آقای استاندار؛ پرواز خارجی برای بهورزی که دخلش به نیمه ماه نمیرسد، چه دردی را دوا میکند؟

به گزارش پایگاه اطلاعرسانی ناظرخبر، در نظام سلامت ایران، بهورزان حلقه اولیه ارتباط مردم روستا با خدمات بهداشتی هستند. اما پرسشی که سالهاست بیپاسخ مانده این است: چه کسی از خود این نگهبانان سلامت مراقبت میکند؟
این نیروها که در دورافتادهترین روستاها و مناطق کشور مستقر هستند، مسئولیت واکسیناسیون، کنترل بیماریهای غیرواگیر مانند دیابت و فشار خون، مراقبتهای مادران باردار و کودکان، بهداشت مدارس، کلرسنجی آب و حتی شناسایی موارد پرخطر خشونت خانگی را بر عهده دارند.
با این حال، مرور اخبار یک سال گذشته نشان میدهد شکاف عمیقی بین حجم وظایف این قشر و حقوق و مزایای آنان وجود دارد.
بهورزان به تعبیر مسئولان، «خط مقدم نظام بهداشت» و «سربازان گمنام سلامت» هستند. اما تقدیر لفظی کافی نیست. شکاف بین وعدههای افزایش کارانه و واقعیت پرداختهای نامنظم، فرسودگی خانههای بهداشت، کمبود نیرو و نادیده گرفته شدن سابقه خدمت و مدارک تحصیلی، تصویری متفاوت از آنچه در مراسم تقدیر ترسیم میشود، ارائه میدهد.
نظام سلامت ایران اگر میخواهد شبکه مراقبتهای اولیه خود را حفظ کند، ناچار است به مطالبات صنفی و معیشتی بهورزان پاسخ عملی دهد. در غیر این صورت، خالی شدن خانههای بهداشت از نیروهای کارآمد، هزینههای بسیار سنگینتری را بر نظام درمان تحمیل خواهد کرد.
آیین تکریم بهورزان استان گیلان با حضور هادی حقشناس، استاندار گیلان، محمدرضا احمدی سنگری، سعید رحمتزاده و مهدی فلاح، نمایندگان مردم گیلان در مجلس شورای اسلامی، محمدتقی آشوبی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی گیلان و سیداسماعیل میرغضنفری، فرماندار رشت و جمعی از بهورزان سراسر استان در سالن اجتماعات معاونت بهداشتی برگزار شد؛ مراسمی که قرار بود فرصتی برای تجلیل از یکی از مهمترین حلقههای زنجیره سلامت باشد.
اما یک پرسش اساسی در حاشیه این مراسم خودنمایی میکند: آیا آیین تکریم بهورزان فقط باید محل سخنرانی مسئولان درباره خدمات و ایثار آنان باشد یا میتوانست فرصتی باشد تا مسئولان ارشد استان و نمایندگان مجلس، چند دقیقهای هم شنونده مستقیم مشکلات، مطالبات، دغدغهها و پیشنهادهای خود بهورزان باشند؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که بر اساس مطالب منتشرشده در پایگاه اطلاعرسانی استانداری گیلان و دانشگاه علوم پزشکی گیلان، بخش قابل توجهی از محتوای مراسم به بیان سخنان مسئولان و تمجید از جایگاه بهورزان اختصاص یافته و آنچه کمتر به چشم میآید، صدای مستقیم بهورزان و طرح مشکلات آنان از پشت همان تریبونی است که برای تکریمشان برپا شده بود.
مراسم تکریم؛ تریبون مسئولان یا فرصت شنیدن صدای بهورزان؟
واقعیت این است که مردم گیلان برای فهمیدن جایگاه بهورزان، الزاماً نیازی به شنیدن مجموعهای از تعارفات رسمی ندارند. مردم روستاها و مناطق مختلف استان، عملکرد بهورزان را در زندگی روزمره خود دیدهاند؛ از مراقبتهای بهداشتی و پیگیری وضعیت بیماران گرفته تا حضور در دورترین نقاط و ارتباط مستمر با خانوادهها.
بنابراین پرسش اینجاست: اگر قرار است در مراسم تکریم بهورزان از ایثار، فداکاری، خدمت جهادی و حضور آنان در خط مقدم سلامت سخن گفته شود، چرا همین بهورزان فرصت پیدا نکنند مشکلات خط مقدم را برای مسئولانی که در عالیترین سطح اجرایی و قانونگذاری استان حضور دارند، بیان کنند؟ آیا بهتر نبود در چنین مراسمی، استاندار گیلان و نمایندگان مجلس برای دقایقی شنونده باشند و بهورزان از زبان خودشان بگویند با چه مشکلاتی دستوپنجه نرم میکنند؟
کمبود نیرو، فشار کاری، وضعیت پرداختها، مسائل معیشتی، مشکلات اداری، امکانات خانههای بهداشت، فاصله محل خدمت، هزینه رفتوآمد، تجهیزات، مطالبات شغلی و دهها مسئله دیگر را چه کسی بهتر از خود بهورزان میتواند برای مسئولان توضیح دهد؟
۵۳۴ بهورز کم داریم؛ این عدد نباید فقط در یک خبر باقی بماند
در این میان، سخنان دکتر محمدتقی آشوبی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی گیلان اتفاقاً به یکی از مهمترین مسائل واقعی بهورزان اشاره داشت( اینجا بخوانید). آشوبی با اشاره به فشار کاری مضاعف بر بهورزان استان اعلام کرد که گیلان با کمبود ۵۳۴ بهورز مواجه است و همین مسئله موجب شده برخی بهورزان، همزمان مسئولیت پوشش سه خانه بهداشت مجاور را بر عهده بگیرند.
این بخش از سخنان رئیس دانشگاه علوم پزشکی، شاید از مهمترین مطالب مطرحشده در چنین مراسمی باشد. زیرا پشت عدد ۵۳۴، صرفاً یک آمار اداری قرار ندارد؛ پشت این عدد، نیروی انسانی قرار دارد که باید وظایف چند واحد را پوشش دهد و در نهایت، فشار این کمبود میتواند مستقیماً بر کیفیت و استمرار خدمات سلامت اثر بگذارد.
آشوبی همچنین از برگزاری نشست شورای بهورزی استان در ۱۲ شهریورماه و شنیدن مشکلات، دغدغهها و مطالبات نمایندگان بهورزان خبر داد و گفت پیگیریهای لازم برای رفع این مشکلات در دستور کار قرار گرفته است.
اما همین موضوع نیز یک سؤال دیگر ایجاد میکند: اگر مشکلات و مطالبات بهورزان موضوعی جدی و قابل پیگیری است، چرا مراسمی با حضور استاندار و چند نماینده مجلس به فرصتی برای شنیدن مستقیم این مطالبات تبدیل نشد؟
از «ایثار» گفتند؛ اما از هزینههای این ایثار چه میدانیم؟
در این مراسم، مهدی فلاح ( اینجا بخوانید)خدمات بهورزان را الگویی از روحیه بسیجی و جهادی دانست و بر حضور مدیران و خادمان ملت در خط مقدم تأکید کرد.
محمدرضا احمدی سنگری ( اینجا بخوانید)نیز با تشبیه خدمت بهورزان به ایثار رزمندگان و شهدای کشور، خدمت فراتر از ساعات کاری آنان را نشانه ایثار و اخلاص دانست.
سعید رحمتزاده (اینجا بخوانید) نیز تکریم بهورزان را اقدامی فراتر از یک وظیفه اداری دانست و بر نقش بهداشت در کاهش هزینههای درمان تأکید کرد.
سیداسماعیل میرغضنفری ( اینجا بخوانید)نیز به جایگاه اجتماعی بهورزان و ارتباط نزدیک و چهرهبهچهره آنان با مردم، بهویژه روستاییان، اشاره کرد.
همه این سخنان در جای خود قابل احترام است. اما سؤال این گزارش چیز دیگری است: آیا تکریم واقعی یک نیروی انسانی فقط با بیان عباراتی همچون «ایثار»، «جهاد»، «خط مقدم» و «خدمت بیمنت» محقق میشود یا تکریم واقعی زمانی است که مسئولان، هزینههای این خدمت و مشکلاتی را که موجب شده یک نیروی انسانی چنین فشاری را تحمل کند نیز بپردازند؟
وقتی از بهورز به عنوان نیروی «خط مقدم سلامت» یاد میکنیم، طبیعی است که این پرسش مطرح شود که امکانات، تعداد نیرو، دستمزد، امنیت شغلی و شرایط کاری این خط مقدم چگونه است؟
گزارش عملکرد استاندار؛ اما ارتباط آن با مراسم تکریم بهورزان چه بود؟
با این حال، بخش قابل تأملتر مراسم، محتوای سخنان استاندار گیلان است.
بر اساس گزارش منتشرشده از سوی روابط عمومی استانداری گیلان، هادی حقشناس ( اینجا بخوانید) در این مراسم از توسعه ظرفیت تولید محصولات دارویی، تولید یکسوم سرم مورد نیاز کشور در گیلان تا تابستان سال آینده، توسعه پروازهای خارجی فرودگاه رشت، گردشگری سلامت، احداث حدود ۸۰ واحد اقامتی، ظرفیتهای تاریخی مارلیک و ضرورت رونق گردشگری در استان سخن گفت.
بیتردید توسعه تولید دارو، زیرساخت درمانی، گردشگری سلامت و حملونقل هوایی میتواند برای گیلان مهم باشد. اما پرسش اینجاست: ارتباط مستقیم این مجموعه مباحث با آیین تکریم بهورزان کجاست؟ آیا بهتر نبود بخش اصلی سخنان استاندار در چنین مراسمی، به موضوعی اختصاص پیدا کند که بهورزان هر روز با آن مواجهاند؟
پرواز خارجی برای بهورزی که دخلش به نیمه ماه نمیرسد، چه چیزی را حل میکند؟
استاندار گیلان در بخشی از سخنان خود اعلام کرده است که در هفته گذشته حدود ۱۶۰ پرواز از فرودگاه رشت انجام شده که بیش از ۴۰ پرواز آن خارجی بوده است و از مسیرهایی همچون بغداد، بصره، نجف، استانبول و مقاصدی در روسیه سخن گفته است.
همچنین گردشگری سلامت و توسعه زیرساختهای اقامتی از دیگر محورهای سخنان استاندار بوده است. اما اینجا نیز یک پرسش ساده و البته جدی مطرح میشود: بهورزی که با کاهش ارزش پول ملی و افزایش هزینههای زندگی، حقوق و دریافتیاش در بسیاری از موارد حتی پاسخگوی هزینههای ابتدایی زندگی تا نیمه ماه نیست، در این مقطع چه نسبتی با آمار پروازهای خارجی و توسعه گردشگری سلامت برقرار میکند؟
آیا دغدغه فوری او، تعداد پروازهای خارجی فرودگاه رشت است یا اینکه چگونه با درآمد خود هزینه زندگی، رفتوآمد، مسکن و نیازهای روزمره خانوادهاش را تأمین کند؟
آیا منطقیتر نبود استاندار گیلان، دقیقاً درباره راهکارهای اجرایی استان برای کاهش فشار معیشتی بهورزان نیز توضیح میداد؟ آیا نمایندگان مجلس حاضر در مراسم، نمیتوانستند از همین فرصت برای بیان برنامه خود درباره مطالبات قانونی و بودجهای بهورزان استفاده کنند؟
چرا گزارش عملکرد استاندار در مراسم بهورزان تکرار شد؟
نکته دیگری که نیازمند توجه رسانهای است، شباهت محتوای گزارشهای عملکردی استاندار در مراسم و مناسبتهای مختلف است. بخشی از موضوعاتی که درباره عملکرد استانداری گیلان مطرح میشود، از جمله پروژههای عمرانی، گردشگری، حملونقل هوایی، تولید، سرمایهگذاری و ظرفیتهای اقتصادی استان، پیش از این نیز در رسانههای مختلف و رسانه ملی بارها بازتاب یافته است و در مواردی، محورها و روایتهای ارائهشده شباهت زیادی با یکدیگر دارند.
این پرسش را باید مطرح کرد: آیا هر مراسم، بهویژه مراسمی که مخاطب اصلی آن یک گروه شغلی مشخص است، نباید متناسب با همان گروه و مسائل واقعی آنان طراحی شود؟
آیین تکریم بهورزان شاید بهترین فرصت برای تکرار مجموعهای از آمارهای عمومی درباره گردشگری و پروازهای خارجی نباشد؛ بلکه میتواند فرصتی برای شنیدن صدای کسانی باشد که در دورترین نقاط استان، بخشی از بار نظام سلامت را بر دوش میکشند.
مردم خودشان زحمات بهورزان را میبینند
در این میان، یک نکته دیگر نیز قابل تأمل است. مردم گیلان به اندازه کافی زحمات بهورزان را در میدان دیدهاند. کسی که در روستا زندگی میکند، بهتر از هر گزارش رسمی میداند بهورز چگونه در کنار مردم حضور دارد.
پس شاید در چنین مراسمی به جای آنکه مسئولان زمان بیشتری را صرف توصیف خدمات بهورزان کنند، بهتر باشد خود بهورزان سخن بگویند. آنها میتوانند بگویند: چند خانه بهداشت را پوشش میدهند؟ چند ساعت کار میکنند؟ چه میزان کمبود نیرو وجود دارد؟ چه مشکلاتی در تجهیزات و امکانات دارند؟ مطالبات معوق یا اداری آنها چیست؟ هزینه رفتوآمدشان چقدر است؟ و مهمتر از همه، آیا درآمد و شرایط شغلیشان با مسئولیتی که بر عهده دارند تناسب دارد یا خیر؟
یک تریبون، چند مسئول ارشد و یک فرصت از دسترفته؟
حضور استاندار گیلان، رئیس دانشگاه علوم پزشکی، فرماندار رشت و چند نماینده مجلس در یک مراسم، برای هر گروه صنفی و شغلی فرصتی کمنظیر است. در چنین شرایطی، میتوان انتظار داشت تریبون بین مسئولان دست به دست نشود.
چرا یک یا چند بهورز از میان جمع انتخاب نشدند تا در حضور استاندار و نمایندگان مجلس، بدون واسطه از مشکلاتشان بگویند؟ اگر مسئولان معتقدند بهورزان در خط مقدم سلامت هستند، چرا نباید صدای خط مقدم مستقیماً به گوش تصمیمگیران برسد؟ آیا چند دقیقه شنیدن مشکلات واقعی بهورزان نمیتوانست از دهها گزارش رسمی درباره عملکردها مفیدتر باشد؟ آیا بهتر نبود نمایندگان مجلس به جای شنیدن صرفاً گزارشهای رسمی، از خود بهورزان درباره مسائل قانونی، بودجهای و شغلی آنان سؤال میکردند؟
و آیا بهتر نبود استاندار گیلان به جای آنکه عمده زمان سخنرانی خود را به موضوعاتی مانند پروازهای خارجی، گردشگری و ظرفیتهای اقامتی اختصاص دهد، از بهورزان میپرسید: مشکل اصلی شما چیست و استانداری باید برای حل کدام مشکل وارد عمل شود؟
تکریم واقعی از پشت تریبون آغاز نمیشود؛ از شنیدن آغاز میشود
تجلیل از بهورزان اقدامی ارزشمند است؛ اما تکریم واقعی صرفاً با لوح تقدیر، سخنرانی و بیان عبارات پرطمطراق درباره ایثار و فداکاری محقق نمیشود. تکریم واقعی یعنی شنیدن.
یعنی مسئول، پیش از آنکه از عملکرد خود بگوید، از نیروی زیرمجموعهاش بپرسد چه مشکلی دارد. یعنی نماینده مجلس پیش از آنکه از جایگاه بهورز سخن بگوید، بپرسد چه قانونی برای حل مشکل او لازم است و یعنی استاندار، در مراسمی که به نام بهورزان برگزار شده، فرصت را در اختیار خود آنان قرار دهد تا مشکلاتشان را بیواسطه مطرح کنند.
شاید مهمترین پرسش این مراسم همین باشد: اگر قرار نیست در حضور استاندار و نمایندگان مجلس، بهورزان درباره مشکلات و مطالبات خود سخن بگویند، پس چه زمانی و در چه محفلی قرار است صدای واقعی خط مقدم سلامت استان به گوش عالیترین مسئولان اجرایی و قانونگذاری گیلان برسد؟
این گزارش در پی زیر سؤال بردن اصل تکریم بهورزان نیست؛ برعکس، مطالبه اصلی آن است که تکریم از سطح سخنرانی و تمجید عبور کند و به شنیدن، پیگیری و حل مشکلات واقعی این قشر برسد.
اکنون انتظار میرود استانداری گیلان، نمایندگان مجلس و دانشگاه علوم پزشکی گیلان، نه فقط درباره اینکه «بهورزان چه خدماتی ارائه میکنند»، بلکه درباره اینکه «بهورزان با چه مشکلاتی این خدمات را ارائه میکنند» نیز برای افکار عمومی توضیح دهند.
زیرا در نهایت، سؤال مردم و رسانه این نیست که چند بار از بهورزان تقدیر شده است؛ سؤال این است که از دل این تقدیرها، چه مشکلی از مشکلات بهورزان واقعاً حل شده است؟

