چرا غیبت ۶۰ روزه مجلس برای مردم بی‌اهمیت بود؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، از اوایل اسفند ۱۴۰۴ تا کنون، مجلس دوازدهم جلسه‌ای علنی در ساختمان بهارستان برگزار نکرده است.

در این مدت، هیچ گزارشی دال بر اینکه مردم یک حوزهٔ انتخابیه، یا فرهیخته‌ای، یا تشکل صنفی و دانشجویی دلشان برای جلسات علنی تنگ شده باشد، مشاهده نشده؛ نه طوماری امضا کردند و نه در تجمعی حضور یافتند. فقط یک‌بار، چند نماینده در رفتاری نامناسب، به دنبال راه‌اندازی تحصن نمایشی در مقابل پارلمان بودند که گویا خودشان فهمیدند کارشان مضحکه است و انصراف دادند.

خلأ مجلس تا چه حد برای اقشار مختلف جامعه احساس شده است؟

پرسش این است: خلأ مجلس تا چه حد برای اقشار مختلف جامعه احساس شده است؟ مگر نه اینکه چه‌بسا تشکیل‌نشدن جلسات علنی برای بسیاری خوشایند هم باشد؟

باز یا بسته بودن مجلس چقدر برایتان مهم است؟

پاسخ به این سؤال را می‌توان با یک نظرسنجی بسیار ساده به دست آورد. چند نماینده (ترجیحاً از طیف به‌اصطلاح پایداریچی) با کاغذ و قلم در میدان بهارستان جلوی مردم بایستند و بپرسند: «باز یا بسته بودن مجلس چقدر برایتان مهم است؟» اگر نمونه‌گیری تصادفی انجام شود (نه گزینشی)، به احتمال قریب به یقین حتی یک نفر پاسخ مثبت نخواهد داد. این نظرسنجی را می‌توان به‌صورت پیامکی نیز اجرا کرد.

گویی یک گوششان در و دیگری دروازه است

اما چرا چنین است؟ قطعاً اکثر نمایندگان مجلس در رقم‌خوردن این نتیجه نقشی ندارند؛ چراکه آنان افرادی معقول هستند که در جلسات علنی رفتاری منطقی دارند. پس باید علت را در کردار و گفتار اقلیتی جست که تنش، عصبانیت و بی‌مبالاتی در آداب را به عادت تبدیل کرده‌اند؛ همانانی که رهبر شهید و نیز رهبر معظم کنونی در پیام سالگرد تشکیل مجلس به آنان تذکر دادند، اما گویی یک گوششان در و دیگری دروازه است.

نقش اقلیت حاشیه‌ساز در بی‌اعتباری مجلس

همین افراد، خانهٔ ملت را از اعتبار تهی کرده‌اند. برای نمونه، بالاترین هنر یکی از آنان، پیشنهاد تونل‌سازی برای مسئولان در شرایط جنگی است؛ در حالی که رهبری شهید، پناه‌بردن به مکان خاص را نپذیرفته بودند و ارائهٔ چنین پیشنهادی که ناظر بر حفظ جان خودِ این نماینده نیز هست و بی‌توجهی به جان میلیون‌ها ایرانی را در پی دارد، اوج ابتذال فکری او را می‌رساند.

پرونده‌سازی و اتهام‌زنی؛ هنر دیگر برخی نمایندگان

فرد دیگری تمام هنرش را در پرونده‌سازی متوهمانه برای مسئولان و جاسوس خواندن همه خلاصه کرده است. دیگری به یاد داریم که چند سال قبل گفته بود: «اگر FATF تصویب شود، باید حاج‌قاسم سلیمانی را کت‌بسته تحویل آمریکا بدهیم!»

از این نمونه‌ها بسیار است و بازگویی‌شان گاه خنده‌دار و گاه ملال‌آور است. متأسفانه، ردصلاحیت افراد باسواد و معتبر، نتیجه‌ای جز این ندارد که افرادی بر جای شایستگان بنشینند که برایشان باز یا بسته بودن مجلس نه تنها اهمیت ندارد، بلکه غیبت آن را به فال نیک می‌گیرن

منبع
هم میهن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا