مگر اتاق بازرگانی گیلان تازه میزبان شده است؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، گاهی در فضای مدیریتی، آنچه باید «وسیله» باشد، آرامآرام جای «هدف» مینشیند؛ مراسم جای نتیجه را میگیرد، دیدار جای دستاورد را، عکس یادگاری جای گزارش عملکرد را و تعریف از شیوه میزبانی جای پاسخ به پرسشهایی را که فعالان اقتصادی سالهاست مطرح میکنند.
یادداشت منتشرشده در ۱۳ شهریور سال جاری درباره میزبانی سامان نظری، رئیس اتاق بازرگانی گیلان، از اعضای هیئترئیسه اتاق ایران در یک رسانه (اینجا بخوانید)، دقیقاً از همین منظر قابل تأمل است.
نگارنده از «دیپلماسی میزبانی»، «شم اقتصادی»، «درایت مدیریتی»، «هنر میزبانی» و «هماهنگی کمنظیر هیئترئیسه» سخن گفته و حتی تکرار سفر برخی اعضای هیئترئیسه اتاق ایران به گیلان را نشانه یک «استراتژی هوشمندانه» دانسته است.
همه این تعابیر ممکن است قابل بحث باشند؛ اما یک سؤال ساده وجود دارد: آیا اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی گیلان قرار است با کیفیت پذیرایی از مهمانان ارزیابی شود یا با کیفیت خدمتی که به اقتصاد استان ارائه میکند؟
این سؤال، نه حمله است و نه اتهام؛ یک پرسش درباره معیار ارزیابی عملکرد «پارلمان بخش خصوصی» است.
« هنر میزبانی» از چه زمانی شاخص کارنامه اقتصادی شد؟
تردیدی نیست که میزبانی شایسته از مهیمانان، رعایت شأن میهمان، برنامهریزی مناسب و ایجاد فضای مناسب برای گفتوگوهای اقتصادی، از وظایف حرفهای هر مجموعهای است که میزبان هیئتهای اقتصادی داخلی و خارجی میشود.
اما مسئله اینجاست که آیا انجام درست این وظیفه معمول و مورد انتظار، باید بهعنوان یک دستاورد ویژه مدیریتی معرفی شود؟
اگر «هنر میزبانی» معیار مهم ارزیابی عملکرد اتاق بازرگانی گیلان است، باید پرسید معیارهای مهمتر و قابل اندازهگیری عملکرد این نهاد کداماند؟ آیا یک اتاق بازرگانی که میزبان هیئترئیسه اتاق ایران میشود، اساساً نباید از حداقل استانداردهای میزبانی برخوردار باشد؟ آیا قرار است انجام درست یک وظیفه معمول، بهعنوان یک دستاورد استثنایی معرفی شود؟ اگر چنین است، باید پرسید شاخصهای واقعیتر عملکرد کجا قرار میگیرند؟
مگر اتاق بازرگانی گیلان تازه میزبان شده است؟
نکته دیگری که در یادداشت مورد اشاره قرار گرفته، برجستهسازی «هنر میزبانی» مدیریت فعلی اتاق گیلان است. در یادداشت مورد بحث، چنان از «هنر میزبانی» سخن گفته شده که گویی گیلان پیش از این تجربهای در میزبانی هیئتهای اقتصادی نداشته است.
اینجا نیز یک پرسش منصفانه اما جدی مطرح میشود: آیا اتاق بازرگانی گیلان در دورههای گذشته در میزبانی از هیئترئیسه اتاق ایران، هیئتهای اقتصادی، مسئولان ملی یا هیئتهای خارجی کوتاهی کرده بود که امروز کیفیت میزبانی دوره فعلی نیازمند برجستهسازی و مقایسه شده است؟
اگر پاسخ منفی است، چرا باید میزبانی معمول و حرفهای یک مجموعه اقتصادی بهعنوان ویژگی متمایز یک دوره مدیریتی معرفی شود؟ و اگر پاسخ مثبت است، مستندات این تفاوت عملکرد چیست؟
البته این پرسشها متوجه شخص خاصی نیست؛ بلکه درباره معیارهای ارزیابی عملکرد یک نهاد اقتصادی و نماینده بخش خصوصی مطرح میشود.
«دیپلماسی میزبانی» دقیقاً کجا تعریف شده است؟
در یادداشت مورد بحث، تعبیر «دیپلماسی میزبانی» بهکار رفته و از آن بهعنوان نوعی مزیت مدیریتی یاد شده است. «دیپلماسی میزبانی» تعبیر پرطمطراقی است.
اما پرسش روشن این است: «دیپلماسی میزبانی» دقیقاً در کدام ادبیات تخصصی، مدیریتی یا اقتصادی تعریف شده و شاخصهای آن چیست؟ آیا منظور از این اصطلاح صرفاً استقبال، پذیرایی، هماهنگی مراسم و ایجاد فضای مناسب برای مهیمانان است؟ یا اینکه منظور، دستاوردهای اقتصادی حاصل از این میزبانی است؟
اگر تعریف دوم مدنظر است، خروجی اقتصادی این دیپلماسی چه بوده است؟ آیا تفاهمنامهای به قرارداد تبدیل شده است؟ آیا سرمایهگذاری مشخصی جذب شده است؟ آیا مسیر صادرات یک یا چند بنگاه اقتصادی گیلانی تسهیل شده است؟ آیا بازار جدیدی برای محصولات استان ایجاد شده است؟ آیا موانع مشخصی از مسیر فعالان اقتصادی برداشته شده است؟
اگر پاسخ به این پرسشها مثبت است، چرا به جای کلیگویی درباره «دیپلماسی میزبانی»، مصادیق و نتایج ملموس آن برای افکار عمومی و فعالان اقتصادی تشریح نمیشود؟
مگر رئیس پارلمان بخش خصوصی نباید میزبان شایسته باشد؟
رئیس اتاق بازرگانی گیلان در جایگاه رئیس یک نهاد اقتصادی، طبیعتاً با هیئتهای اقتصادی داخلی و خارجی، مسئولان ملی، فعالان اقتصادی و نمایندگان تشکلهای بخش خصوصی مواجه است.
بنابراین، آیا برخورد حرفهای، میزبانی مناسب و فراهم کردن زمینه گفتوگوهای اقتصادی اساساً نباید بخشی از وظایف طبیعی این جایگاه تلقی شود؟ آیا اگر یک رئیس اتاق بازرگانی میزبان هیئترئیسه اتاق ایران باشد، انجام مناسب این وظیفه باید بهعنوان یک امتیاز مدیریتی ویژه تلقی شود یا باید نتیجه و خروجی اقتصادی این دیدارها ملاک قضاوت قرار گیرد؟
تفاوت این دو نگاه بسیار مهم است. در نگاه نخست، نحوه برگزاری جلسه و کیفیت پذیرایی، دستاورد تلقی میشود. در نگاه دوم، آنچه بعد از جلسه برای اقتصاد استان اتفاق میافتد، معیار ارزیابی است!
گیلان و گیلانیها خود صاحب «هنر میزبانی» هستند
نکته ساده دیگری که شاید در یادداشت مورد اشاره گم شده یا کمتر مورد توجه قرار گرفته، یک واقعیت فرهنگی و اجتماعی شناختهشده است: گیلان و گیلانی در فرهنگ عمومی ایران، سالهاست به مهماننوازی شهرت دارد.
میزبانی در فرهنگ گیلان یک دستاورد مدیریتی تازه نیست که با یک دوره ریاست بر اتاق بازرگانی متولد شده باشد. مردم این استان قرنهاست مهیمان را گرامی میدارند. پس اگر منظور از «هنر میزبانی» همان مهیماننوازی است، باید پرسید چرا یک ویژگی فرهنگی دیرینه گیلان بهعنوان محصول یک مدیریت سازمانی برجسته شده است؟ و اگر منظور چیزی فراتر از مهیماننوازی است، باید دقیقاً گفته شود آن چیست؟
میزبانی اقتصادی اگر قرار است دیپلماسی باشد، باید خروجی اقتصادی داشته باشد. اگر منظور نگارنده از «هنر میزبانی» فراتر از مهیماننوازی فرهنگی و ناظر بر یک روش مدیریتی برای تولید دستاورد اقتصادی است، بهتر نیست این تفاوت با مصادیق روشن توضیح داده شود؟
ساختمان جدید؛ دستاورد زیرساختی یا موضوعی برای ارزیابی اقتصادی؟
در بخش دیگری از یادداشت، تمجید رئیس اتاق ایران از روند ساخت و پیشرفت فیزیکی ساختمان جدید اتاق گیلان، بهعنوان نشانهای از توجه به نیازهای آینده اقتصاد منطقه تفسیر شده است.
ساختمان یک نهاد اقتصادی میتواند قطعاً یک دارایی و زیرساخت باشد؛ اما پرسش اقتصادی این است که بازده و کارکرد این زیرساخت چگونه سنجیده خواهد شد؟ آیا ساخت ساختمان جدید به خودی خود یک دستاورد اقتصادی محسوب میشود؟ یا ارزش واقعی آن زمانی مشخص خواهد شد که این زیرساخت بتواند خدمات بهتر، ارتباطات مؤثرتر، آموزش تخصصی، توسعه تجارت، جذب سرمایه و حمایت عملی از فعالان اقتصادی را به دنبال داشته باشد؟ چگونه قرار است این هزینه و سرمایهگذاری به افزایش بهرهوری و توسعه خدمات منجر شود؟
تفاوت میان «ساخت یک ساختمان» و «ساختن یک زیرساخت مؤثر برای اقتصاد استان» دقیقاً همینجاست. بنابراین، شاید پرسش اصلی نه درباره زیبایی، بزرگی یا پیشرفت فیزیکی ساختمان، بلکه درباره کارکرد اقتصادی آینده آن باشد.
تکرار سفر هیئترئیسه اتاق ایران؛ استراتژی یا صرفاً یک واقعیت قابل بررسی؟
نگارنده، تکرار سفر برخی اعضای هیئترئیسه اتاق ایران به گیلان در دو سال پیاپی را نشانه «استراتژی هوشمندانه» دانسته است.
اما آیا تکرار یک سفر، به خودی خود استراتژی است؟ تکرار یک سفر، بهتنهایی نمیتواند برای اثبات وجود یک استراتژی اقتصادی کافی باشد؛ آنچه اهمیت دارد، نتایج و خروجیهای قابل سنجش این سفرهاست.
تحلیل اقتصادی اما کمی سختگیرتر است. باید پرسید: این سفرها چه نتیجهای داشت؟ چه تصمیمی گرفته شد؟ چه پروژهای شکل گرفت؟ چه سرمایهای جذب شد؟ چه قرارداد اقتصادی امضا شد؟ چه مانعی از سر راه فعالان اقتصادی برداشته شد؟ چه تغییری در شاخصهای تجارت خارجی استان ایجاد شد؟
اگر پاسخ این پرسشها روشن باشد، آنگاه میتوان درباره «استراتژی» سخن گفت. در غیر این صورت، شاید بهتر باشد میان «تکرار یک رویداد» و «تداوم یک سیاست اقتصادی» تفاوت قائل شویم.
«درب باز» استاندار و کارکرد روایی آن
یادداشت، سیاست «درب باز» استاندار گیلان و تجلیل رئیس اتاق ایران از او را در کنار میزبانی سامان نظری نشانده و آن را نشانه «فصل نویدبخش» دانسته است. «این چیدمان روایی ممکن است این برداشت را ایجاد کند که بخشی از ارزیابی عملکرد رئیس اتاق بازرگانی گیلان به میزان هماهنگی او با مدیریت اجرایی استان گره خورده است؛ برداشتی که خود نیازمند توضیح و مستندات روشن است.»
اما اتاق بازرگانی، «پارلمان بخش خصوصی» است. ارزش آن در فاصله از دولت است نه در ادغام. وقتی رسانهای موفقیت رئیس اتاق بازرگانی را با «رابطه خوب با استاندار» تعریف میکند، آیا چنین رویکردی ممکن است در افکار عمومی این تصور را ایجاد کند که جایگاه نمایندگی بخش خصوصی، بیش از اندازه به نقش هماهنگکننده با دستگاه اجرایی نزدیک شده است؟
پرسش اصلی؛ کارنامه اتاق گیلان در آستانه پایان دوره چیست؟
شاید مهمترین بخش ماجرا همینجا باشد. با توجه به اینکه زمان چندانی تا پایان دوره فعلی مدیریت اتاق بازرگانی گیلان باقی نمانده است، انتظار طبیعی این است که ارزیابی عملکرد این دوره، بر پایه کارنامه، شاخصها و نتایج قابل سنجش صورت گیرد.
پرسش این است: اثر ملموس عملکرد اتاق بازرگانی گیلان در این دوره بر زندگی و فعالیت اقتصادی بخش خصوصی استان چه بوده است؟ آیا صادرات استان افزایش یافته است؟ آیا موانع تولید و تجارت کاهش یافته است؟ آیا تعداد اعضای فعال اقتصادی افزایش یافته است؟ آیا خدمات اتاق به اعضا توسعه یافته است؟ آیا ارتباطات خارجی به قراردادهای اقتصادی منجر شده است؟ آیا صدای فعالان اقتصادی در تصمیمگیریهای استانی شنیده شده است؟ آیا اتاق توانسته میان دولت و بخش خصوصی نقش مؤثر و قابل اندازهگیری ایفا کند؟
اینها پرسشهایی هستند که پاسخ به آنها میتواند تصویری واقعیتر از عملکرد یک دوره مدیریتی ارائه کند.
آیا ستایش از میزبانی، ناخواسته حاشیه را جایگزین متن کرده است؟
نقد این یادداشت الزاماً به معنای نفی کیفیت میزبانی اتاق گیلان یا زیر سؤال بردن تلاشهای رئیس و هیئترئیسه این نهاد نیست. اتفاقاً میتوان پذیرفت که میزبانی شایسته، هماهنگی مناسب و ارتباط مؤثر با مسئولان ملی، برای یک اتاق بازرگانی اهمیت دارد.
اما مسئله رسانه این است که میزبانی، وسیله است یا هدف؟ اگر میزبانی ابزاری برای توسعه مناسبات اقتصادی است، باید خروجی این مناسبات نیز به افکار عمومی گزارش شود.
اگر «دیپلماسی میزبانی» قرار است به سرمایهگذاری، تجارت، صادرات، رفع موانع تولید و تقویت بخش خصوصی منجر شود، باید آثار آن قابل مشاهده و سنجش باشد. در غیر این صورت، این نگرانی قابل طرح است که تمرکز بر مراسم، دیدارها، استقبالها و تمجیدها، ناخواسته افکار عمومی را از پرسشهای مهمتر درباره کارنامه اقتصادی دور کند.
پارلمان بخش خصوصی؛ جای تعریف یا جای گزارش؟
اتاق بازرگانی عنوان بزرگی دارد: پارلمان بخش خصوصی. این عنوان، طبیعتاً انتظار بزرگی هم ایجاد میکند.
پارلمان بخش خصوصی باید بتواند بگوید چه کرده است. چه خواستهای را پیگیری کرده است. چه مشکلی را حل کرده است. چه سیاستی را تغییر داده است. چه سرمایهای را جذب کرده است. چه بازاری را گشوده است. و چه خدمتی به اعضای خود ارائه کرده است.
در چنین ساختاری، پذیرایی از هیئترئیسه اتاق ایران، اگرچه محترم و ضروری است، اما نمیتواند بهتنهایی معیار کارنامه باشد. میزبانی خوب، امتیاز اخلاقی و حرفهای است؛ کارنامه اقتصادی، مسئلهای متفاوت است.
یک پرسش پایانی؛ میزبانی یا پاسخگویی؟
شاید بهتر باشد به جای پرسیدن اینکه «چه کسی بهتر میزبان بوده است؟»، پرسشهای دقیقتری مطرح شود: از این همه میزبانی، نشست، سفر، دیدار، هماهنگی و «دیپلماسی میزبانی»، چه چیزی به اقتصاد گیلان رسیده است؟ در پایان این دوره، اتاق بازرگانی گیلان چه چیزی به اقتصاد استان اضافه کرده است؟
کدام تصمیم، کدام سیاست و کدام اقدام این اتاق، اثر مستقیم و قابل اندازهگیری بر فعالیت بخش خصوصی گیلان داشته است؟ کدام مطالبه فعالان اقتصادی به نتیجه رسیده و مستندات آن چیست؟ و در نهایت: آیا تمرکز پررنگ بر «هنر میزبانی» در ارزیابی عملکرد یک اتاق بازرگانی، نباید در کنار گزارش دقیق از شاخصهای اقتصادی، نتایج عملی و مطالبات فعالان بخش خصوصی قرار گیرد؟
این پرسشها نه نفی میزبانی است و نه قضاوت درباره عملکرد یک فرد یا مجموعه. بلکه مطالبهای ساده از یک نهاد اقتصادی است: در پارلمان بخش خصوصی، مردم و فعالان اقتصادی حق دارند علاوه بر دیدن میزبانی شایسته، کارنامهای شفاف از نتیجه این میزبانیها، دیدارها، نشستها و ارتباطات اقتصادی نیز ببینند.
میزبانی خوب، قابل احترام است؛ اما در نهایت، ارزیابی عملکرد اقتصادی باید بر پایه نتایج، شاخصهای قابل سنجش و آثار واقعی آن بر فعالیت بخش خصوصی انجام شود، نه صرفاً تعداد دیدارها، مراسم یا میزان تمجید از میزبان.
ناظرخبر آمادگی دارد پاسخ و توضیحات رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی گیلان و مسئولان این اتاق را درباره پرسشهای مطرحشده، مطابق ضوابط قانونی، منتشر کند

