از تازیانه تشریفات بر پیکر میزبان تا بغل کردن منتقدان دولت پزشکیان!

به گزارش پایگاه اطلاعرسانی ناظرخبر، در روزهایی که کمر کارگران و کارفرمایان گیلان زیر بار تحریم، تورم و ناامنی شغلی خم شده است، سفر اخیر پروانه رضایی بختیاری، معاون روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، به رشت نهتنها مرهمی بر دردها نبود، بلکه زخمی تازه بر فضای مدیریتی استان گذاشت و به جای نوید راهحلهای عملی، موجی از حاشیههای غیرحرفهای به راه انداخت.
سفری که قرار بود « نشست صمیمانه با کارکنان حوزه روابط کار و نمایندگان تشکلات کارگری و کارفرمایی در گیلان » باشد، ناگهان به صحنه رفتاری تنشآلود و نامتعارف تبدیل شد؛ رفتاری که بسیاری از کارشناسان، تشکلهای کارگری و حتی مدیران سیاسی را با پرسشی بنیادین روبهرو کرده است:
معاون وزیر کار با چه منطقی در یک نشست رسمی، تشریفات را بر وظایف اصلی خود ترجیح داد و تا این حد بیپروا به اصول دولت، مدیران استانی و حتی شأن وزارتخانه خود تاخت؟
از گفتوگو تا توبیخ؛ آن هم به خاطر چند دقیقه!
رضایی در همان آغاز جلسه، به جای ورود به مسائل خطیر کارگری، مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گیلان را بهخاطر «عدم رعایت تشریفات استقبال» و تأخیر کمتر از پنج دقیقه، بهشدت مورد خطاب و عتاب قرار داد.
با وجود این توضیحات، معاون وزیر کار در جمع کارشناسان و تشکلها، مدیرکل را به «بیاطلاعی از پروتکلها» متهم کرد و گفت باید از استانهای دیگر «نحوه استقبال از معاون وزیر» را یاد بگیرد.
سفر اخیر پروانه رضایی، معاون روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به گیلان تنها یک سفر اداری نبود؛ این سفر یک «علامت هشدار» روشن بود. هشداری که نشان میدهد در وزارتخانهای با بیشترین ارتباط مستقیم با امنیت اجتماعی مردم، آرامش مدیریتی تا چه اندازه آسیبپذیر شده است.
تحقیر مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گیلان در جمع نمایندگان تشکلهای کارگری و کارفرمایی و پرسنل این اداره کل، آن هم بهدلیل موضوعی کاملاً فرعی مثل تشریفات، چه نسبتی با شأن معاون وزیر و سیاست دولت دارد؟ اگر دستور استانداری مبنای تغییر برنامه بوده، چرا جلسه رسمی باید به میدان توبیخ تبدیل شود؟ از چه زمانی اولویت معاون وزیر کار نه مسائل خطیر حوزه کار و اشتغال، بلکه تشریفات و فرش قرمز شده است؟
پرسش روشن است: آیا در وزارت کار، تشریفات جای مسائل کارگری را گرفته است؟
بروید از استانهای دیگر یاد بگیرید!
تعجب حاضران زمانی بیشتر شد که خانم معاون با اشاره مستقیم به مدیرکل استان گفت: «بروید از استانهای دیگر یاد بگیرید چگونه از معاون وزیر استقبال میکنند.»
چنین اظهاری، علاوه بر آسیب زدن به شأن وزارتخانه، پیام نگرانکنندهای به بدنه کارشناسی استان ارسال کرد:
آیا معیار ارزیابی مدیران، کیفیت خدمت است یا تشریفات؟
یکی از نمایندگان تشکلهای کارگری به ناظرخبر میگوید: «در شرایطی که کارگران به دلیل بحران اقتصادی و تحریمها در آستانه فروپاشی هستند، دغدغه معاون وزیر تشریفات است؟ این برخورد اهانتآمیز چگونه میخواهد به داد ما برسد؟»
دفاع آشکار از مدیرکل سابقِ منتقد دولت پزشکیان
رفتار جنجالی خانم رضایی محدود به حاشیه تشریفات نبود.
بخش حساستر ماجرا، حمایت علنی و چندباره او از سیاوش آقاجانی، مدیرکل سابق تعاون، کار و رفاه اجتماعی گیلان در دولت سیزدهم بود؛ فردی که:
- منتقد جدی دولت پزشکیان است
- در فضای مجازی مطالب تند علیه دولت پزشکیان منتشر میکند
- عملکردش پیشتر از سوی تشکلهای کارگری و کارفرمایی گیلان زیر سؤال رفته
- و حتی برخی او را یکی از عوامل آشفتگی سازمانی استان در دوران مدیریتش میدانند
این پرسشها جدیتر میشود وقتی بدانیم در این نشست، سیاوش آقاجانی مشکلات را «نتیجه سیاستهای دولت پزشکیان» معرفی میکند. با وجود این سوابق، پروانه رضایی از انتقادات او تمجید کرد و حتی دستور داد آقاجانی در جلسات مشورتی وزارتخانه در تهران دعوت شود.
چگونه میتوان پذیرفت معاون یک وزیر، در جلسهای رسمی و در برابر مدیرکل منصوب دولت، به شکلی آشکار از فردی دفاع کند که در رسانه خود مدیران دولت پزشکیان را «سربازان بیاختیار» و «شترمرغهای تمام فصول» خطاب میکند؟
این پرسش برای افکار عمومی مطرح است: وقتی معاون وزیر در برابر مدیرکل فعلی دولت از مدیر مخالف دولت حمایت میکند، پیام آن برای استان چیست؟
دوصدایی در وزارتخانه یا یک خطای فردی؟
مجموع این رفتارها نشان میدهد وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با چالشی جدی روبهروست:
- تضاد در مرجعیت تصمیمگیری
- دوصدایی میان مرکز و استان
- تضعیف مدیران منصوب دولت
- سردرگمی تشکلها در اعتماد به سیاستهای وزارتخانه
و مهمتر، این سؤال:
وقتی معاون وزیر درگیر تشریفات میشود، چه کسی باید به بحرانهای کار و کارگری پاسخ دهد؟
مواضعی نزدیک به تأمیناجتماعی؛ دور از اولویتهای کارگران
در بخش دیگری از این سفر، خانم رضایی در همایش مشترک دیوان عدالت اداری و سازمان تأمیناجتماعی:
- محدودیت زمانی شکایات کارگری را لازم دانست
- نسبت به بازنشستگیهای پیش از موعد هشدار داد
- مشاغل سخت و زیانآور را «ابزار خروج نیروهای رسمی» معرفی کرد
این مواضع که اثر مستقیم بر زندگی کارگران دارد، نیازمند بررسی کارشناسی است؛ اما طرح آنها از سوی مدیری که پیشتر جلسهای رسمی را بهخاطر تشریفات متشنج کرده بود، پرسش جدیتری ایجاد کرد:
آیا معاون وزیر شناختی از اولویتهای واقعی کار و کارگری دارد؟
پرسشهایی که میدری باید پاسخ دهد
در ماجرای این سفر، پرسشهایی کاملاً روشن پیش روی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی قرار دارد:
- چرا معاون شما جلسه رسمی را به صحنه توبیخ تشریفاتی تبدیل کرد؟
- بر چه مبنایی از مدیری که منتقد دولت است حمایت شد؟
- آیا این رفتار با سیاست رسمی دولت و وزارتخانه هماهنگ است؟
- چرا مواضعی بیان شد که عملاً همسو با سازمان تأمیناجتماعی و نه وزارت تعاون است؟
- این دوگانگی تا چه زمانی قرار است ادامه یابد؟
مردم و فعالان کارگری حق دارند بدانند
گیلان، استانی با پتانسیل عظیم کارگری، شایسته چنین حاشیههایی نیست. اعتماد عمومی، سرمایهای نیست که هر سفر و هر رفتار هیجانی بتواند آن را هزینه کند. امروز جامعه کار و کارگری این سؤال را از وزارتخانه مطالبه میکند:
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی قرار است وزارت «کار» باشد یا وزارت «تشریفات»؟
انتظار میرود وزارتخانه با شفافیت کامل توضیح دهد که این رفتارها تصمیم فردی بوده یا نشانه سیاست جدید. تا پاسخی روشن داده نشود، زخم بیاعتمادی در روابط کار باقی خواهد ماند.

