پاندمی جلسات در گیلان: آیا هادی حق‌شناس واکسن آن را دارد؟

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی ناظرخبر، در نظام اداری ایران، جلسات همواره بخشی از فرآیند تصمیم‌سازی و هماهنگی دستگاه‌ها بوده‌اند، اما آنچه این روزها در استان گیلان به‌ویژه در دوران استانداری دکتر هادی حق‌شناس مشاهده می‌شود، از حالت طبیعی فراتر رفته و به نوعی «پاندمی» تبدیل شده است.

پاندمی‌ که با سرعتی قابل‌توجه گسترش یافته و به یکی از مهم‌ترین چالش‌های ساختاری مدیریت اداری در استان بدل شده است. تعدد، تداخل و زمان‌نامناسب جلسات در استانداری و دیگر دستگاه‌های دولتی، در ساعات اداری و گاه هم‌زمان با ملاقات‌های عمومی مدیران، سبب شده تا ارباب‌رجوع، به اربابِ صبر و انتظار تبدیل شود.

در حالی که فلسفه تشکیل جلسه، تسهیل تصمیم‌گیری و رفع مشکلات مردمی است، در گیلان شاهد وضعیتی هستیم که گویی خودِ جلسه، به هدف نهایی تبدیل شده است. بیشتر ساعات کاری مدیران به برگزاری نشست‌هایی با عناوینی همچون «کارگروه»، «شورای هماهنگی» و «جلسه اضطراری» اختصاص دارد.

شیوع بی‌وقفه: تنها بیماری بدون واکسن در گیلان!

به نظر می‌رسد در روزگاری که بسیاری از بیماری‌های واگیردار با واکسن مهار شده‌اند، تنها یک بیماری است که روزبه‌روز در گیلان در حال شیوع بیشتر است: پاندمی جلسات! در گیلان، ساعات اداری بیش از آنکه به مردم اختصاص داشته باشد، در خدمت برگزاری جلسات اداری است.

پدیده‌ای به‌ظاهر بی‌خطر اما به‌شدت واگیردار و بی‌رحم، که در دوران استانداری دکتر هادی حق‌شناس به مرحله‌ای از سرایت رسیده که حتی کرونا هم در برابرش احساس حقارت می‌کند. این ویروس اداری چنان قدرتی یافته که ظاهراً هیچ ماسک و محدودیتی هم جلودارش نیست. جلسات یکی پس از دیگری برگزار می‌شوند، اغلب هم در ساعات اداری!

ویروس جلسات: نفس‌گیر برای ارباب‌رجوع

این ویروس تازه‌وارد، مانند کرونا، آرام‌آرام نفس ارباب‌رجوع را می‌گیرد؛ پا روی گلوی او می‌گذارد و تا زمانی که کاملاً از پا درنیاید، دست از سرش برنمی‌دارد. مردم برای ملاقات با مدیران کل باید روزها و گاهی هفته‌ها در صف بمانند، شاید نوبت‌شان برسد  و گاهی هم نمی‌رسد.

این روزها در ادارات گیلان، واژه «جلسه» به یک ماسک نمادین برای پاسخ‌ندادن تبدیل شده است؛ ماسکی که نه‌تنها مانع انتقال ویروس نیست، بلکه مانع ارتباط میان مردم و مدیران می‌شود.

مصداق عینی: کشاورز نمونه، قربانی جلسات بی‌پایان

مصداق عینی‌اش هم کشاورز نمونه‌ای از خمام است که بارها از سوی استانداران گیلان و مسئولان جهاد کشاورزی مورد تقدیر قرار گرفته، اما سه هفته در انتظار یک ملاقات ساده با رئیس سازمان جهاد کشاورزی گیلان معطل مانده و در نهایت هم موفق نشده است. جالب آن‌که موضوعش نه درباره سیاست و بودجه، بلکه درباره کشاورزی است! گویی میان او و مدیرانی که پُز تقدیرش را جلوی دوربین می‌دهند، دیواری از جلسات تا ثریا بالا رفته است.

پرسش اینجاست: چرا باید یک کشاورزِ نمونه در دیارِ سبز گیلان، برای گفت‌وگویی ساده درباره مسائل کاری خود، قربانی پاندمی جلسات شود؟ این مثال به‌خوبی نشان می‌دهد که ساختار ادارات دولتی در گیلان گرفتار چرخه‌ای از جلسات بی‌پایان شده است؛ چرخه‌ای که خروجی آن برای مردم، تنها تأخیر، سردرگمی و ناامیدی است.

برخی اعتقاد دارند: «انگار دکتر صالح محمدی کارمند استانداری است نه جهاد کشاورزی! چون مدام باید در جلسات استانداری شرکت کند.»

البته وقتی خود استانداری در روزی که قرار است ملاقات عمومی برگزار شود، انواع و اقسام جلسات را ترتیب می‌دهد و اصرار هم دارد که مدیران کل حضور یابند، طبیعی است که دیدار ارباب‌رجوع با مدیران به آرزویی دست‌نیافتنی بدل شود.

از خستگی اداری تا فرسایش اجتماعی

در روزگاری که کشور بیش از هر زمان دیگری به تصمیم‌های عملیاتی و اقدام‌های میدانی نیاز دارد، پاندمی جلسات به یکی از چالش‌های اصلی در ناکارآمدی نظام اداری استان بدل شده است. گویی «جلسه» خود تبدیل به کار روزانه مدیران شده است. این چرخه باعث خستگی اداری، کاهش پاسخگویی و فرسایش سرمایه اجتماعی نیز می‌شود.

آیا این حجم جلسات، واقعاً داروی مشکلات مردم است یا سمی برای وقت‌کشی اداری؟

نکته قابل‌تأمل دیگر، اصرار بر برگزاری جلسات در ساعات اداری است؛ ساعاتی که باید صرف ارائه خدمت مستقیم به مردم شود. پرسش این است که آیا واقعاً امکان ندارد بخشی از این جلسات به ساعات غیراداری یا روزهای خاص منتقل شود تا هم فرآیند تصمیم‌گیری تداوم یابد و هم حقوق ارباب‌رجوع تضییع نگردد؟ چرا افزایش حجم جلسات در ادارات گیلان نمود قابل‌سنجشی در بهبود شاخص‌های معیشتی و رفاهی مردم ندارد؟ آیا این حجم جلسات، واقعاً داروی مشکلات مردم است یا سمی برای وقت‌کشی اداری؟

از دل این جلسات بی‌پایان، نان مردم درنمی‌آید اما شاید نفسشان دربیاید!

آثار این جلسات متعدد با موضوعات مختلف، در زندگی فردی و اجتماعی مردم گیلان نه ملموس است و نه محسوس. اگر بود، مگر می‌شد یک کشاورز نمونه سه هفته منتظر بماند؟ اگر این جلسات پربار و مؤثر بودند، نباید امروز ۴۰ درصد مردم ایران دچار خط فقر مطلق باشند و ۷ میلیون نفر با گرسنگی دست‌وپنجه نرم کنند. این اعتقاد وجود دارد که از دل این جلسات بی‌پایان، نان مردم درنمی‌آید  اما شاید نفسشان دربیاید!

واکسن پاندمی جلسات

با این اوصاف، پیشنهاد می‌شود دکتر هادی حق‌شناس هرچه سریع‌تر نسبت به تولید «واکسن پاندمی جلسات» در گیلان اقدام کند و نیازی به واردات هم ندارد؛ تنها اراده و عزم مدیریتی می‌خواهد. واکسنی که ترکیباتش شامل برنامه‌ریزی منظم، تفویض اختیار، نظم اداری و پاسخگویی شفاف به مردم است.

واکسنی که بتواند مدیران را از صندلی‌های نرم جلسات جدا کرده و به پشت میز پاسخگویی برگرداند. شاید آن‌وقت، ارباب‌رجوعی که از چابکسر، آستارا یا لوشان تا رشت می‌آید، بتواند شانس بیشتری برای دیدار با مدیران کل و طرح مشکلاتش داشته باشد.

گسترش ادامه‌دار، قربانیان رو به افزایش

تا آن زمان، پاندمی جلسات همچنان در حال گسترش است و هر روز قربانی تازه‌ای می‌گیرد؛ از کشاورز و کارگر گرفته تا کارمند و ارباب‌رجوعی که با امید آمده و با ناامیدی بازمی‌گردد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا