در تاریکی اینترنت؛ تلویزیون تنها منبع بیواسطه
به گزارش خبرآنلاین، ورود به هشتمین هفته قطع اینترنت در بیش از ۵۰ روزی که از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران میگذرد و بهتبع آن قطع بیشتر راههای ارتباطی و رسانهای، موجب شده است رسانههای داخلی ازجمله صداوسیما که عنوان «رسانه ملی» را هم بر دوش میکشد در کنار خبرگزاریها و روزنامهها به تنها منابع خبری تبدیل شوند که دسترسی به آنها برای همه میسر است و نیازمند اندیشیدن تمهیداتی خاص نیست.
در این میان، صداوسیما آنطور که به نظر میرسد، با کنداکتوری متنوع در دستهبندیهایی چون «تحلیلها و ویژههای جنگ رمضان»، «دفاع مقدس سوم» و برنامههای «گفتوگومحور» دست به کارِ رساندن اخبار و ارائه تحلیل و گزارش و گفتوگو در مورد جنگ شد. «جریان»، «سیاست خارجی»، «روی خط خبر»، «ثریا» و… ازجمله برنامههای گفتوگومحور تلویزیوند که اگرچه در ظاهر متنوع به نظر میرسند اما محدویتهایی چون حضور نامهای تکراری در کنار گرایشات سیاسی همسوی آنها با یکدیگر، نشان میدهد که هشدارهای سالیانِ سال استادان علوم ارتباطات و روزنامهنگاری، کارگر نیفتاده است و در، بر همان پاشنهای که میچرخید، میچرخد.
نکتهای که روزنامه ابتکار هم در گزارشی با عنوان «فرصتسوزی تاریخی جامجم در تاریکی اینترنت» به آن اشاره کرده و نوشته است: … جواد لاریجانی، سعید جلیلی، حسین شریعتمداری، فواد ایزدی، محمد مرندی، مرتضی سیمیاری، مصطفی خوشچشم و… ازجمله نامهای پرتکرار خط مقدم برنامههای گفتوگومحور تلویزیون هستند… ضمن این که برخی از کارشناسان نیز در حالی وارد قاب تلویزیون شدهاند که نه فقط برای مخاطب بلکه حتی برای بسیاری از رسانهها هم ناشناسند.
نگاهی به مهمانان سه برنامه شاخص
برنامه «سیاست خارجی» از شبکه سه، در بخشی که با اجرای امیرحسین طهماسبی روی آنتن میرفت به شکل ثابت میزبان مهدی خانعلیزاده، تهیهکننده و سردبیر این برنامه، بهعنوان کارشناس بود. در بخشی که با اجرای محمدجعفر خسروی پخش میشد اما مهمانانی ازجمله؛ علی خضریان (عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی)، حسین پاک (کارشناس مسائل منطقه و محور مقاومت)، آیتالله سیدمحمدمهدی میرباقری (عضو مجلس خبرگان رهبری)، حجتالاسلام سیدجانعلی کاظمی (عالِم شیعیان پاکستان)، محسن مهدیان (مدیرمسئول موسسه همشهری) و روحالله متفکرآزاد (عضو هیاترئیسه مجلس شورای اسلامی) بودند.
برنامه تلویزیونی «جریان»، آنطور که روابط عمومی شبکه یک میگوید، برنامهای در حوزه مسائل سیاسی است که به بررسی تحولات کشور از منظر راهبردی میپردازد. گروه سیاسی شبکه یک، «جریان» را با اجرای علیرضا زادبر با هدف «آگاهی مردم، خصوصاً نسل جوان با تحولات روز کشور و جهان از منظر راهبردی» پخش میکند.
ازجمله مهمانان این برنامه که گرایش سیاسیشان قابل تشخیص بوده است (در فاصله آغاز جنگ تا امروز) میتوان به نامهای زیر اشاره کرد. ( اینجا بخوانید)
ازجمله کارشناسان حضوری یا تلفنی برنامه «روی خط خبر» (شبکه خبر) نیز میتوان به این نامها اشاره کرد.( اینجا بخوانید)
خودویرانگری رسانهای در بحبوحه جنگ
جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، یکی از حساسترین مقاطع برای سنجش کارآمدی رسانهای بود که نام خود را «رسانه ملی» گذاشته است؛ مقطعی که انتظار میرفت صداوسیما با ارائه روایتهای دقیق، متنوع و قابلاعتماد، نقش مرجع خبری و تحلیلی را ایفا کند.
با این حال، بررسی ترکیب مهمانان برنامههای گفتوگومحور و گرایشات سیاسی آنها؛ «سیاست خارجی»، «جریان» و «روی خط خبر» (سه برنامه که از میان برنامههای گفتوگومحور انتخاب شدهاند) نشان میدهد که عملکرد این رسانه نهتنها در سطح انتظار نبوده که به شکل معناداری از استانداردهای یک رسانه حرفهای فاصله داشته است. براساس بررسی انجامشده که حاصل آن در بالا در قالب جدول قابل مشاهده است، دادههای آماری حکایت از یکدستی گرایشات سیاسی کارشناسان محبوب صداوسیما میکنند و نشان میدهند که غلبه با اصولگرایان و سپس نزدیکان به جبهه پایداری است و درصد اندکی کارشناس غیرهمسو یا اصلاحطلب در جنگ اخیر به پایشان به ساختمان صداوسیما باز شده است.
آمار تکاندهنده: ۹۴ درصد از یک طیف
براساس بررسی انجامشده در مورد کارشناسان دعوتشده به این برنامهها، میتوان پی برد ۷۹٪ این افراد اصولگرا، ۱۵٪ نزدیک به جبهه پایداری و تنها ۶٪ غیرهمسو یا اصلاحطلب بودهاند. این اعداد نشان میدهد که رسانه اصطلاحا «ملی» عملاً به یک تریبون یکجناحی تبدیل شده است.
وقتی ۹۴ درصد مهمانان از یک طیف باشند، دیگر نمیتوان از «سوگیری» سخن گفت و بهتر است آن را یک سیاست رسانهای هدفمند نامید. ضمن این که مشکل فقط حذف اصلاحطلبان نیست و دادهها نشان میدهند که اصولگرایان میانهرو یا چهرههای منتقد درون ساختار نیز تقریباً جایی در این برنامهها ندارند.
تریبون یکدست در بحران اطلاعاتی
نتیجه این که ترکیب مهمانان نشان میدهد که صداوسیما عملاً از «تفکر انتقادی» فاصله گرفته و به رسانهای تأییدکننده تبدیل شده است و بهجای مخاطبمحوری بر بازتولید گفتمان مطلوب خود تمرکز دارد. وضعیتی که میتوان آن را «خودویرانگری رسانهای» نامید.