی که در این شب طولانی سال، مردم باید کنار هم خاطره بسازند، عددی که روی فاکتورهای خرید نقش میبندد، قصهی واقعی این شب است: همان عددی که نشان میدهد قدرت خرید ذوب شده است.
تورم روی سفره؛ عبور بیصدا از خط قرمز کالاهای اساسی
تورم فقط یک تیتر اقتصادی نیست. تورم، این بار از جدولهای آماری مسئولان عبور کرده و مستقیم روی سفره نشسته است. برنج، روغن، لبنیات، گوشت، مرغ و حتی میوهای که باید نماد یلدا باشد، با قیمتهایی عرضه میشوند که دیگر هیچ تناسبی با دستمزد و درآمد ندارد. این نه نوسان فصلی است و نه شوک مقطعی؛ تورم افسارگسیخته کالاهای اساسی است؛ خط قرمزی که سالها وعده داده بودند هرگز از آن عبور نمیکنند.
سقوط ارزش پول ملی و شاخص پنهان شرمندگی پدران
در این میان، کاهش مداوم ارزش پول ملی نقش آتشبیار معرکه را بازی میکند. ریالی که هر روز آب میرود، نه فقط قدرت خرید را میبلعد، بلکه عزت اقتصادی خانوادهها را نشانه میگیرد. شرمندگی پدرانی که جلوی خانواده، حساب دخلوخرج را چند بار بالا و پایین میکنند تا شاید بتوانند یک شب را «آبرومندانه» بگذرانند، شاخصی است که در هیچ گزارش رسمی دیده نمیشود؛ اما واقعیترین شاخص بحران است.
بازار رها شده؛ نظارتی که یا نیست یا نمایشی است
بازار، رهاست؛ نه به معنای آزادی، بلکه به معنای بیمسئولیتی. نظارت، یا نیست یا نمایشی است. صدای اعتراض مردم به گرانی افسارگسیخته شنیده نمیشود، یا اگر میشود، به «توصیه به صبوری» و «باید و نباید» و «توصیههای اخلاقی» تقلیل مییابد. باید کمتر مصرف کنید، نباید انتظار داشته باشید، باید قناعت کنید؛ نسخههایی که همیشه برای مردم پیچیده میشود، نه برای تصمیمسازان. سیاست شکست میخورد، اما تقصیر به گردن سفره میافتد.
نسخههای رسانهای؛ توصیه اقتصادی یا عادیسازی فقر؟
در این میان، برخی کارشناسان رسانه ملی به جای ایستادن کنار واقعیت زندگی مردم، نسخههایی میدهند که بیش از آنکه اقتصادی باشد، توهینآمیز است: اگر برنج گران شد، جو بخورید. اگر گوشت گران شد، حذفش کنید. اگر آجیل گران است، یلدا را ساده بگیرید. اینها توصیه نیست؛ عادیسازی فقر است. در واقع رسانه ملی، میخواهد با تغییر رژیم غذایی، بحران را پنهان کند.
هشدارهای شنیدهنشده؛ اصلاح ساختار یا تکرار وعدهها
نسخههای کارشناسی که بر اصلاح ساختارهای اقتصادی، شفافیت در بودجه و نجات ارزش پول ملی تأکید دارند، نه در سخنرانیها شنیده میشود و نه در سیاستهای اجرایی پیاده میشود. نتیجه؟ کاهش اعتبار وعدههای مسئولان، شرمندگی خانوادهها در برابر فرزندان و یک شب یلدای متفاوت که هیچکس آن را به یاد جشن شادی نمیسپارد، بلکه به یاد حکایت جمع شدن سفرهی مردم میگذارد.
وقتی «قناعت کنید» جای سیاستگذاری توصیه می شود
مشکل مردم، ندانستنِ «چگونه کمتر خرج کردن» نیست؛ مشکل، سیاستهایی است که درآمد را میخشکاند و هزینه را رها میکند. کارشناسان اقتصادی سالهاست هشدار میدهند بدون مهار نقدینگی، بدون ثبات ارزی، بدون اصلاح سیاست پولی، هر بسته معیشتی و هر توصیه رسانهای، فقط مُسکن است. اما گوش شنوایی نیست، چون شنیدن هزینه دارد. آسانتر این است که به مردم بگویند «قناعت کنید».
شبهای بلند، سفرههای خالی
یلدای امسال، آینه تمامنمای یک واقعیت تلخ است: وقتی دولت، بازار را رها میکند و اعتراض را نمیشنود؛ وقتی وعدههای انتخاباتی به «باید و نباید»های پس از انتخابات تقلیل مییابد؛ نتیجهاش روشن است: شبهای بلند، سفرههای خالی.
و این، نه قضاوت احساسی، که حاصل تجربه روزمره مردمی است که دیگر با آمار سیر نمیشوند.

