قرار همدلی یا قرار پاسخگویی؟ پرسش‌هایی که مدیرعامل برق گیلان باید پاسخ دهد

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، هر سال با آغاز فصل گرما، مسئولان صنعت برق از مردم می‌خواهند برای عبور از ناترازی انرژی همکاری کنند؛ درخواستی که در ذات خود منطقی است، اما یک پرسش مهم را نیز به دنبال دارد: آیا پیش از مطالبه مشارکت مردم، سهم مدیران و متولیان این حوزه در شکل‌گیری وضعیت موجود به صورت شفاف برای افکار عمومی تبیین شده است؟

مسعود صادقی خمامی، مدیرعامل شرکت توزیع برق گیلان، در نشست خبری اخیر خود بارها بر ضرورت «همدلی»، «مدیریت مصرف» و «همراهی مردم» تأکید کرد.

او از مشوق‌های کاهش مصرف، طرح‌های هوشمندسازی، نصب ترانسفورماتورهای جدید، توسعه کابل‌های خودنگهدار و کاهش تلفات شبکه سخن گفت. اما در میان انبوه آمارها، همچنان پرسش‌هایی باقی می‌ماند که پاسخ روشن به آنها می‌تواند اعتماد عمومی را تقویت کند.

ناترازی برق؛ میراث گذشته یا محصول مدیریت امروز؟

مدیرعامل توزیع برق گیلان ریشه ناترازی را در «ساختارهای چند دهه گذشته» دانست. این گزاره شاید بخشی از واقعیت باشد، اما افکار عمومی حق دارد بداند: اگر ناترازی برق حاصل سیاست‌های چند دهه گذشته است، سهم مدیران فعلی و دولت‌های اخیر در اصلاح این روند چه بوده است؟ چرا با وجود آنکه سال‌هاست موضوع کمبود تولید و افزایش مصرف قابل پیش‌بینی بوده، همچنان هر تابستان کشور وارد فاز هشدار و اضطرار می‌شود؟ آیا برنامه‌های توسعه نیروگاهی و شبکه انتقال با نرخ رشد مصرف برق هماهنگ بوده است؟

وقتی مسئولان از «بهبود شرایط نسبت به سال گذشته» سخن می‌گویند، مردم انتظار دارند بدانند این بهبود دقیقاً چه میزان بوده و آیا برای جلوگیری از خاموشی‌ها کافی است یا خیر؟

کابل‌های ۷۰ ساله؛ چرا این وضعیت تا امروز ادامه یافته است؟

یکی از مهم‌ترین بخش‌های سخنان صادقی خمامی اشاره به وجود کابل‌هایی با عمر ۷۰ سال در برخی مناطق گیلان بود. این اعتراف، بیش از آنکه نشانه افتخار باشد، زنگ خطری درباره وضعیت زیرساخت‌هاست.

پرسش اینجاست: چگونه استانی که به گفته مدیرعامل برق گیلان از پیشگامان صنعت برق کشور بوده، هنوز از شبکه‌هایی با عمر هفت دهه استفاده می‌کند؟ اگر این شبکه‌ها فرسوده و آسیب‌پذیر هستند، چه میزان از خاموشی‌ها، افت ولتاژها و خسارات احتمالی مشترکان ناشی از همین فرسودگی است؟ چه میزان اعتبار برای نوسازی کامل این شبکه‌ها نیاز است و چه زمانی این پروژه به پایان خواهد رسید؟

تناقض آماری در هوشمندسازی

در بخش‌های مختلف این نشست، آمارهای متفاوتی درباره تعداد کنتورهای هوشمند ارائه شد. در بخشی از گزارش‌ها تعداد تجهیزات هوشمند از ۳۰ هزار به ۱۶۰ هزار دستگاه اعلام شده است. در بخشی دیگر از سخنان، عدد ۲۶۰ هزار دستگاه به عنوان وضعیت فعلی مطرح می‌شود. در گزارشی دیگر نیز از وجود ۳۶۰ هزار کنتور هوشمند سخن گفته شده است.

این اختلاف آمارها یک سؤال جدی ایجاد می‌کند: عدد واقعی کدام است؟ وقتی مدیران از دستاوردهای خود سخن می‌گویند، شفافیت آماری اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا هرگونه تناقض می‌تواند اعتماد افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد.

کاهش ۷۰ درصدی مصرف ادارات؛ نظارت چگونه انجام می‌شود؟

مدیرعامل توزیع برق گیلان اعلام کرده ادارات موظف به کاهش ۷۰ درصدی مصرف برق در ساعات بعدازظهر هستند. اما تجربه سال‌های گذشته نشان داده که بسیاری از دستگاه‌های دولتی در اجرای بخشنامه‌های صرفه‌جویی عملکرد یکسانی ندارند.

پرسش افکار عمومی این است: کدام ادارات بیشترین مصرف را دارند؟ آیا فهرست ادارات متخلف منتشر خواهد شد؟ چه تعداد دستگاه اجرایی در سال گذشته به دلیل رعایت نکردن الگوی مصرف اخطار یا جریمه شده‌اند؟ شفافیت در این بخش می‌تواند این ذهنیت را از بین ببرد که صرفه‌جویی فقط از مردم مطالبه می‌شود.

«۲۵ درجه» به عنوان راه‌حل: محاسبه یا شعار؟

محور اصلی پویش «قرار همدلی»، تنظیم کولرها روی ۲۵ درجه و کاهش ۴۰ درصدی بار سرمایشی است. این عدد به دفعات و با اطمینان بالا تکرار شده، اما هیچ‌جا منبع یا روش محاسبه آن ارائه نشده است.

آیا این ۴۰ درصد، حاصل یک مطالعه مهندسی مشخص برای شبکه گیلان است یا یک رقم تجربی کلی که از سطح کشوری وام گرفته شده؟ تفاوت دمای آسایش بین ۲۴ تا ۲۵ درجه با دمای رایج تنظیم‌شده توسط مردم (که ۱۸ درجه ذکر شده) موضوعی است که نیازمند توضیح علمی دقیق‌تر است، نه صرفاً یک رقم تکراری.

همچنین این پویش چگونه قابل پایش و راستی‌آزمایی است؟ آیا شرکت داده‌ای از میزان واقعی کاهش مصرف پس از اجرای این پویش در سال‌های گذشته دارد که بتواند اثربخشی آن را نشان دهد؟

۲۰ درصد مشترکان، ۵۰ درصد مصرف؛ چه کسانی هستند؟

یکی از مهم‌ترین آمارهای مطرح شده در این نشست، مصرف ۵۰ درصد برق استان توسط تنها ۲۰ درصد مشترکان بود. این آمار اگر دقیق باشد، یک مسئله مهم مدیریتی را آشکار می‌کند.

اما سؤال اینجاست: این ۲۰ درصد شامل چه گروه‌هایی هستند؟ خانگی؟ تجاری؟ صنعتی؟ ویلاهای خالی از سکنه؟ مراکز تفریحی؟ یا مجموعه‌های بزرگ اقتصادی؟ تا زمانی که این آمارها به تفکیک منتشر نشود، امکان تحلیل و قضاوت دقیق وجود ندارد.

مشوق‌ها؛ هزینه آن را چه کسی می‌پردازد؟

شرکت توزیع برق اعلام کرده مشترکانی که ۱۰ درصد مصرف خود را کاهش دهند، از تخفیف ۳۰ درصدی در قبض برق برخوردار می‌شوند. این اقدام در ظاهر جذاب است، اما پرسش مهمی وجود دارد: بار مالی این تخفیف‌ها از چه محلی تأمین می‌شود؟ آیا منابع آن از بودجه عمومی است؟ یا از محل درآمدهای صنعت برق؟ و آیا در شرایطی که صنعت برق با کمبود منابع مالی مواجه است، این سیاست در بلندمدت پایدار خواهد بود؟

نیروگاه خورشیدی؛ فرصت اقتصادی یا شعار تکراری؟

مدیرعامل برق گیلان توسعه نیروگاه‌های خورشیدی خانگی را یک فرصت درآمدزایی معرفی کرده است. این ایده در ظاهر جذاب است اما مردم حق دارند بدانند: چند خانوار گیلانی تاکنون از این طرح استفاده کرده‌اند؟ متوسط درآمد ماهانه یک سامانه خورشیدی ۵ کیلوواتی چقدر است؟ بانک‌ها چه میزان تسهیلات پرداخت کرده‌اند؟ دوره بازگشت سرمایه برای یک خانواده عادی چند سال است؟ بدون ارائه این اطلاعات، دعوت مردم به سرمایه‌گذاری در انرژی خورشیدی بیشتر به یک توصیه کلی شباهت دارد تا یک برنامه عملیاتی.

ادبیات امنیتی در نشست خبری اقتصادی-زیرساختی

نکته‌ای که از منظر حرفه‌ای رسانه نمی‌توان نادیده گرفت، حضور و سخنان فرمانده حوزه بسیج ادارات و کارخانجات رشت در ذیل همین گزارش است.

ترکیب یک گزارش فنی-اقتصادی درباره مدیریت مصرف برق با ادبیاتی مانند «دشمن قسم‌خورده» و «خنثی‌سازی توطئه» پرسش‌برانگیز است: آیا موضوع مدیریت مصرف انرژی، که یک چالش فنی و اجتماعی شناخته‌شده در بسیاری از کشورهاست، نیازمند چارچوب‌بندی امنیتی است؟

آیا این نوع گفتمان به‌جای تشویق مشارکت داوطلبانه مردم بر مبنای منافع مشترک، ممکن نیست فضای انتقاد سازنده از عملکرد شرکت توزیع برق را تنگ‌تر کند و هرگونه پرسشگری رسانه‌ای را در معرض برچسب قرار دهد؟ این پرسش به‌ویژه با توجه به تأکید مکرر مدیرعامل بر «نقش انتقادی و آگاهی‌بخش رسانه‌ها» اهمیت دوچندان می‌یابد و این دو رویکرد در یک نشست، در تضاد با یکدیگر به نظر می‌رسند.

رسانه‌ها؛ یار دوازدهم یا پرسشگر اول؟

در این نشست چندین بار از رسانه‌ها به عنوان «یار دوازدهم» صنعت برق نام برده شد. رسانه‌ها بی‌تردید می‌توانند در فرهنگ‌سازی مصرف انرژی نقش مهمی داشته باشند، اما رسالت اصلی رسانه حمایت بی‌قید و شرط از مدیران نیست؛ بلکه طرح پرسش‌های افکار عمومی و مطالبه پاسخ‌های شفاف است.

مردم گیلان قطعاً در مدیریت مصرف برق همکاری خواهند کرد، اما انتظار دارند در کنار دعوت به همدلی، گزارش دقیق عملکرد مدیران، میزان تحقق وعده‌ها، دلایل تداوم ناترازی و زمان‌بندی حل مشکلات نیز با صداقت و شفافیت ارائه شود.

همدلی زمانی شکل می‌گیرد که «پاسخگویی» در کنار «مطالبه‌گری از مردم» قرار گیرد؛ وگرنه هر تابستان، همان پرسش‌های قدیمی با واژه‌های جدید تکرار خواهد شد.

رسانه‌ها در صورتی می‌توانند نقش «یار دوازدهم» صنعت برق را به‌درستی ایفا کنند که علاوه بر بازتاب پیام‌های شرکت، این پرسش‌ها را نیز پیگیری و پاسخ‌های مستند آن را از مسئولان دریافت و منتشر کنند؛ این رویکرد نه در تضاد با مسئولیت اجتماعی رسانه، بلکه تجلی واقعی آن است.

 

از طريق
حسن سامری
منبع
اختصاصی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا