کاهش ناترازی برق؛ سرابی به نام رونق یا واقعیتی از جنس رکود صنعتی؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، در حالی که برخی مقامات دولتی از کاهش ناترازی برق به عنوان نشانهای از بهبود شرایط صنعت انرژی کشور یاد میکنند، کارشناسان معتقدند؛ این کاهش بیش از آنکه حاصل توسعه ظرفیت تولید برق و اجرای برنامههای زیرساختی باشد، نتیجه رکود فعالیتهای صنعتی و محدودیتهای گسترده اعمال شده بر بخش تولید است. به باور آنها، کاهش مصرف برق صنایع به دلیل افت تولید، تعطیلی واحدها و اعمال محدودیتهای انرژی، بهطور موقت فاصله میان عرضه و تقاضای برق را کمتر نشان میدهد، اما این وضعیت به معنای حل بحران ناترازی نیست.
هشدار اورعی: پنهان کردن ناترازی برق در سایه رکود صنعتی
هاشم اورعی، استاد تمام دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف هشدار میدهد؛ پنهان کردن ناترازی در سایه رکود صنعتی نه تنها دستاوردی برای اقتصاد کشور محسوب نمیشود، بلکه میتواند آثار مخربی بر رشد اقتصادی، اشتغال و سرمایهگذاری برجای بگذارد. از نگاه او، هر چه فشار بر صنایع برای کاهش مصرف انرژی بیشتر شود، تولید ملی آسیب بیشتری میبیند و در نتیجه جریان نقدینگی و منابع لازم برای توسعه زیرساختهای برق نیز محدودتر خواهد شد.
ناترازی پنهان؛ چرخه معیوب کمبود برق و کاهش تولید
به این ترتیب، کشور در چرخهای گرفتار میشود که در آن کمبود برق به کاهش تولید منجر شده و کاهش تولید نیز امکان سرمایهگذاری برای رفع کمبود برق را از بین میبرد؛ چرخهای که در صورت تداوم، بحران انرژی را عمیقتر خواهد کرد. اورعی با بیان اینکه کاهش مصرف برق، درمان ناترازی نیست به «اعتماد» میگوید: در ماههای اخیر برخی مسوولان از کاهش ناترازی انرژی در کشور سخن گفتند و این موضوع را نشانهای از بهبود شرایط تولید و مدیریت مصرف میدانند. اما واقعیتهای موجود در صنعت برق و گاز کشور نشان میدهد که ناترازی نه تنها برطرف نمیشود، بلکه همچنان یکی از بزرگترین چالشهای اقتصاد ایران باقی میماند.
او ادامه میدهد: آنچه امروز به عنوان کاهش فشار بر شبکه انرژی مشاهده میشود، بیش از آنکه حاصل افزایش ظرفیت تولید باشد، نتیجه رکود اقتصادی و افت فعالیتهای صنعتی است. وقتی درباره ناترازی صحبت میکنیم، منظور فاصله میان عرضه و تقاضاست. در شرایطی که تولید برق، گاز یا سوخت پاسخگوی نیاز کشور نباشد، ناترازی شکل میگیرد. اکنون نیز این وضعیت در بخشهای مختلف انرژی مشاهده میشود. در حوزه برق، کشور همچنان با کمبود قابل توجه تولید در زمان اوج مصرف روبهرو است و در بخش سوخت نیز مصرف از تولید پیشی گرفته، بنابراین نمیتوان ادعا کرد که مشکل ناترازی کاهش پیدا کرده است.
اورعی توضیح میدهد: واقعیت این است که بخش مهمی از صنایع کشور با تمام ظرفیت خود فعالیت نمیکنند. رکود اقتصادی، کاهش سرمایهگذاری، مشکلات تامین مواد اولیه و محدودیتهای بازار باعث میشود بسیاری از واحدهای تولیدی از ظرفیت واقعی خود فاصله بگیرند. صنعت نیز یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی در کشور است. بنابراین هر زمان تولید صنعتی کاهش پیدا کند، مصرف برق و گاز نیز افت میکند. این کاهش مصرف به معنای بهبود شرایط انرژی نیست، بلکه نشانهای از کاهش فعالیتهای اقتصادی است.
اگر امروز مصرف انرژی در برخی بخشها کمتر از گذشته به نظر میرسد، نباید تصور کنیم که مشکل حل شده است. در واقع بخشی از ناترازی تنها پنهان شده است. اگر اقتصاد کشور وارد دوره رونق شود و کارخانهها با ظرفیت کامل فعالیت کنند، شبکه انرژی با فشار بسیار بیشتری مواجه خواهد شد. این موضوع نشان میدهد که زیرساختهای فعلی انرژی کشور توان پاسخگویی به رشد اقتصادی پایدار را ندارند و هرگونه افزایش تولید صنعتی، توسعه سرمایهگذاری یا رشد اقتصادی در آینده نیازمند انرژی بیشتری خواهد بود و در صورت ادامه شرایط فعلی، کمبودها شدیدتر از گذشته خود را نشان میدهد.
این کارشناس ارشد انرژی میگوید: از سوی دیگر، وضعیت بنزین و گاز نیز گواه تداوم ناترازی است. مصرف سوخت در کشور از سطح تولید فراتر رفته و برای تامین نیاز بازار ناچاریم از ذخایر استراتژیک استفاده کنیم که این مساله نشان میدهد فاصله میان عرضه و تقاضا همچنان پابرجاست و کاهش ناترازی بیشتر یک برداشت آماری است تا یک واقعیت عملیاتی.
ناترازی برق و صنعت؛ از کاهش مصرف تا کمبود سرمایهگذاری
او میافزاید: یکی از مهمترین مشکلات صنعت برق ایران، فاصله قابل توجه میان ظرفیت اسمی نیروگاهها و توان واقعی تولید برق است. بر اساس آمارهای رسمی، ظرفیت اسمی نیروگاههای کشور به حدود ۱۰۰ هزار مگاوات میرسد، اما در زمان اوج مصرف امکان بهرهبرداری از تمام این ظرفیت وجود ندارد. بخشی از این اختلاف طبیعی است، ظرفیت اسمی براساس شرایط استاندارد جهانی محاسبه میشود، در حالی که شرایط اقلیمی ایران با دمای بالا، محدودیت منابع آبی و ویژگیهای جغرافیایی متفاوت است، اما این عامل تنها بخشی از ماجراست.
اورعی ادامه میدهد: مساله اصلی به فرسودگی تجهیزات و ضعف سرمایهگذاری بازمیگردد، بخش قابل توجهی از نیروگاههای کشور عمر بالایی دارند و با فناوریهای قدیمی فعالیت میکنند. هر چه عمر تجهیزات افزایش پیدا میکند، راندمان آنها کاهش مییابد و بخشی از ظرفیت عملی از دست میرود. در برخی نیروگاههای قدیمی، مقدار زیادی از انرژی ورودی به جای تبدیل شدن به برق، به صورت گرما هدر میرود. این در حالی است که نیروگاههای مدرن جهان با راندمانهای بسیار بالاتر فعالیت میکنند و بهرهوری بیشتری دارند.
ادامه فعالیت نیروگاههای فرسوده نه تنها هزینه تولید را افزایش میدهد، بلکه توان تولید واقعی کشور را نیز محدود میکند. این استاد دانشکده برق توضیح میدهد: طی سالهای گذشته سرمایهگذاری لازم در صنعت برق انجام نشده است و توسعه نیروگاههای جدید متناسب با رشد تقاضا پیش نمیرود و بسیاری از پروژههای زیرساختی با تاخیر مواجه شدند، از سوی دیگر، محدودیتهای مالی، تحریمها و مشکلات مدیریتی نیز روند نوسازی تجهیزات را کند کرد. مشکل دیگر به تعمیرات و نگهداری نیروگاهها مربوط میشود. در بسیاری از کشورها نیروگاهها در دورههای کممصرف تحت تعمیرات اساسی قرار میگیرند تا در فصل اوج مصرف با حداکثر آمادگی وارد مدار شوند. اما در ایران به دلیل کمبود ظرفیت تولید و محدودیتهای تامین سوخت، اجرای کامل این برنامهها را با دشواری همراه کرده است.
در نتیجه بخشی از نیروگاهها بدون آنکه بازسازی و نوسازی لازم را پشت سر بگذارند، به فعالیت ادامه میدهند. این موضوع به مرور زمان موجب کاهش راندمان و افزایش احتمال بروز اختلال در شبکه برق میشود. در نهایت باید پذیرفت که ریشه اصلی ناترازی انرژی در کشور به سالها کمبود سرمایهگذاری، فرسودگی زیرساختها، ضعف برنامهریزی و ناکارآمدی مدیریتی بازمیگردد. کاهش مصرف ناشی از رکود اقتصادی شاید در کوتاهمدت فشار بر شبکه را کمتر نشان دهد، اما قادر به حل بحران نیست. حل این چالش نیازمند برنامهای بلندمدت برای توسعه ظرفیت تولید، نوسازی نیروگاهها، افزایش بهرهوری و ایجاد زمینه مناسب برای جذب سرمایهگذاری است. بدون چنین اصلاحاتی، ناترازی انرژی همچنان به عنوان یکی از مهمترین موانع رشد اقتصادی کشور باقی میماند.
صالحی: حل بحران برق نیازمند امنیت اقتصادی و سرمایهگذاری
حمیدرضا صالحی، رییس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران در خصوص کاهش ناترازی برق و ارتباط آن با بهبود وضعیت تامین انرژی کشور به «اعتماد» میگوید: برای ارزیابی دقیق این موضوع باید به ریشههای تغییرات مصرف برق توجه کنیم. کاهش ناترازی الزاما به معنای افزایش ظرفیت تولید برق یا رفع مشکلات ساختاری صنعت برق نیست. در بسیاری از موارد، افت مصرف برق ناشی از کاهش فعالیتهای صنعتی و اقتصادی است و همین موضوع میتواند تصویر متفاوتی از وضعیت واقعی شبکه برق ارایه دهد.
واقعیت این است که بخش قابل توجهی از صنایع کشور با تمام ظرفیت خود فعالیت نمیکنند. محدودیتهای اقتصادی، کاهش سرمایهگذاری، افت تقاضا و مشکلات تولید باعث میشود بسیاری از واحدهای صنعتی از ظرفیت اسمی خود فاصله بگیرند. در چنین شرایطی مصرف برق صنایع نیز کاهش پیدا میکند و در نتیجه فشار بر شبکه کمتر میشود. بنابراین اگر امروز شاهد کاهش نسبی شکاف میان تولید و مصرف برق هستیم، باید بررسی کنیم که این اتفاق ناشی از توسعه زیرساختهای تولید برق است یا نتیجه کاهش مصرف در بخش مولد اقتصاد.
صنعت برق ایران طی سالهای گذشته با کمبود سرمایهگذاری مواجه شده بود و رشد تقاضای برق از یک سو و محدودیت توسعه ظرفیت تولید از سوی دیگر باعث شد فاصله میان عرضه و تقاضا افزایش پیدا کند. اگرچه ممکن است در برخی مقاطع زمانی این فاصله کمتر به نظر برسد، اما واقعیت این است که مشکل ناترازی همچنان پابرجا مانده است. در سالهای گذشته مصرف برق کشور بهطور متوسط رشد قابل توجهی را تجربه کرد، اما اکنون بخشی از این روند به دلیل کاهش فعالیتهای اقتصادی و صنعتی کند شده است و همین مساله باعث شد برخی تصور کنند وضعیت تامین برق بهبود پیدا کرده، در حالی که بخش مهمی از این کاهش مصرف به رکود در بخش تولید بازمیگردد.
از سوی دیگر هنوز ظرفیت تولید برق کشور متناسب با نیازهای آینده توسعه پیدا نکرده است. بخش زیادی از نیروگاههای کشور با راندمان پایین فعالیت میکنند و بخشی از توان اسمی آنها در عمل قابل بهرهبرداری نیست که این موضوع موجب میشود توان واقعی تولید برق کمتر از ظرفیت اعلامی باشد. برای حل ریشهای بحران برق، توسعه سرمایهگذاری اهمیت اساسی پیدا میکند. ساخت نیروگاههای جدید، نوسازی نیروگاههای موجود، افزایش بهرهوری و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر همگی نیازمند منابع مالی گسترده هستند. بدون ورود سرمایههای جدید، امکان پاسخگویی به رشد تقاضای برق در سالهای آینده وجود ندارد.
در کنار توسعه تولید، کاهش تلفات شبکه انتقال و توزیع نیز اهمیت زیادی دارد. بخشی از برق تولید شده در مسیر انتقال و توزیع از بین میرود و این موضوع هزینههای سنگینی را به صنعت برق تحمیل میکند و بهبود زیرساختهای شبکه میتواند بخشی از ناترازی موجود را کاهش دهد. با این حال مهمترین عامل برای جذب سرمایه، ایجاد امنیت اقتصادی است. سرمایهگذار زمانی وارد صنعت برق میشود که از بازگشت سرمایه خود اطمینان داشته باشد. سیاستهای قیمتگذاری دستوری و فاصله میان هزینه واقعی تولید و قیمت فروش برق، انگیزه سرمایهگذاری را کاهش میدهد و توسعه این صنعت را با چالش روبهرو میکند.
صالحی در خاتمه تاکید میکند: کاهش احتمالی ناترازی برق را نباید صرفا نشانه موفقیت در افزایش تولید برق دانست. بخشی از این اتفاق به کاهش مصرف ناشی از افت فعالیتهای صنعتی بازمیگردد و حل پایدار مشکل برق زمانی محقق میشود که سرمایهگذاری در این صنعت افزایش پیدا کند، بهرهوری نیروگاهها ارتقا یابد و زمینه حضور گسترده بخش خصوصی در توسعه زیرساختهای انرژی فراهم شود، تنها در این صورت است که کشور میتواند با اطمینان بیشتری به استقبال سالهای آینده و رشد تقاضای برق برود.

