پروژه خاموشی «یک اقلیت رانتی»؛ از اینترنت تا دهان منتقد

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، یادداشت عباس عبدی در یکی از شماره‌های اخیر روزنامه اعتماد، به یکی از تازه‌ترین دستاویزهای یک «اقلیت رانتی» برای پیشبرد اهداف سیاسی-رسانه‌ای خود تبدیل شده است. ماجرا را احتمالاً کمابیش می‌دانید؛ عباس عبدی، ستون‌نویس روزنامه اعتماد که بیش از دو دهه گذشته را به‌طور مستمر در فضای مطبوعاتی و رسانه‌ای کشور قلم زده، به‌تازگی در یادداشتی با عنوان «نتیجه جعل و تبعیض رسانه‌ای» که در شماره ۱۶ اردیبهشت‌ماه اعتماد منتشر شد، به پیامدهای خطرناک حدود ۷۰ روز قطع اینترنت و ممانعت از گردش آزاد اطلاعات در کشور پرداخت.

تا این‌جای کار اتفاق عجیبی رخ نداده بود. با این همه، این بار یادداشت عباس عبدی ناگهان با موجی از واکنش‌ها و حملات سیاسی-رسانه‌ای مواجه شد؛ حملاتی که اگرچه سند و مدرک قطعی برای اثبات هماهنگی و سازماندهی آنها در دست نیست، اما گستردگی، شدت و همزمانی این هجمه‌ها به‌گونه‌ای است که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت.

«اقلیت رانتی»؛ آنچه تندروها را به خشم آورد

فارغ از اینکه این حملات واقعاً سازماندهی‌شده بوده یا نه، آنچه روشن است این است که فشارها تا حدی سنگین بوده که نه‌تنها عباس عبدی را شخصاً وادار به واکنش کرده، بلکه بهروز بهزادی، مدیرمسئول روزنامه اعتماد را نیز ناگزیر از پاسخ‌گویی کرده است. به‌ویژه آن‌که همزمان با انتشار انبوهی از گزارش‌ها و یادداشت‌های تند در رسانه‌های طیف افراطی اصولگرا، یک شبه‌کارزار مجازی نیز در شبکه‌های اجتماعی به راه افتاده که صراحتاً خواستار برخورد قضایی و امنیتی با نویسنده یادداشت و حتی تعطیلی روزنامه اعتماد شده است.

اما مگر عباس عبدی چه گفته که تندروها حاضر نیستند از سر گناهان کرده و ناکرده‌اش بگذرند؟

در واقع، آنچه موج حملات را «مشروع» کرد، بیش از هرچیز همان عبارت «اقلیت رانتی» بود؛ عبارتی که عباس عبدی اصرار دارد به‌روشنی با واژه «یک» محدود شده و اساساً ناظر به تمامی افرادی که در تجمعات خیابانی حاضر می‌شوند نیست، بلکه صرفاً بخشی خاص و صاحب‌نفوذ و تریبون در میان آنان را خطاب قرار می‌دهد.

بدتر اینکه اکثریت مردم هم با تصمیماتی که یک اقلیت رانتی از کف خیابان تحمیل کنند، همدلی نخواهند داشت؛ مبادا هم چوب خورده شود و هم پیاز!

از قطع ۷۰ روزه اینترنت تا اتهام «ترسو» به مردم

این روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب که در ۲۲ دی‌ماه ۱۴۰۴، از نوشتن دست کشیده بود، هفتم اردیبهشت امسال دوباره به صحنه بازگشت؛ چراکه احساس می‌کرد وطن و هم‌وطنانش در جنگی نابرابر تنها مانده‌اند. او در یکی از آخرین یادداشت‌هایش به یکی از جنبه‌های کمتر دیده شده ناملایمات این جنگ پرداخت و ضمن انتقاد از تندروهای بیرون و درون مجلس که در «فضای ملتهب کنونی» مسائلی را مطرح می‌کنند که «یا دروغ است یا مرجعی برای تأیید و رد آن وجود ندارد»، وضعیت سه‌قطبی‌شده فضای سیاسی و افکار عمومی را توصیف کرد.

از سوی دیگر، یکی از ده‌ها نکته مهم دیگری که در این بحث بی‌سروته مغفول مانده، وظیفه حاکمیت در قبال شهروندان است. چگونه وقتی یک نماینده مجلس، میلیون‌ها شهروند را در یک برنامه تلویزیونی «ترسو» خطاب می‌کند، هیچ‌کس نگران «توهین به مردم» نمی‌شود؟ اما وقتی یک روزنامه‌نگار در یادداشتی مطبوعاتی در روزنامه‌ای با حداکثر چند هزار تیراژ، به رفتار و گفتار همین صاحبان تریبون‌های حاکمیتی انتقاد می‌کند، ناگهان رگ‌های گردن همه متورم می‌شود؟

واکنش تند رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها

این مسئله به‌روشنی در متن واکنش‌های منتشرشده علیه عبدی قابل مشاهده است. چنان‌که حجت‌الاسلام مصطفی رستمی، رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها، در یادداشتی که خبرگزاری تسنیم منتشر کرد، مدعی شد عباس عبدی با استفاده از تعبیر «اقلیت رانتی»، در واقع «مردم» را هدف قرار داده و به آنان «توهین» کرده است. او حتی نوشت: «جمهوری اسلامی اگر از اقلیت ترسی داشت، باید رأی ملت در ۸۸ را نادیده می‌گرفت!»

چرا مدیرمسئول اعتماد مجبور به پاسخگویی شد؟

واقعیت آن است که این حجم از حملات علیه یک یادداشت‌نویس مطبوعاتی، پرده از حقیقتی بزرگ‌تر برمی‌دارد: اینکه حتی بستن بخش بزرگی از روزنه‌های اجتماعی نیز برای این جریان تندرو کافی نیست و آنان ظاهراً هیچ صدایی جز صدای تمجید و تأیید را برنمی‌تابند. تندروهایی که امروز به عباس عبدی و روزنامه اعتماد حمله می‌کنند، در تلاش‌اند تا انتقام شکست‌های سیاسی و اجتماعی سال‌های گذشته خود را از اصلاح‌طلبان بگیرند.

شباهت «اقلیت رانتی» به «پروژه خالص‌سازی»

پرسشی که سال‌هاست به شکل‌های مختلف و با عناوین تاریخی نظیر «پروژه خالص‌سازی» مطرح می‌شود، پاسخ روشن خود را نیز دارد؛ اما ظاهراً هنوز کسی حاضر نیست به آن بیندیشد. جریان خالص‌ساز در موقعیت حساس کنونی، نه تنها تضعیف نشده بلکه تقویت هم شده است. تندروهایی که امروز به عباس عبدی حمله می‌کنند و فردا معلوم نیست برای فتح کدام سنگر ویرانه جامعه مدنی بسیج خواهند شد.

سوال بی‌پاسخ: چرا توهین به میلیون‌ها شهروند در تلویزیون بی‌پاسخ می‌ماند؟

چگونه تهدید به مرگ رئیس جمهور و وزیر امور خارجه سابق ایران در همین خیابان، هیچ یک از آقایان را تکان نمی‌دهد؟ حاکمان باید نیمه خالی لیوان را ببینند و حتی اگر یک نظرسنجی از حمایت نیمی از جامعه حکایت دارد، وظایف حاکمیت ایجاب می‌کند که بررسی کند چرا نیمه دیگر جامعه حاضر به چنین حمایتی نیست. حال آن‌که در عمل می‌بینیم دست‌کم برخی از مسئولان، صراحتاً مردمی را که در این تجمع‌های شبانه حاضر نشده‌اند، «ترسو» می‌خوانند.

هدف این گزارش دفاع از عباس عبدی نیست. او به‌خوبی قادر است از خود دفاع کند. آنچه در این ماجرا اهمیت دارد، فراتر از یک اختلاف شخصی یا حتی صنفی است؛ پرسشی از خودِ حاکمیت درباره مرز دوگانه «توهین به مردم».

منبع
رویداد 24

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا