شکاف میان واقعیت مردم و روایت رسمی رسانه ملی

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، علت اصلی بی‌اعتمادی مردم به رسانه ملی کاملاً روشن است. در حالی که مردم با مشکلات روزمره‌ای مانند تورم، بیکاری، فساد و تبعیض دست و پنجه نرم می‌کنند، رسانه ملی تصویری کاملاً موازی و متفاوت از جامعه ارائه می‌دهد؛ تصویری پُرنشاط، بدون چالش و با اولویت‌هایی که بیگانه با دغدغه‌های واقعی مردم است. این شکاف عمیق میان واقعیت زیسته مردم و روایت رسمی رسانه، هزینه‌های سنگینی به سرمایه اجتماعی کشور وارد کرده است.

فرصت از دست رفته بازسازی اعتماد در بزنگاه‌های حساس

در شرایطی که می‌توانست رسانه ملی به مثابه پلی برای بازسازی اعتماد و ترمیم رابطه میان مردم و حاکمیت عمل کند، مدیریت سازمان به پافشاری بر همان رویکرد قبلی ادامه داده است. نمونه واضح این مسئله، جنگ ۱۲ روزه اخیر بود که فرصتی طلایی برای اصلاح گذشته و بازگرداندن سرمایه‌های انسانی و رسانه‌ای فراهم کرد، اما این فرصت به‌طور کامل از دست رفت و تصمیم‌گیران سازمان نه‌تنها از روش خود کوتاه نیامدند، بلکه به حذف و توبیخ صداهای متنوعی پرداختند که در صف اول دفاع از کشور ایستاده بودند.

انسجام اجتماعی در گرو تنوع صداهای رسانه‌ای

صداوسیما که باید بسترساز همبستگی ملی باشد، اکنون به مانعی جدی در برابر انسجام اجتماعی تبدیل شده است. این سازمان ایده دفاع ملی را محدود به گفتمان هسته سخت خود کرده و از بازتاب صدای اقشار مختلفی که قصد دفاع از کشور را دارند، پرهیز می‌کند. در نتیجه، رسانه ملی نه‌تنها تنوع سلیقه‌ها را بازتاب نمی‌دهد بلکه به حذف آن‌ها می‌پردازد و این مسئله باعث افزایش بی‌اعتمادی و دوری مردم از این رسانه شده است.

ضرورت تغییر رویکرد فکری سازمان صداوسیما

تغییر رویکرد فکری صداوسیما، کم‌هزینه‌ترین و پُربازده‌ترین اقدامی است که می‌تواند پیام مثبتی از تمایل به اصلاح به جامعه ارسال کند. اما پافشاری سازمان بر حفظ وضع موجود نشان‌دهنده عمق بحران است. این مشکل فراتر از اشخاصی مانند پیمان جبلی یا وحید جلیلی است؛ بلکه جریانی فکری بر سازمان مسلط شده که کوچک‌ترین احتمال خطا را نیز نمی‌پذیرد.

بازسازی رابطه حاکمیت و جامعه؛ ضرورتی اجتناب‌ناپذیر

رابطه‌ای که جامعه به دلیل سرعت تحولات از فرآیندهای رسمی تصمیم‌گیری سبقت گرفته است، اگر بازسازی نشود، فاصله میان مردم و حاکمیت بیشتر خواهد شد. امروز مردم ترجیح می‌دهند تحلیل، روایت و خبر را از طریق فضای مجازی، ماهواره و رسانه‌های اجتماعی دنبال کنند و این روند به معنای کاهش شدید نفوذ رسانه ملی است.

بازسازی این رابطه مستلزم احیای کانال‌های ارتباطی مؤثر و بازتعریف نقش رسانه ملی است. صداوسیما اگر به مسئولیت تاریخی خود آگاه شود، می‌تواند طلایه‌دار فصلی نوین در تعامل حاکمیت و ملت باشد. اما اگر به مسیر فعلی اصرار ورزد، دیر یا زود تبدیل به نهادی بی‌اثر و بی‌مخاطب خواهد شد.

امروز حل بحران ناکارآمدی رسانه ملی بدون ترمیم رابطه حاکمیت با جامعه ممکن نیست. انتخاب میان یک رسانه زنده، پویا و پاسخگو با جامعه یا یک دستگاه ازکارافتاده و مهجور در دست مدیران و تصمیم‌گیران است. هنوز فرصت برای اصلاح وجود دارد، اما زمان محدود است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا