اسلام مداحان یا اسلام فقیهان؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، گسترش مرجعیت مداحان در سیاست، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به دین و اعتماد عمومی می‌زند. در این گزارش بخوانید چرا تفکیک جایگاه مداحی از فقاهت، برای سلامت جامعه الزامی است.

 تخصص‌گرایی؛ ستون فقرات سلامت اجتماعی

در هر جامعه‌ای، حفظ مرز میان تخصص‌ها یکی از مهم‌ترین عوامل سلامت اجتماعی است. پزشکی را پزشکان، حقوق را حقوقدانان، اقتصاد را اقتصاددانان و فقه را فقیهان می‌آموزند و درباره آن نظر تخصصی می‌دهند. این اصل بدیهی، در حوزه دین نیز اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا دین تنها مجموعه‌ای از احساسات و مناسک نیست، بلکه نظامی از عقاید، احکام، اخلاق و اندیشه است که فهم آن نیازمند سال‌ها تحصیل و پژوهش است.

 پدیده‌ی نوظهور؛ گسترش مرجعیت اجتماعی مداحان

در سال‌های اخیر، پدیده‌ای در فضای مذهبی ایران گسترش یافته که می‌توان آن را گسترش مرجعیت اجتماعی مداحان نامید. بسیاری از مداحان، علاوه بر اجرای مراسم مذهبی، درباره فقه، سیاست داخلی، سیاست خارجی، اقتصاد، انتخابات، روابط بین‌الملل و حتی مسائل امنیتی اظهار نظر می‌کنند. این تحول، پرسش‌های مهمی را پیش روی جامعه قرار داده است: آیا مداحی به معنای مرجعیت فکری است؟ آیا محبوبیت اجتماعی، جایگزین تخصص می‌شود؟ آیا احساسات مذهبی می‌تواند معیار تصمیم‌گیری سیاسی باشد؟

 تفاوت «حق اظهارنظر» با «مرجعیت تخصصی»

نخست باید میان حق اظهار نظر و مرجعیت تخصصی تفاوت قائل شد. هر شهروندی، از جمله یک مداح، حق دارد درباره مسائل مختلف دیدگاه شخصی خود را بیان کند. این حق را نمی‌توان از کسی سلب کرد. اما مسئله آنجاست که هنگامی که یک مداح از جایگاه مذهبی خود سخن می‌گوید، مخاطبان ممکن است سخنان او را نه صرفاً یک نظر شخصی، بلکه موضعی دینی و معتبر تلقی کنند. همین مسئله مسئولیت اجتماعی چنین افرادی را سنگین‌تر می‌کند.

 مرجعیت در شیعه؛ دانش بنیان است، نه شهرت بنیان

در سنت شیعه، مرجعیت دینی بر پایه دانش شکل گرفته است. یک فقیه سال‌ها در حوزه‌های علمیه به مطالعه قرآن، حدیث، اصول فقه، رجال، درایه، فلسفه، کلام و سایر علوم اسلامی می‌پردازد تا بتواند درباره احکام دین اظهار نظر کند. اعتبار او ناشی از دانش و اجتهاد است، نه از شهرت یا قدرت تأثیرگذاری بر احساسات مخاطبان.

 مداحی؛ هنری مذهبی با رسالت معنوی، نه فقاهت

در مقابل، مداحی اساساً هنری مذهبی است. مداح وظیفه دارد فضائل اهل بیت(ع)، فرهنگ عاشورا، اخلاق اسلامی و ارزش‌های دینی را برای مردم بازگو کند و فضای معنوی ایجاد نماید. این جایگاه، اگرچه ارزشمند و اثرگذار است، اما با جایگاه فقیه تفاوت ماهوی دارد. مداح، حتی اگر محبوبیت فراوانی داشته باشد، لزوماً آموزش تخصصی در فقه، علوم سیاسی، روابط بین‌الملل یا اقتصاد ندیده است.

 آسیب‌شناسی خلط جایگاه مداح و فقیه

مشکل از جایی آغاز می‌شود که این دو جایگاه با یکدیگر خلط شوند. هنگامی که مداح در جایگاه فقیه می‌نشیند، درباره احکام فتواگونه سخن می‌گوید یا در مسائل پیچیده سیاسی و بین‌المللی با قطعیت اظهار نظر می‌کند، مرز میان تخصص و شهرت از بین می‌رود. در چنین شرایطی، احساسات جای استدلال را می‌گیرد و هیجان بر عقلانیت غلبه می‌کند.

 تهدید سرمایه‌ی اجتماعی دین

پیامد این روند تنها متوجه سیاست نیست؛ بلکه دین نیز آسیب می‌بیند. اگر مردم احساس کنند سخنان سیاسی برخی مداحان با واقعیت‌های جامعه سازگار نیست یا دچار خطا و افراط است، ممکن است این بی‌اعتمادی را به اصل دین نیز تعمیم دهند. در نتیجه، سرمایه اجتماعی دین کاهش می‌یابد، در حالی که منشأ مشکل، خود دین نبوده بلکه استفاده نادرست از جایگاه مذهبی بوده است.

 نظام سیاسی و مسئولیت‌های رسمی؛ جایی برای افراد غیرمسئول نیست

از سوی دیگر، در یک نظام سیاسی دارای ساختارهای مشخص، هر نهاد وظیفه و مسئولیت معینی دارد. سیاست خارجی، امنیت ملی، قانون‌گذاری و مدیریت کشور دارای سازوکارهای رسمی هستند. هنگامی که افراد فاقد مسئولیت رسمی، با تکیه بر نفوذ مذهبی خود، مردم را به اقدامات سیاسی، تخریب شخصیت‌ها یا ایجاد دوقطبی‌های اجتماعی دعوت می‌کنند، این پرسش مطرح می‌شود که آیا چنین رفتاری به تقویت نظام می‌انجامد یا به تضعیف آن؟

 حمایت واقعی از نظام، با احترام به قانون معنا می‌یابد

حمایت از یک نظام سیاسی، تنها با شعار تحقق پیدا نمی‌کند؛ بلکه با احترام به قانون، نهادهای رسمی و تقسیم مسئولیت‌ها معنا می‌یابد. اگر هر فردی صرفاً به دلیل محبوبیت اجتماعی خود بخواهد نقش سیاستمدار، قانون‌گذار، قاضی یا فقیه را ایفا کند، نظم اجتماعی دچار آشفتگی خواهد شد.

 پرهیز از تعمیم‌های نادرست؛ همه مداحان سیاسی نیستند

البته نباید به دام تعمیم‌های نادرست نیز افتاد. همه مداحان چنین نقشی ندارند. بسیاری از مداحان همچنان در چارچوب سنتی خود فعالیت می‌کنند، از ورود به منازعات سیاسی پرهیز دارند و رسالت اصلی خود را ترویج فرهنگ اهل بیت(ع)، اخلاق، معنویت و همبستگی اجتماعی می‌دانند. نقد این پدیده، به معنای نفی اصل مداحی یا نادیده گرفتن نقش مثبت مداحان نیست، بلکه نقد گسترش مرجعیت غیرتخصصی در حوزه‌هایی است که نیازمند دانش و مسئولیت حرفه‌ای‌اند.

 راهکار؛ احیای مرزهای تخصص برای حفظ اسلام و سیاست

جامعه‌ای که مرز میان تخصص‌ها را حفظ کند، هم دین سالم‌تری خواهد داشت و هم سیاست عقلانی‌تری. اسلام، هم به عقل اهمیت داده و هم به دانش. قرآن بارها انسان را به اندیشیدن، تعقل و پرسشگری دعوت می‌کند. بر همین اساس، انتظار می‌رود هر صاحب‌منصبی در حوزه تخصص خود سخن بگوید و حرمت دانش و تخصص حفظ شود.

 اسلامِ مبتنی بر دانش، در برابر اسلامِ هیجانی

در نهایت، مسئله اصلی نه «مداح بودن» است و نه فقیه بودن؛ مسئله، حفظ جایگاه‌ها و احترام به مرزهای تخصص است. مداح می‌تواند مبلغ ارزش‌های دینی باشد و فقیه مرجع فهم احکام. سیاستمدار نیز مسئول اداره کشور است و کارشناس روابط بین‌الملل مسئول تحلیل سیاست خارجی. هرگاه این مرزها حفظ شود، هم دین از آسیب مصون می‌ماند، هم سیاست از هیجان‌زدگی فاصله می‌گیرد و هم اعتماد عمومی تقویت می‌شود.

اسلامِ مبتنی بر دانش و اجتهاد، با اسلامِ مبتنی بر هیجان و احساسات تفاوت دارد. هرچه این دو از یکدیگر متمایزتر باقی بمانند، هم دین اعتبار بیشتری خواهد داشت و هم جامعه از افراط، عوام‌زدگی و آشفتگی در امان خواهد ماند.

از طريق
نعیم احمدی
منبع
عصر ایران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا