آیا وفاق دولت پزشکیان به سهمخواهی سیاسی ختم شده است؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، بیش از یک سال از آغاز به کار دولت پزشکیان گذشته است، اما مرور انتصابات این دولت، از سطوح عالی تا مدیریتهای استانی، پرسشهای جدی را درباره مفهوم «وفاق» برمیانگیزد. آیا این شعار قرار بود به بهبود حکمرانی و گشایش در مشکلات مردم منجر شود یا به تقسیم مناصب میان رقیبان سیاسی؟
وفاق در دولت پزشکیان؛ واقعیت یا شعار؟
از همان آغاز، بسیاری از دلسوزان و حتی حامیان پزشکیان هشدار دادند که «وفاق» نباید به معنای انتصاب افرادی باشد که در انتخابات در برابر جریان رأی اکثریت ایستادهاند یا از تفکری میآیند که هیچ نشانی از توسعهگرایی ندارد. با این حال، در عمل این نگرانیها نادیده گرفته شد و سهمخواهی سیاسی به اولویت تصمیمگیران بدل گشت.
انتصابات در گیلان؛ بیتوجهی به مطالبات فرهنگیان
در استان گیلان نیز نشانههای این روند به وضوح دیده میشود. برای نمونه، در ماجرای انتخاب رئیس سازمان آموزش و پرورش گیلان، تشکلهای فرهنگیان اصلاحطلب پس از جلسات متعدد چند گزینه پیشنهادی خود را به وزارتخانه معرفی کردند. اما تصمیمگیران در مرکز، با لابی یکی از نمایندگان اصولگرای گیلان، فرد دیگری را منصوب کردند که نه از نظر فکری و نه از نظر مدیریتی در تراز این مسئولیت نیست.
دانشگاه فرهنگیان؛ در اختیار مدیران ستادهای رقیب
نمونه دیگر در دانشگاه فرهنگیان گیلان رقم خورد؛ جایی که فرد منصوبشده، رئیس ستاد انتخاباتی رئیسی در استان بود؛ شخصی که هیچ سنخیتی با گفتمان تحولخواهان ندارد. آیا این همان «وفاق»ی است که قرار بود امید اجتماعی بیافریند یا صرفاً سهم دادن به رقیبان سیاسی است؟
سهمخواهی سیاسی؛ از انزلی تا تهران
این الگو فقط به گیلان محدود نمانده است. قالیباف سهم خود را از گیلان گرفت و رئیس ستاد انتخاباتیاش در بندر انزلی را به وزارت ورزش رساند. حال، دیگران نیز پشت صحنه یا حتی در لباس «خودی»، در حال قبضهکردن مناصب کلیدی هستند. اگر چنین روندی ادامه یابد، چه تفاوتی میان دولت وفاق و دولتهای سهمخواهی باقی میماند؟
پرسش پایانی
مردمی که در انتخابات به پزشکیان رأی دادند، و حتی ۶۰ درصدی که اساساً پای صندوق نرفتند، آیا قرار بود شاهد چنین تقسیم مناصب میان ستادهای رقیب باشند؟ یا اینکه انتظار داشتند دولت پزشکیان با شایستهگزینی و نگاه توسعهگرا، به مطالبه واقعی آنان پاسخ دهد؟

