قالیباف و توهم پیشرفت ۵۰ ساله با جنگ ؛ مردم چطور این شوخی تلخ را باور کنند؟

به گزارش پایگاه اطلاعرسانی ناظر خبر، «اگر بگوییم جنگ ۱۲ روزه ما را ۵۰ سال جلو انداخت، درست گفتهایم.» این جمله را محمدباقر قالیباف گفته است؛ همان فرمانده سابق، شهردار اسبق و رئیس فعلی مجلس، که از سال ۱۳۶۰ تا امروز تقریباً همیشه یک صندلی مهم در این کشور داشته؛ از میدان جنگ تا ساختمان بهارستان.
آقای قالیباف ۶۴ ساله است. یعنی بیشتر سالهای عمرش را در ساختارهای کلان این کشور گذرانده. لابد میداند چه میگوید! ولی سؤال اینجاست: با چه متر و معیاری؟ بر چه مبنایی؟ دقیقاً به کجا جلو افتادیم؟
وقتی جنگ، واحد سنجش پیشرفت میشود!
آقای قالیباف، لطفاً شفاف بفرمایید:
* در کدام حوزه این «۵۰ سال پیشرفت» اتفاق افتاده؟
* در زیرساختها؟ که همین حالا پالایشگاه اصفهان، نطنز، فردو و … آسیب دیدهاند؟
* در اقتصاد؟ که دلار به بالای ۸۰ هزار تومان رسیده و مردم در انواع صفها برای تهیه کالاهای اساسی و دریافت خدمات ابتدائی هستند؟
* در سیاست خارجی؟ که بعد از این جنگ ۱۲ روزه، گفته میشود تحریمهای شدیدتر دیگری در راه است؟
* در کیفیت زندگی مردم؟ که دیگر از آرزوهای کوچک هم گذشتهاند و امروز فقط دنبال نجات جان و نفس کشیدن هستند؟
مگر معیار پیشرفت عوض شده؟ یا شاید جنابعالی و دوستانتان، واحد سنجش را طوری تعریف کردهاید که فقط خودتان درک میکنید!
۱٬۰۶۲ شهید و ۵۸۰۰ مجروح؛ این هزینه را با کدام متر اندازه گرفتید؟
طبق آمار رسمی تا امروز:
* ۱٬۰۶۲ نفر شهید شدند.
* ۵٬۸۰۰ نفر مجروح جنگ ۱۲ روزهاند.
* ۳۰ فرمانده ارشد شهید شدند.
* ۱۱ دانشمند هستهای ترور شدند.
آقای قالیباف، شما میفرمایید اینها هزینههای «۵۰ سال پیشرفت» است؟ یعنی اینهمه شهید و مجروح، بهای این پیشرفت بود؟
از جنگ ۸ ساله چه آموختیم؟ بیایید با هم حساب کنیم
طبق آمار رسمی منتشرشده توسط منابع مختلف از جمله مرکز اسناد انقلاب اسلامی، بنیاد شهید و خبرگزاری ایرنا:
* تعداد شهدای جنگ ایران و عراق: حدود ۲۱۳ هزار نفر
* تعداد جانبازان و مجروحان: بیش از ۵۷۲ هزار نفر
* آمار مفقودالاثرها: حدود ۴۸ هزار نفر
* تخریب زیرساختها: ۴۰۰ شهر و ۴ هزار روستا به کلی یا جزئی تخریب شدند
* تلفات مالی و خسارت به کشور طبق برآوردهای رسمی: حداقل ۱۰۰۰ میلیارد دلار به قیمت امروز
فرماندهان ارشد سپاه و ارتش ایران از جمله شهیدان همت، باکری، خرازی، صیاد شیرازی و دهها فرمانده دیگر، در همان جنگ شهید شدند؛ کسانی که هر کدام سرمایهای برای کشور بودند.
اگر جنگ قرار بود ما را جلو بیندازد، چرا ۳۵ سال بعد، هنوز درگیر قطع برق، آب، گاز و انواع ناترازیهای دیگر هستیم؟ اگر قرار بود جنگ، کشور را جلو بیندازد، پس چرا ۸ سال جنگ ایران و عراق که تمام خاک کشور را درگیر کرد، شهرها را با خاک یکسان کرد و هزاران شهید و جانباز برجای گذاشت، هنوز نتایجش را نمیبینیم؟
اینها همه بهای «۵۰ سال پیشرفت» بود؟
آقای قالیباف! کجای دنیا با چنین هزینهای «پیشرفت» میکنند؟ شاید شما معیار متفاوتی دارید؟
شاید منظورتان همان پیشرفت در صنایع نظامی باشد که البته هیچکس منکرش نیست، ولی مگر کشور فقط با موشک جلو میرود؟ اگر قرار بود هر جنگی کشورها را جلو بیندازد، باید امروز افغانستان، سوریه، یمن و … جزء پیشرفتهترین کشورهای جهان میبودند!
آقای قالیباف! چرا نمک روی زخم مردم میپاشید؟
مردمی که هنوز زخم جنگ تحمیلی را بر تن و جانشان دارند، خانوادههایی که سالهاست پیکر عزیزانشان را نیافتهاند، جانبازانی که با درد زندگی میکنند، خانههایی که خراب شد، کارگرانی که بعد از جنگ بیکار شدند و اقتصادی که هنوز هم کمر راست نکرده. آیا این مردم باید خوشحال باشند که «۵۰ سال جلو افتادهاند»؟
شاید بهتر باشد آقای قالیباف نگاهی هم به واقعیتهای امروز بیندازد: تورم، بیکاری، مهاجرت نخبگان، فرار سرمایه، ناامیدی نسل جوان، شکاف عمیق طبقاتی و …؛ اینها هم جزو همان پیشرفتهاست؟
آقای قالیباف! مگر شما و همنسلانتان خودتان ۴۰ سال در رأس امور نبودهاید؟ اگر جنگ ما را جلو انداخته، چرا وضعمان این است؟
بیایید یکبار هم که شده، صادقانه بگوییم: جنگ باعث پیشرفت هیچ کشوری نشده؛ فقط آدمها را به عقب میبرد، زمین و زمان را خراب میکند و آیندهها را نابود.
آقای قالیباف! مردم با این شوخیها نمیخندند
شاید این حرفها برای جلسات امنیتی، «تحلیل استراتژیک» تلقی شود، ولی برای مردم عادی، فقط شوخی تلخی است که بوی خون و خاکستر میدهد.
کشوری که رکورد تورم غذایی و کاهش رفاه عمومی را زده، چطور باید حرف از «۵۰ سال پیشرفت» را باور کند؟ آیا این حرفها برای سرپوش گذاشتن بر ناکارآمدیهاست؟
مردم در میدان جنگ نظامی نیستند، ولی سالهاست در میدان گرانی، فقر، ناامنی معیشتی و … میجنگند تا زنده بمانند.
مسئولیت را گردن «ما» نیندازید؛ بگویید «من»
قالیباف گفته: «ما فهمیدیم باید چطور کار را پیش ببریم.» سؤال این است: این «ما» چه کسانی هستند؟
* آیا منظور شما و همنسلانتان است که ۴۰ سال است همه پستهای کلیدی را گرفتهاید؟
* یا مردم کوچه و بازار که فقط هزینه تصمیمهای شما را میدهند؟
اگر «ما» یعنی مدیران، پس بفرمایید چرا قبل از این ۱۲ روز، نفهمیده بودید «چطور باید کار را پیش ببرید»؟
با اینهمه ستاد و شورا و اتاق فکر، واقعاً جنگ لازم بود تا تازه بفهمید کار را چطور باید انجام دهید؟
آیا این «پیشرفت» ادامه خواهد داشت؟
اگر قرار است هر ۱۲ روز جنگ، ۵۰ سال پیشرفت بیاورد، آیا برنامهریزی کردهاید که با جنگهای کوچک آینده این کشور را بسازید؟ یا شاید همین حالا کافیست؟ چون با این وضع، مردم دیگر رمقی برای «آینده» ندارند.
آقای قالیباف! در این کشور، مردم حافظه دارند؛ خوب هم دارند. یادشان نرفته که در تمام این سالها، شما و دوستانتان همواره بر مسند بودهاید. پس لطفاً بگویید دقیقاً به کجا ۵۰ سال جلو افتادیم؟
* به سوی آیندهای بهتر؟
* یا به سمت ورشکستگی و ویرانی بیشتر؟
مردم جواب این سؤال را با گوشت و پوست و استخوان حس میکنند؛ نیازی به عددسازیهای شعاری نیست.

