فیلترینگ: خودزنی ملی با هزینه خانوارها

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، گزارش تازه‌ای از وضعیت جهانی اینترنت نشان می‌دهد که ایران در قعر جدول کیفیت اینترنت، تنها بالاتر از کوبا، آنگولا، ترکمنستان و سودان قرار دارد. این آمار دردناک نه فقط به خاطر رتبه پایین، بلکه به دلیل حضور نام ایران در کنار کشورهایی است که یا درگیر جنگ داخلی‌اند، یا اقتصادشان فروپاشیده، یا اصلاً ساختار حکومتی منسجمی ندارند.

اما چرا ایران با وجود پهنای باند گسترده، توسعه زیرساخت و وزارتخانه‌ای که مدعی پیشرفت است، در چنین جایگاهی قرار دارد؟ پاسخ، یک کلمه بیشتر نیست: فیلترینگ.

آمارها می‌گویند ۸۶ درصد از کاربران اینترنت در ایران از فیلترشکن استفاده می‌کنند. این رقم، پیش از سال ۱۴۰۱ به‌مراتب کمتر بود. حال آنکه سیاست‌گذاران فضای مجازی همچنان اصرار دارند که فیلترینگ را حفظ کنند، گویی در حال شکار بادند؛ در حالی که واقعیت این است که فیلترینگ نه‌تنها بی‌اثر شده، بلکه آبروبر شده است.

فیلترینگ: خودزنی ملی با هزینه خانوارها

کاربران برای دسترسی به حداقل‌های زندگی دیجیتال مجبورند هزینه‌های مضاعف بپردازند. فیلترشکن‌ها نه فقط بار مالی، بلکه ریسک امنیتی به همراه دارند. از آلودگی شبکه گرفته تا دریچه‌های نفوذ دشمنان – همه و همه نتیجه فیلترهایی‌ست که بی‌ثمر و پرهزینه‌اند.

جوانان زیر ۳۰ سال، بیشترین میزان استفاده از فیلترشکن را دارند؛ حدود ۹۴ درصد. به عبارت دیگر، سیاست‌گذاران در یک جنگ شکست‌خورده با نسلی قرار گرفته‌اند که نه تنها فیلترشکن را بلد است، بلکه برای پدر، مادر و پدربزرگ هم نصب می‌کند!

خطر از درون؛ وقتی خودمان با خودمان می‌جنگیم

فیلترینگ کاری‌ست که از درون بر ما تحمیل شده، نه از بیرون. این ما هستیم که زیر پای خودمان را خالی کرده‌ایم. اگر حذف چهار صفر از پول ملی فقط یک اقدام صوری برای بالا کشیدن رتبه ریال در جدول ارزهای جهانی است، رفع فیلترینگ اقدامی واقعی برای بهبود جایگاه ایران در جهان دیجیتال خواهد بود.

وقتی در گزارش‌های جهانی، ایران در کنار کشورهای توسعه‌نیافته قرار می‌گیرد، آن‌هم فقط به‌خاطر محدودیت‌هایی که خودمان ایجاد کرده‌ایم، چه تصویری از ما در ذهن جهانیان ترسیم می‌شود؟ مگر می‌توان از صبح تا شب در صدا و سیما نام وطن را فریاد زد، ولی نسبت به آبرو و جایگاه بین‌المللی‌اش بی‌اعتنا بود؟

سودی در کار نیست، جز لجاجت سیاسی

شورای عالی فضای مجازی هنوز بر فیلترینگ اصرار دارد؛ در حالی که وزیر ارتباطات، کارشناسان حوزه آی‌تی و حتی رئیس‌جمهور مخالفت خود را اعلام کرده‌اند. پس این مقاومت از کجا می‌آید؟ پاسخ روشن است: لجاجت سیاسی.

تداوم این روند نه تنها به سود کشور نیست، بلکه به تعبیر دقیق‌تر، یک خودزنی تمام‌عیار است. نتیجه نظرسنجی ایسپا و انجمن تجارت الکترونیک این را نشان می‌دهد:

  • ۸۶٪ کاربران اینترنت از فیلترشکن استفاده می‌کنند

  • ۶۳٪ کاربران، اینستاگرام را پلتفرم اصلی خود می‌دانند

  • ۶۰٪ کسب‌وکارهای آنلاین از اینستاگرام درآمد دارند

  • قبل از ۱۴۰۱، تنها ۲.۶۲٪ از مردم از فیلترشکن استفاده می‌کردند

  • جوانان زیر ۳۰ سال: ۹۳.۸٪ کاربران فیلترشکن

آیا این اعداد کافی نیستند تا اعلام شود این مسیر غلط بوده است؟

آبروریزی بیشتر، یا اصلاح شجاعانه؟

می‌دانیم اینترنت طبقاتی هم در حال پیاده‌سازی‌ست، اما آن بحث دیگری‌ست. آنچه اکنون مهم‌تر است، یک تصمیم ملی‌ست: برداشتن پای سیاست از روی سیم اینترنت. کاری که نه قدرت ملی را افزایش داده، نه امنیت سایبری را تضمین کرده و نه نسل جدید را قانع کرده است.

وقتی اسرائیل از این شکاف‌ها برای نفوذ سایبری استفاده می‌کند، وقتی نوجوانان برای پدربزرگ‌ها فیلترشکن نصب می‌کنند، وقتی اینترنت جهانی به پلتفرمی برای کسب درآمد روستایی‌ترین پیرزن ایران بدل شده، چگونه می‌توان فیلتر را توجیه کرد؟

وقت تصمیم است، نه توجیه

دولت، شورای عالی فضای مجازی و همه تصمیم‌گیران باید بپذیرند که اعتبار دیجیتال ایران موضوعی جدی و راهبردی است. ادامه این وضعیت، نه تنها آبروی ملی را می‌برد، بلکه عملاً به معنی بستن راه‌های توسعه است.

ایران سزاوار جایگاهی بالاتر از کوبا و آنگولاست. تنها کافی است بپذیریم که مشکل از خود ماست. و اگر اراده‌ای برای اصلاح باشد، دیگر نه‌تنها آبروی ملی حفظ می‌شود، بلکه درهای پیشرفت، ارتباط، شفافیت و عدالت دیجیتال به روی مردم باز می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا