سکوت طلایی یک مدیر؛ وقتی حتی هادی حق شناس هم حریف او نمیشود!
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی ناظرخبر، در تاریخ مدیریتی گیلان، اگر قرار بود برای سکوت جایزهای تعلق گیرد، بیتردید مدیرعامل شرکت آب منطقهای گیلان فاتح بلامنازع این میدان بود؛ مدیری که بهراحتی سه رئیسجمهور و چهار استاندار را پشت سر گذاشت، بیآنکه به رسانهها و افکار عمومی پاسخگو باشد.
اینکه چگونه یک مدیر میتواند در میانهی تغییرات گسترده در سطوح عالی دولت و استانداری، همچنان محکم و بیدغدغه بر جای خود باقی بماند، سؤالی است که باید روزی پاسخ داده شود.
به گزارش ایلنا، در سال ۱۳۹۹ صدای فریاد شالیکاران رستمآباد گیلان از دو سوی سفیدرود برخاست؛ فریادی علیه ظلم آشکار شرکت آب منطقهای که در اقدامی عجیب، اسناد مالکیت بیش از یک قرن شالیزارهای مردم را زیر پا گذاشت و ۱۵۰۰ متر از زمینهای کشاورزی را تحت عنوان «بستر رودخانه» به نام خود ثبت کرد.
بنا به ادعای کشاورزان منطقه، رودخانهخواری سازمانیافته، آنهم توسط نهادی که باید حافظ منابع ملی باشد! این سازمان بهجای مدیریت آب، به تملک اموال مردم پرداخت؛ بهجای پاسخ به اعتراضات، در پناه سکوت جا خوش کرده و به رسانهها و مردم نمیگوید که با کدام مجوز و بر اساس کدام قانون، زمینهای اجدادی مردم را سند زده است!
در اسفند ۱۴۰۳، در سفر رئیس قوه قضاییه به گیلان، نمایندگان شالیکاران با امید نزد رئیس دستگاه قضا رفتند؛ امیدی برای احقاق حق، برای بازگرداندن سندهایی که از دل تاریخ بیرون آمدهاند. رئیس دستگاه قضا نیز به رئیس کل دادگستری گیلان تفویض اختیار نمود تا ضمن بررسی درخواست و مطالبهی این شالیکاران، در جهت از میان برداشتن موانع اقدام کرده و در واقع سند شالیزارها به نام کشاورزان بازگردد. اما حالا، دو ماه از آن دیدار گذشته و خبری نیست.
حال، با گذشت بیش از دو ماه از سفر قاضیالقضات به گیلان و دیدار نمایندگان کشاورزان با وی، این شالیکاران در نامهای به رئیس کل دادگستری گیلان، از این مقام قضایی خواستهاند تا ضمن سرعتبخشیدن به بررسی درخواست کشاورزان، هرچه سریعتر از آنان رفع تظلّم صورت گیرد.
در بخشی از این نامه خطاب به رئیس کل دادگستری گیلان آمده است:
وقتی دکتر هادی حقشناس، استاندار گیلان، از ضرورت پاسخگویی مدیران دولت وفاق سخن گفت، تصور کردیم دوران سنگر گرفتن برخی مدیران پشت میزها به پایان رسیده است. اما اشتباه میکردیم! نهتنها هیچ چیز تغییر نکرد، بلکه نشان داده شد که حتی استاندار هم حریف وحید خرمی مدیرعامل شرکت آب منطقهای برای برگزاری نشست خبری و پاسخگویی به پرسش افکار عمومی نشد و در همچنان بر همان پاشنه میچرخد.
حقشناس در آغاز مسئولیت خود از پاسخگویی مدیران به رسانهها سخن گفت و بر شفافیت و تعامل با افکار عمومی تأکید کرد. اما آنچه در میدان عمل دیدیم، چیزی جز فرار، سکوت و گریز برخی مسئولان از پاسخگویی نبود. در گیلانِ مدیریتزده و پرمدعای دولت وفاق، حتی استاندار هم نتوانست مدیری مثل خُرّمی را به اتاق شیشهای شفافیت دعوت کند.
آیا گیلان سرزمینی است که در آن فقط مدیران خاموش امکان رشد دارند؟ چگونه سه رئیسجمهور و چهار استاندار نتوانستند مدیری را که در پروندهاش سکوت و فرار از پاسخگویی وجود دارد، تغییر دهند؟ آیا در گیلان، سکوت مدیران هنر است؟ چگونه مدیرعامل شرکت آب منطقهای گیلان توانست از سال ۱۳۹۷ تاکنون از دل طوفان تغییرات سیاسی به سلامت عبور کند؟
شالیکاران گیلانی اعلام کردهاند که تا استیفای کامل حقوقشان از پا نمینشینند، و این صدایی است که حتی اگر مدیر سکوت کند، رسانهها سکوت نخواهند کرد. ما هم بهعنوان ناظران رسانهای، وظیفه داریم فریاد کشاورزان را منتقل کنیم و از کسانی که پشت میز مدیریت، سکوت را به پاسخ ترجیح دادهاند، حساب بخواهیم.

