کارنامه شرکت شهرکهای صنعتی گیلان زیر ذرهبین؛ سهم تولیدکننده از عملکرد عباس صابر چیست؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، نشست خبری، بهویژه در روز خبرنگار، قرار نیست به تریبونی برای تعیین باید و نباید برای رسانهها تبدیل شود. خبرنگار نه کارمند روابطعمومی دستگاه اجرایی است و نه موظف به بازنشر کارنامه مدیران.
وظیفه رسانه، پرسشگری، راستیآزمایی، نقد عملکرد و رساندن صدای افکار عمومی به مسئولان است. بنابراین وقتی مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی گیلان از ضرورت افزایش توجه رسانهها به صنعت، تولید و اشتغال سخن میگوید، آیا منطقی نیست نخست از خود این مجموعه درباره عملکردش در قبال تولیدکنندگان سؤال شود؟
عملکرد شرکت شهرکهای صنعتی گیلان زیر ذرهبین
عباس صابر در نشست خبری خود (اینجا بخوانید) از ۳۲ شهرک و ناحیه صنعتی، حدود هزار و ۶۶۶ تا هزار و ۸۰۰ هکتار اراضی عملیاتی، صدها واحد صنعتی، بودجه ۹۵۰ میلیارد تومانی سال گذشته و بودجه بیش از هزار و ۱۰۰ میلیارد تومانی امسال سخن گفت. از تحقق حدود ۸۰ درصدی بودجه، احداث تصفیهخانه در ۱۳ شهرک، واگذاری ۷۲۲ هکتار زمین، ایجاد سه شهرک صنعتی ۵۰۰ هکتاری و بازگشت یک شهرک آسیبدیده در جنگ ۱۲ روزه به مدار فعالیت طی کمتر از ۳۶ ساعت نیز بهعنوان دستاورد یاد شد.
همه این آمارها قابل توجهاند؛ اما پرسش اصلی اینجاست: سهم واقعی تولیدکننده از این اعداد چیست؟
تولیدکننده در برابر هزینه زیرساخت چه خدماتی دریافت میکند؟
اگر فلسفه وجودی شرکت شهرکهای صنعتی، فراهمکردن زیرساخت و بسترسازی برای استقرار و فعالیت واحدهای تولیدی است، تولیدکننده دقیقاً چه خدماتی دریافت کرده و در برابر مبالغی که بابت آمادهسازی زمین و خدمات زیرساختی میپردازد، چه سطحی از کیفیت و پایداری خدمات را تحویل گرفته است؟
آیا شاخصهای قابل اندازهگیری برای کیفیت آب، برق، گاز، راه، تصفیه فاضلاب، نگهداری معابر، ایمنی و سایر زیرساختهای شهرکها وجود دارد؟ چند درصد این شاخصها محقق شده و چه تعداد شکایت یا مطالبه حلنشده از سوی واحدهای صنعتی در سامانهها و مجموعه شرکت ثبت شده است؟
صابر تأکید کرده است که «فروش زمین» موضوع فعالیت شرکت نیست و آنچه از متقاضی دریافت میشود، هزینه تملک، آمادهسازی و ایجاد زیرساخت است. اما آیا این توضیح، مسئولیت شرکت را در قبال کیفیت و استمرار خدمات کاهش میدهد؟
وقتی تولیدکننده برای استقرار در شهرک صنعتی هزینه میکند، آیا حق ندارد بداند در مقابل این هزینه دقیقاً چه تعهداتی از سوی شرکت ایجاد میشود؟ آیا قراردادها، تعهدات متقابل و زمانبندی اجرای زیرساختها برای متقاضیان شفاف است؟ اگر زیرساختی با تأخیر تحویل شود و همین تأخیر راهاندازی واحد تولیدی را عقب بیندازد، مسئولیت جبران خسارت یا پاسخگویی با چه نهادی است؟
حمایت از صنایع کوچک؛ خروجی واقعی کجاست؟
مدیرعامل شرکت از حمایت از صنایع کوچک در حوزه نمایشگاه، بازار، مدیریت و حتی سرمایه در گردش سخن گفته است. اما باید پرسید این حمایت در عمل چند واحد صنعتی را پوشش داده است؟
در سال گذشته چند بنگاه برای توسعه بازار، بازاریابی، برندسازی یا حضور در نمایشگاهها از حمایت شرکت بهرهمند شدهاند؟ میزان هزینهکرد این بخش چقدر بوده و نتیجه آن چه بوده است؟ چند واحد صنعتی پس از دریافت این حمایتها توانستهاند فروش، صادرات یا اشتغال خود را افزایش دهند؟
برندسازی صنایع گیلان؛ برنامه شرکت چیست؟
صابر از ضعف برندسازی و از دست رفتن بازار محصولات گیلان نیز سخن گفته است. اما آیا نمیتوان همین پرسش را متوجه مجموعه تحت مدیریت او کرد؟
اگر برندسازی و توسعه بازار یکی از نیازهای جدی صنایع کوچک است، شرکت شهرکهای صنعتی در چارچوب مأموریتهای حمایتی خود چه برنامه مشخص، بودجه مشخص و خروجی قابل سنجشی برای آن داشته است؟
نبود صنایع مادر و مسئولیت دستگاهها
از سوی دیگر، مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی از نبود صنایع مادر بهعنوان یکی از مشکلات تاریخی گیلان یاد کرده است. این سخن قابل تأمل است؛ اما آیا ایجاد صنایع مادر، مستقیماً در حوزه اختیار شرکت شهرکهای صنعتی است یا نیازمند تصمیم و همکاری مجموعهای از دستگاههای اجرایی، اقتصادی، بانکی و سرمایهگذاری است؟
اگر چنین است، شرکت شهرکهای صنعتی برای ایفای نقش خود در شکلگیری زنجیرههای تولید چه اقدام مشخصی انجام داده و نتیجه آن کجاست؟
ابهام در آمار واحدهای صنعتی گیلان
موضوع مهمتر، تفاوتهایی است که در آمارهای منتشرشده از اظهارات صابر دیده میشود و اتفاقاً رسانه باید درباره آنها سؤال کند.
در بخشهایی از اظهارات، از فعالیت ۱۴۴ واحد صنعتی و در بخشهایی دیگر از یکهزار و ۴۴ واحد صنعتی سخن گفته شده است. آیا منظور از این اعداد، «واحدهای فعال»، «واحدهای مستقر»، «قراردادهای منعقدشده» یا مجموعه دیگری از واحدهاست؟
چرا آمار واحدهای صنعتی در گزارشهای منتشرشده از این اظهارات تا این اندازه متفاوت بیان میشود؟ افکار عمومی حق دارد عدد دقیق را بداند.
واگذاری ۷۲۲ هکتار زمین؛ چند واحد واقعاً به تولید رسیدهاند؟
همین دقت درباره اراضی نیز ضروری است. وقتی از حدود یکهزار و ۶۶۶ هکتار اراضی عملیاتی و ۷۲۲ هکتار واگذار شده سخن گفته میشود، پرسش این است: از اراضی واگذارشده چه میزان به بهرهبرداری واقعی رسیده است؟
چه میزان همچنان بدون تولید باقی مانده؟ چند قرارداد به دلیل اجرا نشدن تعهدات فسخ شده و سرنوشت زمینهای بازپسگرفتهشده چه بوده است؟
از سوی دیگر، وقتی مدیرعامل شرکت میگوید «هر واگذاری زمین به معنای ایجاد صنعت، اشتغال و تولید است»، آیا واقعاً هر واگذاری به چنین نتیجهای منجر شده است؟
اگر چنین نیست، معیار شرکت برای سنجش موفقیت واگذاری زمین چیست؟ تعداد قراردادها یا تعداد واحدهای تولیدکننده واقعی؟
توسعه سه شهرک صنعتی جدید؛ آیا زیرساختهای موجود کافی است؟
صابر از برنامه ایجاد سه شهرک صنعتی ۵۰۰ هکتاری در شرق، غرب و جنوب استان نیز خبر داده است؛ طرحی که در صورت تحقق میتواند ظرفیت صنعتی گیلان را افزایش دهد.
اما آیا پیش از افزودن هزاران هکتار به عرصه صنعتی، ظرفیت شهرکهای موجود بهطور کامل مورد استفاده قرار گرفته است؟
چند شهرک فعلی با کمبود زیرساخت، واحدهای راکد، ظرفیت خالی یا مشکلات خدماتی مواجهاند؟ آیا توسعه فیزیکی بدون رفع مشکلات شهرکهای موجود، صرفاً افزایش عدد روی کاغذ نیست؟
خاموشی برق و خسارت به واحدهای تولیدی
موضوع انرژی نیز از پرسشهای جدی تولیدکنندگان است. مدیرعامل شرکت از کاهش خاموشیها از دو روز به یک روز در هفته سخن گفته و آن را بهبود شرایط دانسته است. اما آیا برای واحدی که توقف خط تولیدش میتواند میلیونها تومان یا بیشتر زیان ایجاد کند، «یک روز خاموشی در هفته» وضعیت مطلوب محسوب میشود؟
خسارت ناشی از توقف تولید را چه کسی جبران میکند؟ آیا شرکت شهرکهای صنعتی برای کاهش اثرات خاموشی، برنامه عملیاتی و قابل سنجشی برای شهرکهای استان دارد یا صرفاً باید به مدیریت شبکه برق کشور امیدوار بود؟
روز خبرنگار؛ مطالبهگری یا تعیین تکلیف برای رسانه؟
از همه مهمتر، صابر در روز خبرنگار از رسانهها خواسته است حوزه صنعت، اقتصاد، تولید و اشتغال را جدیتر دنبال کنند و اطلاعرسانی درباره اقدامات دستگاهها را افزایش دهند.
این مطالبه اگر به معنای مطالبهگری حرفهای باشد، خواستهای درست است؛ اما اگر معنای آن تبدیل رسانه به بلندگوی عملکرد دستگاه اجرایی باشد، با ماهیت مستقل روزنامهنگاری سازگار نیست.
برخی مدیران در روز خبرنگار برای خبرنگاران «باید» و «نباید» تعریف میکنند؛ در حالی که درباره «بایدهای» مجموعه تحت مدیریت خود سؤالات متعدد بیپاسخ وجود دارد.
شفافیت؛ مطالبه اصلی از شرکت شهرکهای صنعتی گیلان
شرکت شهرکهای صنعتی، در حدود مأموریتها و اختیارات قانونی و سازمانی خود، صرفاً متولی واگذاری زمین نیست؛ بلکه باید زمینه ایجاد و نگهداری زیرساختهای شهرکها و ارائه خدمات مورد نیاز واحدهای مستقر را فراهم کند و در چارچوب وظایف مصوب، از توسعه و توانمندسازی صنایع کوچک حمایت کند.
بنابراین هرچه بودجه، زمین و اختیارات این مجموعه بیشتر باشد، مطالبه عمومی برای شفافیت، پاسخگویی و ارائه کارنامه قابل سنجش نیز جدیتر میشود.
خروجی عملکرد شرکت برای تولیدکننده چیست؟
از این منظر، پرسش امروز رسانهها از عباس صابر نباید این باشد که «چقدر کار کردهاید؟»؛ بلکه باید دقیقتر پرسید: خروجی این کارها برای تولیدکننده چه بوده است؟
چند واحد صنعتی از رکود خارج شدهاند؟ چند واحد به تولید رسیدهاند؟ چه تعداد شغل پایدار ایجاد شده؟ چه میزان از زمینهای واگذارشده واقعاً به تولید منجر شده؟ متوسط زمان ارائه زیرساخت به واحد صنعتی چقدر است؟ چند مطالبه تولیدکنندگان حل شده و چند مطالبه همچنان روی میز مدیران باقی مانده است؟ سهم شرکت در حل مشکلات سرمایه در گردش، بازار، صادرات و زنجیره تولید دقیقاً چه میزان بوده است؟
رسانه اگر این پرسشها را نپرسد، چه کسی باید بپرسد؟
روز خبرنگار روز تقدیر از خبرنگار است، نه روز تعیین تکلیف برای خبرنگار. مدیران اگر واقعاً به نقش رسانه در افزایش سرمایه اجتماعی باور دارند، باید از پرسشهای سخت استقبال کنند؛ زیرا مدیری که عملکردش قابل دفاع است، از سؤال دقیق نمیگریزد و برای پاسخ دادن به آن، آمار و سند ارائه میکند.
بنابراین انتظار از مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی گیلان روشن است: به جای توصیه به رسانهها درباره اینکه چه چیزی را بیشتر ببینند و چه چیزی را کمتر ببینند، درِ اطلاعات را بازتر کند؛ قراردادها، آمار واحدهای فعال و راکد، میزان بهرهبرداری از اراضی واگذارشده، وضعیت زیرساخت شهرکها، هزینهکرد حمایتهای انجامشده و میزان تحقق وعدههای توسعهای را شفافتر اعلام کند.
صنعت گیلان برای رشد، بیش از آنکه به تعریف و تمجید نیاز داشته باشد، به عدد، برنامه، زیرساخت، پاسخگویی و نتیجه قابل اندازهگیری نیاز دارد. و خبرنگار نیز برای انجام وظیفه حرفهای خود بیش از هر چیز به یک چیز نیاز دارد: حق پرسیدن؛ بدون باید و نباید.

