فقر در ایران، حمایت از لبنان؛ اولویت با کدام است؟
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، ریحانه خوشحال روزنامه نگار در اسرار امروز نوشت: سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در سفر به بیروت و پس از دیدار با شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان، با افتخار اعلام کرد: «جمهوری اسلامی ایران بر پایه احترام متقابل، آماده حمایت اقتصادی و سیاسی از لبنان است.»
این جمله، مانند خنجری بر قلب مردمی است که زیر بار تورم افسارگسیخته، فقر و نداری در تنگنا گرفتارند.
پرسش مردم: کمک از جیب چه کسی پرداخت میشود؟
جناب عراقچی، از کدام آمادگی و کمک حرف میزنید؟ از جیب مردم ایران برای لبنان کمک میکنید؟! آیا این پول نمیتواند آبی بر آتش نداریهای مردم ایران باشد؟
در شرایطی که مردم مدام نالهی ناترازی انرژی، مشکلات اقتصادی و کمبود بودجه را از مسئولان میشنوند، شما دقیقاً از کدام منبع برای کمک به لبنان سخن میگویید؟
وقتی اولویتها وارونه میشود
اگر واقعاً بودجهای وجود دارد، چرا برای افزایش حقوق معلمان، پرستاران، کارگران، بازنشستگان و… مدام جملهی نداشتن و کسری بودجه را از شماها شنیدهایم؟ حالا که نوبت به کمک به کشورهای دیگر رسیده، مشکل کمبود بودجه حل شده است؟!
حمایت خارجی در اوج رنج داخلی؛ یک پارادوکس آشکار
حمایت از لبنان، آن هم در حالی که مردم ایران در این تورم لجامگسیخته کمر خم کردهاند، یک پارادوکس بزرگ است. چرا دولت به جای حل مشکلات داخلی، به فکر کمک به لبنان است؟ آیا این عدالت است؟
با این همه چالش اقتصادی در ایران، چگونه میتوان از «حمایت اقتصادی» برای لبنان سخن گفت؟!
آیا «چراغ خانه» را فراموش کردهایم؟
آقای وزیر! اگر بودجهای هست، اول از همه باید به مردم ما برسد. پیامبر اسلام فرمودهاند: «چراغی که به خانه رواست، حتی برای مسجد هم حرام است، چه برسد به غیر آن.»
لطفاً به گونهای سخن نگویید که مردم ناامید شوند و فکر کنند غریبهپرستی تبدیل به سنت شده و غریبهها بر ملت ما ارجحیت دارند.
حال که با این جملهی شما مشخص شد آنقدر بودجه و دارایی در کشور هست که میتوان به کشورهای همسایه کمک کرد، مرحمت فرموده، مشکلات اقتصادی مردم را حل کنید؛ کشاورزان و تولیدکنندگان را از نابودی نجات دهید؛ حقوق پرستاران، معلمان، کارگران و بازنشستگان را افزایش دهید تا مدام شاهد خروج ارزشمندترین داراییهای کشور و آرزوهای بهدلماندهی مردم ایران نباشیم.
مهاجرت پرستاران و خالی شدن سفرههای مردم
وقتی پرستار ایرانی با شیفتهای طاقتفرسا و هزینههای سرسامآور دستوپنجه نرم میکند و در نهایت از پس مخارج زندگی برنمیآید و عطای ماندن در کشور را به لقایش میبخشد و غربت را ترجیح میدهد…
وقتی خانوادهها برای اجاره یک اتاق محقر در مضیقه هستند، وقتی پدری برای خرید یک کیلو میوه برای خانوادهاش آه حسرت سر میدهد؛ چگونه میتوان از «حمایت اقتصادی» برای لبنان سخن گفت؟
کودکان گرسنه، کشاورزان فراموششده، خزانه خالی برای ملت
تورم افسارگسیخته، قدرت خرید مردم را چنان سرکوب کرده که حتی تغذیه مناسب، رویایی دستنیافتنی برای کودکان ایرانی شده است.
گزارشها از اعتراضات کشاورزان شیراز و اصفهان نشان میدهد که زحماتشان به دلیل نبود زیرساختها و عدم حمایت دولت به هدر میرود. دولت با ادعای کسری بودجه، محصولاتشان را به قیمتی ناچیز میخرد و پرداختیها را ماهها به تأخیر میاندازد، بهطوری که حتی هزینه بذر و کود هم جبران نمیشود.
مردم ایران شایسته صداقتاند، نه تناقض در گفتار مسئولان
آقای وزیر؛ وقتی مردم ایران برای نان شب در تنگنا هستند و زیر خط فقر کمر خم کردهاند، این وعدههای کمک اقتصادی به کشورهای همسایه چه معنایی دارند؟
وقتی نوبت به حقوق پرستاران، معلمان، کارگران و بازنشستگان میرسد، خزانه خالی است؛ اما برای وعدههای خارجی خزانهها پر میشود؟
اگر قرار است ایران در منطقه قدرتمند باشد، این قدرت باید از قلبهای امیدوار مردمش آغاز شود. بیایید به جای وعدههای رنگارنگ برای همسایگان، کام مردم خودتان را شیرین کنید.
اول ایران، بعد همسایهها
جناب عراقچی! مردم ایران شایسته عدالت و صداقتاند. اگر بودجهای برای لبنان هست، چرا برای نجات معیشت مردم ایران نیست؟
مردم ایران از انتخاب اولویتهای اشتباه مسئولین به ستوه آمدهاند. وقت آن رسیده که اولویت را به مردم ایران بدهید…
بارالها، بر صبر ما بیفزااا…

