نشستهای گزینشی و پرسشهای بیپاسخ ؟!

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، در فضای رسانهای گیلان، سالهاست یک پرسش جدی در افکار عمومی تکرار میشود؛ چرا برخی مدیران دستگاههای اجرایی، از مواجهه مستقیم با رسانههای مطالبهگر و منتقد پرهیز میکنند؟ چرا در بسیاری از نشستهای خبری، ترکیب دعوتشدگان بیشتر به سمت رسانههای کمحاشیه، همسو یا غیرانتقادی متمایل است و رسانههایی که پرسشهای جدی و تخصصی مطرح میکنند، ناگهان از فهرست دعوت حذف میشوند؟
این رفتار، صرفاً یک اختلاف رسانهای نیست؛ بلکه مستقیماً به مسئله «شفافیت»، «حق دسترسی برابر به اطلاعات» و «پاسخگویی مدیران به افکار عمومی» بازمیگردد. حذف خبرنگاران مطالبهگر، ولو بدون اعلام رسمی، این ذهنیت را در جامعه رسانهای و افکار عمومی ایجاد میکند که برخی مدیران ترجیح میدهند به جای پاسخگویی به سوالات سخت، در فضایی کنترلشده و کمچالش سخن بگویند؛ فضایی که در آن بیشتر «گزارش عملکرد» شنیده شود تا «پرسشگری».
تناقض در شعار «یار دوازدهم نظام مالیاتی»
نشست خبری اخیر مدیرکل امور مالیاتی گیلان ( اینجا بخوانید) نیز از همین زاویه قابل تحلیل است؛ نشستی که در آن، حسن صیاد زمردی خبرنگاران را «یار دوازدهم نظام مالیاتی» توصیف کرد، اما همزمان برخی رسانههای مطالبهگر و منتقد استان، از حضور در این نشست محروم ماندند. همین تناقض، مهمترین سوالی است که امروز در فضای رسانهای گیلان شکل گرفته است؛ اگر خبرنگاران یار دوازدهماند، چرا برخی یاران اجازه ورود به میدان را پیدا نمیکنند؟
افکار عمومی گیلان دیگر آمارهای کلی را نمیپذیرد
افکار عمومی گیلان، امروز افکاری آگاه، مطالبهگر و حساس به جزئیات است. مردم دیگر صرف شنیدن آمارهای کلی، درصدهای پرطمطراق و گزارشهای بدون سند قانع نمیشوند. جامعه امروز، پاسخ دقیق میخواهد؛ سند میخواهد؛ عدد میخواهد؛ شفافیت واقعی میخواهد. به همین دلیل، بخشی از سوالات افکار عمومی که امکان طرح مستقیم آن در نشست خبری فراهم نشد، اکنون از طریق ناظرخبر مطرح میشود؛ سوالاتی که نه از سر تقابل، بلکه در چارچوب رسالت حرفهای رسانه و حق مردم برای دانستن مطرح میشوند.
پرسش درباره فرار مالیاتی و مودیان مالیات صفر
وقتی مدیرکل امور مالیاتی گیلان میگوید «۸۹.۵ درصد مودیان مشمول تبصره ماده ۱۰۰ مالیات صفر پرداخت کردهاند»، طبیعی است که این پرسش در ذهن مردم شکل بگیرد که پس بار اصلی تامین درآمدهای مالیاتی استان بر دوش چه کسانی قرار دارد؟ اگر حدود ۹۰ درصد مودیان مالیات صفر میدهند، فرار مالیاتی دقیقاً در کدام بخش جریان دارد؟ آیا سیستم مالیاتی توانسته صاحبان درآمدهای کلان، دلالیهای گسترده، سوداگری زمین، واسطهگری خودرو و گردشهای مالی غیرشفاف را شناسایی کند یا همچنان فشار اصلی بر اصناف شناسنامهدار و بخشهای رسمی اقتصاد وارد میشود؟
مطالبه شفافیت درباره پروندههای فرار مالیاتی و پولشویی
وقتی گفته میشود «تمرکز ما بر جلوگیری از فرار مالیاتی و مقابله با پولشویی است»، افکار عمومی انتظار دارد آمار شفاف ارائه شود؛ چند پرونده بزرگ فرار مالیاتی در گیلان به نتیجه رسیده؟ چه میزان مالیات از فراریان وصول شده؟ چند پرونده مرتبط با پولشویی مالیاتی کشف شده است؟ آیا اسامی بدهکاران بزرگ مالیاتی و میزان مطالبات معوق، روزی به صورت شفاف در اختیار مردم قرار خواهد گرفت؟
ابهامات مالیاتی پزشکان و مسئله کارتخوان مطبها
مدیرکل امور مالیاتی گیلان بارها تاکید کرده که بیشترین میزان مالیات پرداختی مربوط به صنف پزشکان بوده است. اما این گزاره نیز بدون جزئیات، بیشتر شبیه یک تیتر تبلیغاتی است تا یک گزارش شفاف. چند درصد پزشکان استان اظهارنامه واقعی ارائه کردهاند؟ میانگین مالیات پرداختی هر پزشک چقدر بوده؟ چند پزشک به دلیل فرار مالیاتی جریمه شدهاند؟ چرا همچنان گلایههایی درباره استفاده نکردن برخی مطبها از کارتخوان مطرح است؟
سرنوشت چهار همت مالیات بر ارزش افزوده در گیلان
از سوی دیگر، اعلام پرداخت حدود چهار همت مالیات بر ارزش افزوده به شهرداریها و دهیاریهای استان، اگرچه عدد بزرگی به نظر میرسد، اما پرسش مهمتر این است که این پولها دقیقاً کجا هزینه شدهاند؟ سهم واقعی شهرستانهای محروم گیلان از این منابع چقدر بوده؟ آیا مردم حق ندارند بدانند از سهم حدود هزار میلیارد تومانی شهرداری رشت، چه میزان صرف پروژههای عمرانی شده و چه مقدار به هزینههای جاری اختصاص یافته است؟
شفافیت واقعی در نحوه هزینهکرد مالیاتها معنا پیدا میکند
شفافیت، فقط در مرحله وصول مالیات معنا ندارد؛ شفافیت اصلی، در مرحله هزینهکرد منابع عمومی معنا پیدا میکند. مردم وقتی مالیات میپردازند، انتظار دارند اثر آن را در آسفالت خیابان، توسعه زیرساخت، حملونقل، عمران شهری، اشتغال و بهبود کیفیت زندگی ببینند؛ نه فقط در گزارشهای آماری.
ابهامات طرح «نشاندار کردن مالیاتها» در گیلان
طرح «نشاندار کردن مالیاتها» نیز با وجود تبلیغات گسترده، همچنان با ابهامات جدی روبهروست. مدیرکل امور مالیاتی گفته ۵۰ درصد پروژههای نشاندار محقق شدهاند؛ سوال اینجاست که ۵۰ درصد دیگر چرا اجرایی نشدهاند؟ اسامی پروژهها چیست؟ چه میزان اعتبار دریافت کردهاند؟ آیا مردم واقعاً محل هزینه مالیات خود را انتخاب میکنند یا صرفاً از میان پروژههای از پیش تعیینشده، گزینهای را برمیگزینند؟
کاهش شدید اظهارنامههای مالیاتی
ابهام دیگر، مربوط به کاهش شدید تعداد اظهارنامههای مالیاتی است؛ آماری که از کاهش اظهارنامهها از حدود ۶۰ هزار به ۲۷ هزار خبر میدهد. آیا این کاهش واقعاً نشانه «افزایش اعتماد» است یا نتیجه کاهش دامنه حسابرسی و تسهیل گسترده معافیتها؟ آیا افزایش سقف تبصره ماده ۱۰۰ تا ۷۲ میلیارد تومان، راه را برای پنهان شدن برخی درآمدهای کلان پشت معافیتها باز نمیکند؟
ابهام در حمایت مالیاتی از کسبه آسیبدیده بازار رشت
در بخش دیگری از اظهارات مدیرکل امور مالیاتی، به حمایت از کسبه آسیبدیده بازار رشت اشاره شده است. اما هنوز بسیاری از کسبه، از روند دریافت تسهیلات ماده ۱۶۵، مدارک لازم و نحوه استفاده از این ظرفیت قانونی اطلاع دقیقی ندارند. چند واحد صنفی واقعاً از این تسهیلات بهرهمند شدهاند؟ میزان حمایتها چقدر بوده و چرا اطلاعرسانی شفافتری صورت نگرفته است؟
رسانه مطالبهگر دشمن مدیران نیست
نکته مهم اینجاست که طرح چنین سوالاتی، تقابل با مدیران نیست؛ بلکه بخشی از مسئولیت رسانه در قبال افکار عمومی است. رسانه مطالبهگر، نه دشمن مدیران است و نه مخالف خدمت؛ بلکه تلاش میکند فاصله میان آمارهای رسمی و واقعیتهای اجتماعی را روشن کند.
پایان عصر نشستهای خبری کمچالش در گیلان
شاید وقت آن رسیده باشد که برخی مدیران در گیلان بپذیرند دوران نشستهای کمچالش و گفتوگوهای یکطرفه به پایان رسیده است. افکار عمومی امروز، رسانههای منتقد را حذفشدنی نمیداند؛ بلکه اتفاقاً حذف آنان را نشانهای از نگرانی مدیران نسبت به پرسشهای بیپاسخ تلقی میکند.
اگر شفافیت، اصل پذیرفتهشده حکمرانی است، باید درهای نشستهای خبری به روی همه رسانهها ــ بهویژه رسانههای مطالبهگر ــ باز باشد؛ زیرا پاسخگویی واقعی، نه در فضای گزینشی، بلکه در میدان پرسشهای سخت معنا پیدا میکند.

