وقتی «آش کشک خاله» به نسخه رسمی وزارت ارشاد تبدیل میشود
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی ناظرخبر، گیلان فقط سرزمین سبز، باران، چای، برنج و زیتون نیست؛ این استان، خاستگاه نخستین روزنامه کشور یعنی «خیرالکلام» در ۱۲۰ سال پیش و بنیانگذار نخستین خانه مطبوعات ایران در ۳۰ سال گذشته است. گیلان، زادگاه چهرههایی چون میرزا کوچکخان جنگلی که در دل جنگل نشریه منتشر میکرد، کیومرث صابری فومنی (گلآقا) که با طنز، ستونهای قدرت را میلرزاند و هوشنگ ابتهاج (سایه) که علاوه بر شعر، دستی در خبرنگاری داشت.
این میراثداران رسانه، قلم را ابزاری برای آگاهی و آزادی میدانستند، نه تریبونی برای تعریف و تمجید. با چنین پیشینهای، انتظار از همایش « تقدیر از خبرنگاران، اصحاب رسانه و مطبوعات استان گیلان در روز خبرنگار» بسیار فراتر از چند عکس یادگاری و جملات کلیشهای بود.
همایش روز خبرنگار در رشت؛ غیبت نمایندگان مجلس
روز جمعه، ۱۷ مرداد ۱۴۰۴، تالار مرکزی رشت میزبان مراسمی با حضور هادی حقشناس استاندار گیلان، محمدرضا نوروزپور معاون امور رسانهای و تبلیغات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اسماعیل میرغضنفری فرماندار رشت و امیرحسین طاهری مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان بود.
با این حال، نمایندگان مجلس و اغلب مدیران دستگاههای دولتی ترجیح دادند تعطیلات آخر هفته را در کنار خانواده بگذرانند و در مراسم تجلیل از خبرنگاران حاضر نشدند.
پیام معاون وزیر؛ عشق کافی است، بودجه نیست!
انتظار خبرنگاران گیلان این بود که پس از سالها وعدههای توخالی، حرفی تازه درباره بهبود کیفیت، حفظ استقلال و کرامت قلم بشنوند. اما پیام تلویحی معاون وزیر ارشاد ساده و بیپرده بود: « وضع همین است؛ پول نیست، بودجه نیست، هرکس وارد رسانه شده باید با همین شرایط بسازد!»
محمدرضا نوروزپور با یادآوری خاطرهای از مادربزرگش که در شرایط سخت میگفت « گلایههایتان به سرم، عروسی پسرم » به خبرنگاران فهماند که توقع تغییر زیادی نداشته باشند. او به دهه ۶۰ اشاره کرد و گفت آن زمان با وجود کمبود امکانات، چهرههایی مانند کیومرث صابری با نوآوری و عشق به کار، رسانه را زنده نگه میداشتند.
مقایسه دهه ۶۰ با امروز؛ نادیده گرفتن واقعیتها
آقای نوروزپور، آیا این مقایسه واقعبینانه است؟ آیا عشق به کار خبرنگاری بدون فراهم بودن حداقل امکانات و حمایتهای لازم، میتواند واقعاً دوام بیاورد؟ آیا نباید به جای بازگشت به گذشته و مقایسههای غیرکارشناسی، تلاش کنیم با ایجاد بسترهای مناسب، از ظرفیت و عشق خبرنگاران امروز برای ارتقاء رسانه بهره ببریم؟ آیا واقعاً فکر میکنید خبرنگاران امروز عاشق نیستند؟ امروز، در مقایسه با رسانههای کشورهای توسعهیافته، ما همچنان با همان محدودیتهای دهه ۶۰ دست و پنجه نرم میکنیم. مشکل خبرنگاران کمبود عشق به کار نیست، مشکل این است که عشق بدون ابزار و حمایت کافی، به جایی نمیرسد. عشق بدون امکانات، مثل قایقی است که پارو ندارد؛ هرقدر هم تلاش کنی، جلو نمیروی!
۴۰۰ رسانه در گیلان؛ آمار یا کیفیت؟
معاون وزیر ارشاد با افتخار اعلام کرد که تعداد رسانههای رسمی کشور از حدود سههزار در سال ۱۳۹۲ به بیش از ۱۳هزار رسیده است. اما سؤال اساسی اینجاست: این مجوزها بر اساس کدام معیار صادر شدهاند؟ اگر شاخص فقط داشتن مجوز باشد، حتی یک کانال تلگرامی وابسته به یک اداره هم میتواند در این آمار جای بگیرد.
در گیلان بیش از ۴۰۰ رسانه مجوز دارند، اما آیا واقعاً در این استان نیاز به این تعداد رسانه است؟ آیا ادارهکل ارشاد گیلان ابزار و نیروی کافی برای نظارت بر این حجم رسانه را دارد یا فقط مجوزها صادر و سپس همهچیز رها میشود؟
واقعیت این است که رشد کمی، بدون توجه به کیفیت، نتیجهای جز تورم بیاثر در فضای خبری ندارد. آیا وقت آن نرسیده که از بازی با اعداد عبور کنیم و به سمت کنترل کیفیت رسانهها حرکت کنیم؟ اگر در ذهن مردم، «رسانه» مساوی با بلندگوی تبلیغاتی دستگاههای دولتی شود، چه چیزی از اعتماد عمومی باقی میماند؟ رسانه یعنی جایی که نقد کند، بپرسد و بیهراس، حقیقت را منتشر کند.
کیفیت فراموششده در بازی با اعداد
در بیشتر صنوف، دریافت مجوز نیازمند تخصص، امکانات و صلاحیت حرفهای است. اما در حوزه رسانه، کافی است یک سایت خبری راهاندازی و چند خبر کپی شود تا صاحب مجوز شوی! این روند، نتیجهای جز تورم بیاثر خبری ندارد.
آیا وقت آن نرسیده که بهجای آمارسازی کمّی، به سمت کنترل کیفیت رسانهها حرکت کنیم؟ رسانه بدون کیفیت، مثل دیگی است که پر از آش است اما نه مزه دارد و نه کسی جرأت خوردنش را پیدا میکند.
بودجههای بیثمر و جنگ شناختی
آقای معاون وزیر، شما از «جیب خالی دولت» گفتید، اما اشارهای به بودجههای میلیاردی مؤسسات بیاثر نکردید که هر سال در لایحه بودجه سهم دارند.
وقتی کشور درگیر جنگ شناختی است، آیا بدون رسانههای مستقل و قوی میتوان این نبرد را برد؟ اگر مرجعیت خبری به رسانههای بیهویت منتقل شود، همین شرایط ویژه میتواند بهانهای برای محدودیتهای بیشتر باشد.
مرجعیت رسانهای؛ فراتر از رسانه ملی
در جنگ ۱۲ روزه اخیر، رسانههای داخلی تلاش کردند مرجعیت خبر را حفظ کنند. اما آیا انتظار دارید خبرنگاران فقط با عشق خانواده خود را سیر کنند؟ دولت همانطور که برای «رسانه ملی» بودجههای نجومی تعریف میکند، باید رسانههای مستقل و نوشتاری را هم ببیند.
مرجعیت رسانههای مجازی و نوشتاری در افکار عمومی، بیش از رسانه ملی است. نادیده گرفتن این واقعیت، خطای راهبردی است.
آش کشک خاله است؛ بخوری پاته، نخوری هم پاته
آقای نوروزپور، خبرنگار اگر در آمار ۱۳هزار رسانهای کشور گم شود، نه قلمش دیده میشود و نه صدایش شنیده. خبرنگاران گیلان نیازمند صداقت، شفافیت، معیارهای دقیق سنجش کیفیت، آزادی و استقلال رسانه هستند.
پیام شما در روز خبرنگار، برای بسیاری چنین ترجمه شد: «آش کشک خاله است؛ بخوری پاته، نخوری هم پاته.» اما این جامعه رسانهای، پس از بیش از یک قرن، شایسته شنیدن چنین نسخهای نبود.

