۱۸ و ۱۹ دی؛ انفجار زخم‌های قدیمی/ چرا هشدارها شنیده نشد؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، حوادث تلخ ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه را نمی‌توان جدا از زمینه‌هایی دید که ماه‌ها و حتی سال‌ها انباشته شده بود. اعتراضاتی که طی یک ماه اخیر در تهران آغاز شد و به‌تدریج به دیگر نقاط کشور گسترش یافت، بیش از هر چیز واکنشی بود به افزایش‌های ناگهانی و پی‌درپی نرخ ارز؛ افزایشی که نه‌تنها قیمت‌ها، بلکه امنیت روانی بازار و معیشت مردم را نیز، برای بار چندم در قالب «جراحی‌های اقتصادی»، دستخوش بی‌ثباتی کرد.

جرقه این اعتراضات را نارضایتی کسبه، تولیدکنندگان خرد و عموم مردم زد که با هر تغییر ناگهانی نرخ ارز، برنامه‌ریزی روزمره و آینده اقتصادی‌شان فرو می‌ریزد. در شرایطی که تورم مزمن با بی‌ثباتی تصمیم‌ها گره خورده، ادامه فعالیت بسیاری از کسب‌وکارها عملاً ناممکن شده است. با این حال، تقلیل این نارضایتی‌ها صرفاً به اقتصاد، ساده‌سازی واقعیتی پیچیده خواهد بود؛ چراکه اقتصاد در این‌جا فقط «مسئله» نیست، بلکه «نشانه» است.

نقش رسانه‌ها و مسئولیت حرفه‌ای ناظرخبر

در همان روزها و در پی قطع گسترده اینترنت و اختلال در ارتباطات، «ناظرخبر» به دلیل فقدان امکان راستی‌آزمایی اخبار و با هدف پرهیز از انتشار اطلاعات تأییدنشده، ناگزیر فعالیت خود را به‌طور موقت متوقف کرد؛ تصمیمی که از باور به مسئولیت حرفه‌ای رسانه و احترام به افکار عمومی نشأت می‌گرفت، نه از بی‌تفاوتی یا سکوت.

۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، فقط دو تاریخ در تقویم نیستند؛ نشانه‌ای هستند از انباشته شدن زخم‌هایی که پیش از این بارها دیده، گوشزد و درباره آن‌ها هشدار داده شده بود، اما هر بار به دلایلی که امروز دیگر تکراری شده‌اند، جدی گرفته نشدند. نتیجه، داغی است که نه‌تنها از دل خانواده‌های جان‌باختگان بیرون نیامده، بلکه به حافظه جمعی و تاریخی جامعه ایران سنجاق شده است.

برخوردهای موردی و بیانیه‌های پس از بحران

آنچه در خیابان‌ها و بازارها بروز کرد، بازتاب انباشت مطالباتی بود که پیش‌تر بارها و به اشکال مختلف بیان شده بود؛ مطالباتی که اگر در زمان مناسب شنیده و مدیریت می‌شد، شاید مسیر به نقطه‌ای نمی‌رسید که هزینه‌اش، جان شهروندان و داغ خانواده‌ها باشد. داغی که نه با بیانیه سرد می‌شود و نه با گذر زمان به فراموشی می‌رود.

در چنین شرایطی، انتظار بدیهی جامعه چیزی فراتر از «برخوردهای موردی» و «بیانیه‌های پس از بحران» است؛ انتظار حداقلی، درک عمق رنج عمومی و پرهیز از رفتار یا گفتاری است که احساس تحقیر و بی‌اهمیت‌انگاری را تشدید می‌کند. با این حال، شواهد نشان می‌دهد این درک هنوز به یک فهم عمومی در همه سطوح تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی تبدیل نشده است.

طنز و نقد اجتماعی در شرایط سوگ

در همین فضا، فاصله میان زیست واقعی مردم و برخی تولیدات رسانه‌های رسمی، بار دیگر خود را نشان داد؛ جایی که در برنامه‌ای مانند «خط‌خطی» در شبکه افق، جان‌باختگان حوادث اخیر، به گواهی بازخوردهای گسترده اجتماعی، دستمایه شوخی و ادبیاتی قرار گرفت که نه با شأن انسان سازگار بود و نه با حال‌وهوای جامعه‌ای که همچنان درگیر سوگ است.

طنز، اگر قرار است کارکرد اجتماعی داشته باشد، پیش از هر چیز نیازمند شناخت زمان، موقعیت و حساسیت‌های عمومی است. شوخی با مرگ و سوگ، آن هم در شرایطی که اعتماد عمومی آسیب دیده و جامعه ملتهب است، نه نقد محسوب می‌شود و نه طنز؛ بلکه نشانه‌ای از بی‌توجهی به پیامدهای اجتماعی کلام است.

تجربه‌های پیشین و ضرورت اصلاح نگرش

تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد نادیده گرفتن اعتراض‌ها، تمسخر انتقاد و تقلیل رنج مردم به «سوءتفاهم» یا «فضاسازی رسانه‌ای»، نه‌تنها مسئله را حل نمی‌کند، بلکه آن را به شکلی عمیق‌تر و پرهزینه‌تر بازتولید می‌کند. اگرچه اعلام شد با عوامل این برنامه برخورد شده است، اما تجربه‌های پیشین نشان داده‌اند «برخورد پس از وقوع» نمی‌تواند جایگزین اصلاح نگرش و پیشگیری شود.

مسئله، فراتر از یک مجری یا یک برنامه تلویزیونی است؛ مسئله، رویکردی است که هنوز هزینه تصمیم‌ها، بی‌تصمیمی‌ها و بی‌ملاحظگی‌های برخی سیاست‌گذاری‌ها را به‌درستی درک نکرده است. اعتراضات، جان‌باختگان و داغ‌های برجای‌مانده، محصول یک لحظه یا یک عامل واحد نیستند.

پیامدهای بی‌توجهی به هشدارها و مطالبات مردم

وقتی اقتصاد بی‌ثبات می‌شود، اعتماد فرسوده می‌گردد و صداهای هشدار نادیده گرفته می‌شوند، نتیجه جامعه‌ای است که با کوچک‌ترین جرقه ملتهب می‌شود. در این میان، هزینه اصلی را همان مردمی می‌پردازند که سهم‌شان از تصمیم‌گیری حداقلی است، اما سهم‌شان از پیامدها حداکثری.

حوادث تلخ ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه را نمی‌توان صرفاً در قالب «ناآرامی» یا «اتفاقات مقطعی» توضیح داد. آنچه رخ داد، نتیجه یک مسیر فرسایشی است؛ مسیری که طی سال‌ها با بی‌توجهی به هشدارهای رسانه‌ای، مطالبات اجتماعی و نشانه‌های آشکار نارضایتی شکل گرفت و در نهایت، بهای آن را مردم با جان، امنیت روانی و آینده فرزندانشان پرداختند.

بازگشت ناظرخبر و مسئولیت رسانه‌ای

در چنین بزنگاه‌هایی، مسئولیت رسانه نه تشدید التهاب است و نه سکوتِ همراه با مصلحت‌اندیشی. توقف موقت فعالیت برخی رسانه‌ها در روزهای قطع ارتباطات و محدود شدن امکان راستی‌آزمایی اخبار، تصمیمی مبتنی بر اخلاق رسانه‌ای بود؛ زیرا انتشار خبر بدون امکان بررسی، نه به نفع افکار عمومی است و نه به سود حقیقت.

ناظرخبر، در چارچوب مسئولیت حرفه‌ای و در حد بضاعت خود، نه به‌دنبال التهاب‌آفرینی است و نه بهره‌برداری سیاسی از سوگ جامعه؛ اما باور دارد آگاهی، حق مردم است و یادآوری این داغ‌ها، ضرورتی رسانه‌ای.

اکنون و پس از گذشت بیش از سه هفته، با بازگشت قطره‌چکانی اینترنت و در پاسخ به انتظار مخاطبانی که «آگاهی» را حق مسلم خود می‌دانند، ناظرخبر بار دیگر فعالیت خود را از سر می‌گیرد. تجربه نشان داده است پنهان‌سازی واقعیت، نه مانع بحران می‌شود و نه مرهمی بر زخم‌های جامعه.

ناظرخبر، در حد توان و بضاعت حرفه‌ای خود، همواره کوشیده است در کنار مردم بایستد؛ نه با هیجان‌سازی و نه با سیاه‌نمایی، بلکه با یادآوری مسئولیت‌ها و بازتاب صدایی که اگر شنیده می‌شد، شاید امروز این همه داغ بر دل جامعه نمی‌نشست. این رسانه، در صورت پایداری همین اینترنت نیم‌بند نیز، به رسالت خود پایبند خواهد ماند؛ چرا که باور دارد حقیقت، هرچند دیر، اما راه خود را به افکار عمومی باز خواهد کرد.

از طريق
حسن سامری
منبع
اختصاصی

‫۲ دیدگاه ها

  1. درود و سپاس جناب سامری محترم بسیار خوشحالم که دوباره افتخار خواندن مطالب دقیق را به قلم شیوای شما دارم.جای بسی خوش وقتی که در پس پرده ابهام دوباره ایستادید و استوار همچون گذشته به رسالت خود ناظر .بدانید که قلم شیوای شما برای مردم مظلوم شهرمان گواهی است بر آنچه حقیقت بود و ناگفته ماند شهر همچون مردمانش در سکوتی غریب مدفون است باشد که ققنوس وار با همدلی ،دوباره از این خاکستر برخیزیم و این جز به جسارت و جرأت نوشتار شما مقدور نخواهد بود .از صمیم قلب برایتان آزادی بیان خواستارم که بتوانید ثابت قدم در عرصه حساس کاری خود بدون گزندی به آگاهی ما بیفزایید. پروردگار حقیقت پناه شما و قلم شیوایتان
    بمانید پاینده برای شهرم و کشورمان و بینهایت سپاس

    1. درود و سپاس. عذر تقصیر دارم از اینکه به دلیل وضع موجود ، پیام پر مهرتان را دیر مطالعه کردم. امیدوارم مجددا شرایط بروزرسانی مطالب برای آزاداندیشان فراهم شود تا برای اعتلای بیشتر ایران و ایرانی در جهان، بتوانیم بر اساس واقعیات موجود بهتر بنویسیم. پاینده باد ایران زنده باد ایرانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا