«لغو کنسرت شجریان در میدان آزادی؛ ترس از حضور مردم»

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، اهمیت یک خبر در ویژگیهای متعددی نهفته است، اما یکی از مهمترین آنها «غیرمنتظره بودن» است. از همین منظر، در میان دو خبر «برگزاری» و «لغو کنسرت آقای شجریان در میدان آزادی»، بدون تردید خبر برگزاری ارزش خبری بیشتری داشت. چراکه برگزاری آن غیرمنتظره و نشانهای جدی در بازگشت به مردم بود، حال آنکه پیام لغو آن تکراری و به معنای ادامه چرخش در همان مسیر گذشته است.
این وضعیت نشان داد که بخشی از صاحبان قدرت بیش از آنکه از تهاجم و تجاوز بیگانه نگران باشند، از بازگشت به مردم هراسان هستند. مشکل نه بیحجابی است و نه حتی برخی رفتارهای ناهنجار؛ زیرا اگر چنین مشکلاتی ملاک بود، در صورت برگزاری در ورزشگاه آزادی هم میتوانست رخ دهد. این عوارض احتمالی منحصر به خیابان و میدان نیست. اصل ماجرا خیابان و عرصه عمومی است؛ جایی که مخالفان نمیخواهند مردم در آن آزادانه و مسالمتآمیز حضور داشته باشند.
ایده مخالفت با کنسرت شجریان با دو بال همیار پرواز میکند: یک بال، تندروهای داخلی و بال دیگر، براندازان وابسته به بیگانه. این دو بال در ظاهر متضاد اما در واقع یک جفت بال هماهنگ هستند که با جدا شدن از زمین مردم، رو به سوی دشمن پرواز میکنند. آنان که این دو جریان را جدا از هم میدانند، دچار خطا هستند؛ زیرا وجه مشترک اصلی هر دوی آنان، بیاعتمادی و دشمنی با مردم ایران است. بنابراین، مشکل کنسرت نه در موسیقی بود و نه در حجاب یا موضوعات مشابه، بلکه در اصل حضور مردم در خیابان و عرصه عمومی نهفته است.
هر دو جریان مخالف، چه تندروهای داخلی و چه براندازان بیرونی، نسبت به حضور مردم در هر برنامۀ شادیبخش خیابانی موضعی واحد داشتند. هرکدام با هدف خود، در پی تصرف خیابان توسط عاملان خویش هستند و بنابراین در مخالفت با کنسرت نیز همداستان شدند. شدت حملات و فشارهایی که از سوی این دو جریان بر برگزارکنندگان و مجریان کنسرت وارد شد، کمابیش مشابه بود؛ چراکه هیچیک علاقهای به نتایج حاصل از برگزاری آن نداشتند.
شهردار تهران برای آنکه همراه نشان داده شود، مدعی شد اجرای کنسرت در ورزشگاه آزادی مجاز است. در حالی که خود او بهخوبی میداند هدف اصلی، آوردن مردم به میدان و نمایش قدرت و اتحاد ملت در عرصه عمومی بود. تنها چنین حضوری میتواند بیشترین اثر را در سیاست بازدارندگی و دفاعی کشور داشته باشد. در غیر این صورت، رفتن به یک کنسرت بهتنهایی معنای سیاسی و دفاعی ندارد. مردم سالهاست که به برنامههای مشابه رفتهاند. آنچه تفاوت ایجاد میکرد، «آزاد بودن» و «برگزاری در میدان آزادی» بود.
کنسرتی که بدون ورودیه و بلیت، برای نشاط و شادی همه مردم ایران و به نام ایران برگزار میشد، بهویژه پس از دوران جنگ، خواهناخواه اثری سیاسی و بازدارنده داشت و پیامی روشن به داخل و خارج میداد: اینکه در داخل کشور نگاه تازهای به حضور مردم در حال ترویج است.
لغو این کنسرت، هر دلیلی که داشته باشد، توجیهپذیر نیست. هیچ جزئیاتی نمیتواند راهبردی بودن چنین برنامهای را زیر سؤال ببرد. حتی اگر مشکلاتی وجود داشت، همانند سایر برنامههای مشابه باید یا رفع میشد یا پذیرفته میشد. بهانهها قابل پذیرش نیستند. همانگونه که آقای شجریان در متن خود تأکید کرد: «جلسات و بررسیهایی که این چند روزه انجام شده کاری است که میبایست قبل از موافقت با درخواست ما در دو ماه گذشته انجام میشد.» این بیان نشان میدهد که تغییر رویکردی در پشت پرده رخ داده است و موانع و مشکلات جزئی تنها بهانهای برای لغو برنامه بودهاند.
در نهایت، باید گفت ترس از حضور مردم، مسئلۀ اصلی و انگیزۀ مشترک هر دو جریان مخالف بود و بقیه دلایل صرفاً پوششی برای پنهانسازی همین واقعیت. فلسفۀ برگزاری کنسرت در میدان آزادی، بسیار فراتر از مشکلات اجرایی و جزئیات کوچک بود. این برنامه قرار بود پیام امید، نشاط، بازدارندگی و همبستگی را به جامعه منتقل کند، اما لغو آن نشان داد که همچنان عدهای در داخل و خارج، از بازگشت مردم به خیابان بیمناکاند.

