وعدهها سوختند، مردم همچنان بیسرپناه!
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی ناظرخبر، بار دیگر آتشسوزی مهیبی در روستای امامزاده ابراهیم شهرستان شفت رخ داد و خانهها و سرمایههای مردم در میان شعلهها خاکستر شد. این حادثه تلخ، هفتمین آتشسوزی طی سه دههٔ اخیر در این روستای کوهستانی گیلان است.
درحالیکه مردم داغدیده چشمانتظار حمایت مسئولان بودند، بار دیگر تنها با وعدههای بیسرانجام مواجه شدند؛ وعدههایی که مانند خانههایشان، در آتش سوخت و باز هم خانه و سرمایههایشان در برابر چشمانشان خاکستر شدند.
طی یک سال گذشته، این دومین بار است که آتش، زندگی مردم این روستا را بر باد داده است و برای چندمین بار، نام امامزاده ابراهیم در سرخط خبرهای کشور و جهان قرار گرفت. حادثهای تلخ که نهتنها زنگ خطر را برای مسئولان به صدا درنیاورده، بلکه همچنان بعد از هر حادثه، مسئولان با وعدههای بیسرانجام و اقدامات نمایشی، از کنار مشکلات مردم عبور میکنند.
آنچه در این روستا رخ داده، نتیجهٔ بیتوجهی به زیرساختهای ایمنی و عدم اجرای برنامههای پیشگیری از حوادث است. اما تا کی قرار است این چرخه تکرار شود؟ تا چه زمانی مردم باید تاوان کمکاری برخی مدیران را بدهند؟
خاکستر وعدهها؛ مردم بلاتکلیف، مسئولان در خواب زمستانی!
حدود یک سال از آتشسوزی گستردهای که روستای امامزاده ابراهیم گیلان را به تلی از خاکستر تبدیل کرد، گذشته است. یعنی آنقدر زمان که بشود شهری ساخت. از آن شب شوم که زبانههای آتش، خانهها، مغازهها و امیدهای مردم روستای امامزاده ابراهیم را در خود بلعید. مسئولان آمدند، وعده دادند، عکس گرفتند و رفتند. اما از آن روز تاکنون، تنها چیزی که ساخته شده، دیوارهای یخزدهٔ بیاعتمادی است.
مردم روستا هنوز هم در ساختمانهای سرد مدرسه، مهمانپذیر فرمانداری و حرم امامزاده پناه گرفتهاند. نه خبری از وامهای بلاعوض است، نه لولهکشی گاز، نه حتی صدور پروانه برای ساخت! فقط وعدهها بودند که مثل خانههای روستا دود شدند و به آسمان رفتند.
آنها در اتاقهای کوچک با آب یخزده و کپسولهای گاز، صبح را به شب میرسانند و زمستان استخوانسوز را نفس کشیدند. مسافران دیگر به این روستا نمیآیند و بازار امامزاده ابراهیم رونق خود را از دست داده است. حتی بارقهای از امید هم در چشمان مردم دیده نمیشود.
مسئولان در فاز «قولدرمانی»
یادمان هست که اردیبهشتماه سال گذشته و پس از آتشسوزی مهیب، استاندار سابق گیلان و مسئولان وقت گفتند: «در عرض ۶ ماه روستا را از نو میسازیم!» و البته آن هم مثل بقیهٔ قولهایشان، به افسانههای کهن پیوست. حالا، نهتنها روستا ساخته نشده، بلکه هنوز مردم این روستا درگیر صدور پروانهٔ ساخت هستند که البته آن هم نتیجهای نداشته است!
مردم با چشمانی پر از انتظار در فرآیند پیچیدهٔ اداری در بین دستگاههای متولی پاسکاری میشوند. از وام کمبهره هم اثری نیست. ظاهراً مسئولان یادشان رفته که خانههای این مردم فقط در قصههایشان بازسازی شده است، نه در واقعیت!
فصلِ وعدههای سوخته!
اردیبهشتماه سال ۱۴۰۳ بود که مدیران دستگاههای عریض و طویل استان و کشور، در میان هیاهوی دوربینها و فلاشها، فرمول ششماههٔ ساخت این روستا را ارائه دادند. همانجا بود که دستور صادر شد: «از این به بعد، چوب بیچوب!» قرار شد طبقهٔ اول ساخته شود، اما چیزی که ساخته شد، کوههای کاغذبازی و یک بوروکراسی نفسگیر بود که مردم را از ادارهای به ادارهٔ دیگر پاس میدهد.
به قول بنیاد مسکن، «وام میدهیم». به قول استانداری، «کارها روی روال است». به قول مدیران، «پروانهٔ ساخت در حال صدور است». اما به قول مردم، «نه وامی دیدیم، نه پروانهای و نه ساختوسازی». نکند این هم یکی از پروژههای تحقیقاتی مسئولان است؟ «چگونه یک روستا را با وعده ساختن، نابود کنیم؟»
مردم امامزاده ابراهیم که میلیاردها تومان ندارند خانه بسازند!
یادتان هست؟ اردیبهشتماه گفتید که ۶ ماهه روستا را میسازید! هنوز منتظر اتمام آن ۶ ماه هستیم. گفتید ۳۵۰ میلیون وام میدهید، خبری نشد. گفتید پروانهٔ ساخت رایگان میدهید، بعد گفتید نه، باید پول بدهند. حالا هزینهٔ پروانهٔ ساخت به ۱۰۰ میلیون رسیده و نقشه هم ۳۰ میلیون آب میخورد! برای مردم روستایی که همهچیزشان را در آتش از دست دادهاند، چطور چنین هزینهای قابل پرداخت است؟
خودتان میدانید که روستا در سالهای ۱۳۷۵، ۱۳۷۸، ۱۳۹۲، ۱۳۹۶ و حالا ۱۴۰۳ چندین بار سوخته. هر بار قول بازسازی دادید و هیچ نکردید. حالا هم از یکسو میگویید باید خانهها بتنی باشد، از سوی دیگر هیچ تسهیلاتی نمیدهید.
عقبنشینی از وعده، پیشروی در توجیه
آتشسوزی ۱۴۰۳ اولین بار نبود که این روستا را به خاکستر تبدیل کرد. اما گویا برای مسئولان، این روستا حکم یک آزمایشگاه آتشسوزی را دارد.
در تمام این سالها، هیچ تغییری در ساختار ایمنی صورت نگرفت، هیچ تدبیری اتخاذ نشد و هیچ مدیری بابت قصور خود پاسخگو نشد. وقتی خانهها میسوزد، تنها چیزی که باقی میماند، وعدههای دودشده است.
آب پاکی بر روی آتش!
محمدعلی ویشکایی، مدیرکل مدیریت بحران استانداری گیلان، گفت که این روستا از سال ۱۳۷۵ تاکنون هفت بار دچار حریق شده است. ولی بهجای اینکه بپرسد چرا این فاجعه هر چند سال یکبار تکرار میشود، فقط به مردم هشدار داد که خانههایشان چوبی نباشد! گویا مشکل از مردم است که دلشان میخواهد خانههایشان بسوزد، نه از بیکفایتی مسئولانی که هرگز فکری برای ایمنی منطقه نکردهاند!
پول نداریم!
حدود یکسال از حادثهٔ آتشسوزی سال ۱۴۰۳ گذشته و مردم همچنان بیسرپناه بودند که دوباره این روستا درگیر آتشسوزی شد. دهیار امامزاده ابراهیم و شورای محل در گفتوگو با هممیهن گفته بودند که حتی یک پروانه هم صادر نشده، درحالیکه نزدیک به ۲۵ پرونده آماده است. استانداری میگوید کار بنیاد مسکن است، بنیاد مسکن میگوید مشکل از استانداری است! مردم در این بازی بیپایان پاسکاری، بین نهادهایی که گویا وظیفهٔ اصلیشان فراموشی است، ماندهاند! وقتی هم اعتراض میکنند، مسئولان میگویند: «پول نداریم!»
وقتی حافظهٔ مسئولان کوتاهمدت میشود!
شاید آقایان فراموش کرده باشند، اما مردم یادشان هست که این روستا در سالهای ۱۳۷۵، ۱۳۷۸، ۱۳۹۲، ۱۳۹۶ و ۱۴۰۳ هم در آتش سوخته بود. وعدهها همان بود، نتیجه هم همین! حالا هم باز همان حرفها تکرار میشود: «اعتبار نیست، اولویتهای دیگری داریم، باید صبر کنید!» اما کسی جواب نمیدهد که مردم تا کی باید صبر کنند؟ تا وعدههای مسئولان هم مثل روستا در آتش بسوزد و خاکستر شود؟
امامزاده ابراهیم؛ فراموششدهای در دل کوهها
این روستا برای چندمین بار در آتش سوخته، اما به نظر میرسد که مسئولان حافظهای کوتاهمدت دارند. آنها همانهایی هستند که پس از هر فاجعه، پشت تریبونها میروند، اشک میریزند، وعدههای رنگارنگ میدهند و بعد، همهچیز را به دست فراموشی میسپارند.
حالا مردم این روستا دیگر امیدی به آینده ندارند. نهتنها خانههایشان سوخته، بلکه اعتمادشان هم خاکستر شده است. اما یک چیز روشن است: این مردم زندهاند، نفس میکشند و این وعدههای پوچ را فراموش نخواهند کرد.
آغاز رنج
اهالی روستای امامزاده ابراهیم هنوز هم در انتظار معجزهاند. معجزهای که از آسمان نازل شود، نه از سوی مسئولانی که هر وعدهشان، پیشزمینهای برای سرخوردگی مردم است. آیا این قصهٔ تکراری در آتشسوزی بعدی هم ادامه خواهد داشت؟ آیا در سالهای آینده هم خبرنگاران باید همین گزارش را کپی کنند و فقط تاریخها را تغییر دهند؟ تا زمانی که مسئولان، مدیریت بحران را با مدیریت وعده اشتباه بگیرند، جواب این سؤالها، یک «بله» تلخ است.
مردم دیگر وعده نمیخواهند، عمل میخواهند
مردم روستای امامزاده ابراهیم دیگر تحمل وعدههای توخالی را ندارند. آنها از مسئولان انتظار دارند که بهجای سخنرانی و عکس یادگاری، گامی عملی در بازسازی روستا بردارند. اعتماد مردم، همانند خانههایشان، در آتش سوخته و اگر اقدامی نکنید، چیزی برای بازگشت باقی نخواهد ماند.
روستای امامزاده ابراهیم کجاست؟
امامزاده ابراهیم در شهرستان شفت و در فاصلهٔ ۲۳ کیلومتری جنوبشرق آن قرار گرفته و در بالای کوههای سرسبز واقع شده است. فاصلهٔ امامزاده ابراهیم تا رشت حدود ۵۷ کیلومتر است. اکثر اهالی روستا تالش هستند و به زبان شیرین تالشی صحبت میکنند.
امامزاده ابراهیم، یک امامزاده از نسل موسی کاظم (ع) است. این امامزاده شهرت زیادی دارد؛ طوریکه مردم او را اباالفضل گیلان مینامند. بنای امامزاده در طی سالهای دراز، چندین بار بازسازی شده و اکنون در مساحتی حدود ۳۰۰ متر و در چهار طبقه احداث گردیده که شامل مسجد، صحن، سرویس بهداشتی، مهمانپذیر و فضای باز است.

