آقای عارف! لطفاً به قیمت‌ها کاری نداشته باشید

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، در حالی که مردم زیر فشار اقتصادی از رمق افتاده‌اند از کاخ ریاست جمهوری خبر آمده که «مصوبه بازگشت قیمت‌ها به پیش از جنگ ۱۲ روزه، لازم‌الاجراست». خبری که بیشتر شبیه شوخی بی‌مزه‌ی سیاسی است تا سیاستگذاری اقتصادی. براستی کدام بخش از اقتصاد کشور هنوز از قانون تبعیت می‌کند؟ وقتی عارف معاون اول رئیس‌جمهور با قاطعیت اعلام می‌کند که “مصوبه بازگشت قیمت‌ها به قبل از آغاز جنگ ۱۲ روزه لازم‌الاجراست”، نمی‌توان جلوی خنده‌ای تلخ را گرفت. گویی اقتصاد کشور با دکمه‌ی «بازگشت به تنظیمات کارخانه» قابل کنترل است!

مصوبه‌ای بدون سازوکار اجرایی مشخص!

مصوبه‌ای که نه متغیرهای بازار را لحاظ کرده، نه از سازوکار اجرایی مشخص برخوردار است. هیچ گزارشی از تحلیل اثرات تورمی این مصوبه منتشر نشده ! مشخص نیست مکانیسم پایش و کنترل قیمت‌ها چگونه عمل خواهد کر؟  مبنای محاسبه “قبل از جنگ” چه تاریخی است؟ نرخ مرجع چیست؟

بازار، قربانی تذکرهای بی‌اثر

افکار عمومی به‌درستی به این نتیجه رسیده‌اند: هر بار که آقای عارف حرفی درباره قیمت‌ها می‌زند، گویی تورم دنده معکوس را فراموش می‌کند و با شتاب جلو می‌رود. مردم حالا از ایشان نمی‌خواهند قیمت را اصلاح کند، فقط خواهش دارند _درباره‌اش_ حرف نزند. جنگ ۱۲ روزه هم انگار بیشتر بهانه‌ای شد برای جراحی جیب مردم، نه ترمیم اقتصاد!

شعار بازگشت، واقعیتِ پرواز

افکار عمومی این روزها به این نتیجه رسیده‌اند که اگر آقای عارف درباره‌ی قیمت‌ها سکوت کند، شاید بازار نیز دست از لج‌بازی بردارد. هر بار که جنابشان حرفی زده‌اند، قیمت‌ها مثل مرغ وحشی بال در آورده‌اند؛ البته نه مرغی که روی میز شام بیاید، همان مرغی که امروز دیگر دیدنش در سفره‌ها مثل دیدن شهاب‌سنگ است.

افکار عمومی دیگر از شعارهای پر زرق و برق خسته‌اند

واقعیت این است که افکار عمومی دیگر از شعارهای پر زرق و برق خسته‌اند. وقتی هر تصمیم رسمی به‌جای کنترل بازار، آن را خشمگین‌تر می‌کند، باید پرسید: مشکل از بازار است یا از تصمیم‌گیرندگان؟ مردم حق دارند از آقای عارف بخواهند برای مدتی کاری به قیمت‌ها نداشته باشد، شاید التهاب بازار کمی آرام بگیرد.

در وانفسای جنگ، قیمت‌ها در صف رژه

در شرایطی که انتظار می‌رفت در دوره‌ی «پساجنگ» تدابیری برای حفظ ثبات اقتصادی اتخاذ شود، بازار به حال خود رها شده. قیمت کالاهای اساسی نه‌تنها به قبل از جنگ برنگشته‌اند، بلکه با چراغ سبز برخی مسئولان، گویی خود را برای مسابقه‌ی سرعت آماده کرده‌اند.

نان، مرغ، قبض تلفن و هر آن‌چه در زندگی روزمره نیاز است، دیگر با حساب و کتاب نیست؛ بلکه با سحر و جادو بالا می‌رود. نه‌تنها به حالت قبل برنگشته‌اند، بلکه با خیال راحت از سد مصوبه‌ها عبور کرده‌اند. آن‌چه باقی مانده، فشار اقتصادی روزافزون بر مردم است.

مصوبه‌های نمکی روی زخم مردم

مردم ایران دیگر نه نای خنده دارند و نه حال و حوصله شنیدن خبرهای کاغذی. هر بار که یکی از مسئولان از «کنترل قیمت‌ها» حرف می‌زند، لبخند تلخی روی لب مردم می‌نشیند. اخبار رسمی این روزها به جای تسکین، بیشتر نقش فلفل و نمک روی زخم‌های باز مردم را دارند. مصوبه‌ها پشت مصوبه‌ها، اما در میدان عمل تنها صدایی که شنیده می‌شود، صدای شکستن استخوان‌های معیشت مردم است.

صدور مصوبه، بدون نظارت و ضمانت اجرایی، تبدیل به مضحکه‌ای عمومی شده!

افزایش قیمت نان و مرغ، قبض‌های نجومی تلفن و خدمات روزمره، همه و همه در حالی اتفاق افتاده که به‌قول مسئولان، قرار بود «اوضاع به قبل از جنگ ۱۲ روزه برگردد». شاید هم واقعاً برگشته؛ منتها فقط روی برگه‌های مصوبه، نه در کوچه و بازار. شاید وقت آن رسیده که مسئولان کمی کمتر مصوبه بنویسند و بیشتر به نتیجه‌ها نگاه کنند. مردم نیازمند گشایش‌اند، نه گشاده‌گویی.

توصیه به مسئولان: کمتر حرف بزنید، بیشتر حساب پس بدهید

– صدور مصوبه بدون ضمانت اجرایی، مثل صدور بلیط برای قطاری است که حرکت نمی‌کند.

– مردم نیاز به ثبات دارند، نه تیترهای امیدوارکننده و عکس‌های ژست‌دار جلسات دولتی.

– اگر واقعاً مصوبه‌ای لازم‌الاجراست، گزارش اجرایش را شفاف اعلام کنید؛ با عدد، با نتیجه، نه با تکرار «در دست اقدام»

رسانه‌ها نیز باید با مردم باشند، نه تریبونِ تکرار وعده‌ها

ناظر خبر می‌تواند در میدان نقد حاضر باشد؛ نه برای شوراندن، بلکه برای شفاف‌سازی. لازم نیست با ماله‌ی نرم وعده‌ها روی زخم معیشت کشید. کافی‌ست واقعیت را آن‌طور که هست نشان داد. نقد سازنده، آگاهی‌بخش‌تر از نشر مصوبات بی‌نتیجه است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا