گورستان تاریخی اسب‌ریسه ماسال؟! آیا شفافیت بدون رسانه‌های منتقد ممکن است؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، خبرهای تازه از گورستان تاریخی اسب‌ریسه ماسال، بار دیگر زنگ خطر را برای میراث چند هزار ساله گیلان به صدا درآورده است.

این محوطه با قدمتی حدود ۳۵۰۰ سال که در فهرست آثار ملی نیز به ثبت رسیده، بنا بر گزارش‌ها و مستندات منتشرشده از سوی فعالان رسانه ای  و فرهنگی ( اینجا بخوانید)، همچنان در معرض تعرض حفاران غیرمجاز و سودجویان قرار دارد. اگر این گزارش‌ها صحیح باشد، پرسش نخست افکار عمومی روشن است؛ چرا با وجود هشدارهای مکرر، حفاظت مؤثر از چنین میراث ارزشمندی محقق نشده است؟ اقدامات بازدارنده چه بوده و نتیجه آن چه شده است؟ آیا می‌توان از کنار چنین اخباری به سادگی عبور کرد؟

همین پرسش‌ها، اهمیت گفت‌وگوی صریح میان مدیران و رسانه‌ها را دوچندان می‌کند؛ گفت‌وگویی که لازمه آن، حضور همه رسانه‌ها با سلایق مختلف است.

شفافیت رسانه‌ای؛ آیا همه خبرنگاران فرصت پرسش داشتند؟

در روزهایی که مسئولان از «شفافیت»، «پاسخگویی» و «مشارکت رسانه‌ها» سخن می‌گویند، انتظار طبیعی این است که نشست‌های خبری نیز با همین رویکرد برگزار شوند. با این حال، درباره نشست خبری اخیر مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گیلان، گزارش‌هایی مبنی بر دعوت محدود یا گزینشی برخی رسانه‌ها و خبرنگاران منتشر شد؛ موضوعی که اگر صحیح باشد، بیش از آنکه به رسانه‌ها آسیب بزند، می‌تواند به اعتبار همان دستگاه اجرایی لطمه وارد کند.

دعوت محدود رسانه‌ها؛ آیا این شیوه با عدالت رسانه‌ای سازگار است؟

آقای سلمان‌خواه! در نشست خبری از «شفافیت» و «مشارکت‌محوری» سخن گفتید و رسانه‌ها را «پیشران فرهنگی» خواندید، اما چرا برخی از رسانه‌های فعال و پرسشگر در حوزه میراث فرهنگی، به این نشست دعوت نشدند؟ مگر نه اینکه «گفت‌وگو» بدون حضور منتقدان، صرفاً یک سخنرانی یک‌طرفه است؟ آیا این رفتار با شعار «عدالت‌محوری» و «پاسخگویی» که بر آن تأکید دارید، در تناقض نیست؟

رسانه‌های منتقد؛ تهدید یا فرصتی برای افزایش اعتماد عمومی؟

رسانه، صرف‌نظر از اینکه منتقد باشد یا موافق، بخشی از چرخه اطلاع‌رسانی و نظارت عمومی است. خبرنگاری که پرسش‌های چالشی مطرح می‌کند، الزاماً در تقابل با یک مدیر نیست؛ بلکه در حال انجام وظیفه حرفه‌ای خود و مطالبه حق مردم برای دریافت پاسخ است. حذف یا نادیده گرفتن چنین صداهایی، نه پرسش‌ها را از بین می‌برد و نه مطالبه افکار عمومی را کاهش می‌دهد.

از همین منظر، دعوت فراگیر از رسانه‌ها نه یک امتیاز، بلکه فرصتی برای خود دستگاه اجرایی است؛ فرصتی برای رفع ابهام، ارائه مستندات، پاسخ به انتقادها و افزایش اعتماد عمومی. تجربه نشان داده است که هرچه دامنه گفت‌وگو گسترده‌تر باشد، شائبه‌ها کمتر و سرمایه اجتماعی بیشتر خواهد شد.

نکته قابل تأمل آنجاست که در همین نشست، سلمان خواه مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گیلان از گذار از تریبون‌محوری به گفت‌وگو و مشارکت‌محوری سخن گفته و رسانه‌ها را «پیشران فرهنگی» خوانده است. این سخنان، در ذات خود قابل دفاع است؛ اما پرسش اینجاست که آیا مشارکت‌محوری بدون حضور همه رسانه‌ها، به‌ویژه رسانه‌های پرسشگر، معنا پیدا می‌کند؟ آیا گفت‌وگو زمانی کامل نیست که امکان طرح پرسش‌های دشوار نیز وجود داشته باشد؟

پرونده‌های مهم میراث فرهنگی گیلان همچنان در انتظار پاسخ

موضوع البته فقط به نحوه برگزاری یک نشست خبری محدود نمی‌شود. حوزه میراث فرهنگی گیلان امروز با پرونده‌های مهم و مطالبه‌برانگیزی روبه‌رو است؛ پرونده‌هایی که هر کدام مستحق پاسخ‌های دقیق، مستند و شفاف هستند.

ثبت جهانی ماسوله؛ این پرونده چرا هنوز به نتیجه نرسیده است؟

ثبت جهانی ماسوله سال‌هاست در دستور کار قرار دارد. اکنون این پرسش مطرح است که سهم هر یک از دستگاه‌های مسئول در طولانی شدن این روند چیست؟ برای رفع ایرادهای مطرح‌شده از سوی نهادهای بین‌المللی چه اقداماتی انجام شده و چه تضمینی وجود دارد که این فرصت تاریخی بار دیگر از دست نرود؟

گیسوم، آمار گردشگری و ضرورت شفاف‌سازی

در گیسوم نیز در حالی از ظرفیت‌های ثبت جهانی سخن گفته می‌شود که فعالان محیط زیست دغدغه‌هایی درباره فشارهای انسانی، ساخت‌وسازها، پسماند و ظرفیت اکولوژیک منطقه مطرح می‌کنند. پاسخ مستند به این نگرانی‌ها می‌تواند مسیر تصمیم‌گیری را روشن‌تر کند.

در بخش آمار گردشگری نیز انتشار ارقام مربوط به نفرشب اقامت، همواره این انتظار را ایجاد می‌کند که روش محاسبه و مبانی آماری به‌صورت شفاف برای افکار عمومی تشریح شود تا امکان ارزیابی دقیق‌تر این داده‌ها فراهم باشد.

بازار تاریخی رشت و دیگر پرونده‌های مطالبه‌برانگیز میراث فرهنگی

از سوی دیگر، وضعیت بازار تاریخی رشت، کاخ سردار امجد، پرونده صلصال، بوم‌گردی‌ها، ساخت‌وسازهای غیرضابطه‌مند و حفاظت از محوطه‌های تاریخی از جمله موضوعاتی هستند که رسانه‌ها بارها درباره آن‌ها پرسیده‌اند و همچنان انتظار پاسخ‌های روشن و مستند دارند.

همه این موارد، نشان می‌دهد که اتفاقاً حضور رسانه‌های منتقد در نشست‌های خبری می‌تواند به نفع دستگاه اجرایی باشد؛ زیرا پاسخ به پرسش‌های جدی، زمینه کاهش ابهام و تقویت اعتماد عمومی را فراهم می‌کند. برعکس، محدود شدن دایره دعوت‌ها ممکن است این تصور را در افکار عمومی ایجاد کند که برخی پرسش‌ها قرار نیست مطرح شوند؛ تصوری که هیچ دستگاه پاسخگو از آن سود نخواهد برد.

شفافیت واقعی با حضور همه رسانه‌ها محقق می‌شود

میراث فرهنگی، متعلق به یک مدیر یا یک اداره‌کل نیست؛ سرمایه مشترک همه مردم است. همان‌گونه که خبرنگاران نیز نمایندگان افکار عمومی در طرح پرسش‌ها هستند. احترام به جایگاه خبرنگاران، احترام به حق مردم برای آگاهی است.

در نهایت، شاید مهم‌ترین پرسش همچنان پابرجا باشد؛ اگر شفافیت، عدالت و مشارکت رسانه‌ای به‌عنوان اصول مدیریتی مطرح می‌شوند، آیا زمان آن نرسیده است که این اصول، پیش از هر چیز، در شیوه تعامل با همه رسانه‌ها و خبرنگاران، بدون تفکیک و گزینش، به نمایش گذاشته شوند؟ پاسخ روشن به این پرسش، بیش از هر شعار دیگری می‌تواند اعتماد عمومی را تقویت کند.

ناظرخبر، مطابق رسالت حرفه‌ای خود، آمادگی دارد توضیحات، پاسخ‌ها و مستندات اداره‌کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گیلان را نیز در چارچوب قانون مطبوعات، بدون کم‌وکاست منتشر کند.

از طريق
حسن سامری
منبع
اختصاصی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا