نقد تند بر صداوسیما؛ از اظهارات عراقچی تا نظرسنجی جنجالی رئیس دانشگاه

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، روزنامه خراسان در واکنش به اظهارنظر جنجالی رئیس دانشکده صداوسیما دربارهٔ برتری اعتماد مردم به این رسانه نسبت به دولت، با نقدی تند به تشدید شکاف مرجعیت، دوقطبی‌سازی و فرسایش اعتماد در صداوسیما پرداخته است.

روزنامه خراسان در یادداشتی با اشاره به اظهارنظر اخیر رئیس دانشکدهٔ صداوسیما پرداخته است. در بخشی از این مطلب آمده است:

در سال‌های اخیر، همواره نقد و نظرها دربارهٔ رسانهٔ ملی بازار داغی داشته و دارد؛ به طور مشخص، این بازار در حوالی و پیرامون وقایع و رویدادها داغ‌تر، جدی‌تر و پرحجم‌تر می‌شود. دقیقاً در همین ایام و در میانهٔ حال و احوال جنگی که اکنون در آن‌ایم، وجهی دیگر از انتقادها و حرف‌وحدیث‌ها دربارهٔ صداوسیما به اوج خود رسیده است.

با تحلیل محتوای نقدها و اظهارنظرها دربارهٔ صداوسیمای آقای پیمان جبلی در قامت ریاست این رسانه، می‌توان عناوین و سرفصل این موارد را این‌گونه برشمرد:

۱- فرسایش جامعیت و خلأ تنوع سلایق
۲- سنجش‌های بعضاً انتزاعی از اعتماد به این رسانه
۳- ابتلا به آسیب دوقطبی‌سازی
۴- خودمرجع‌پنداری رسانه‌ای

بهانهٔ نگارش این یادداشت، اظهارات روزهای قبل عراقچی، وزیر امور خارجه درخصوص بی‌توجهی صداوسیما به مصاحبه‌های حساس‌اش در میانهٔ جنگ یا انتقادات مکرر رئیس‌جمهور از این رسانه یا قطع مصاحبهٔ رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکرات نیست که البته هر یک از این موارد خودش می‌تواند به طور مستقل، محور چند یادداشت و گزارش باشد. تازه به این موارد رفتارهای ضد وحدت گویندگان و تحلیلگران برنامه‌ها، اصرار بیش از اندازه در استفاده از کارشناسان تکراری و افت جدی در تولیدات جذاب را هم می‌توان افزود که دربارهٔ آن باید ده‌ها گزارش و یادداشت نوشت.

اما به صراحت باید بیان کنیم که بهانهٔ این یادداشت، نقل‌قول عجیب رئیس دانشگاه صداوسیماست که با استناد به نتایج یک نظرسنجی گفته «میزان اعتماد مردم به صداوسیما از اعتماد آن‌ها به دولت بیشتر است».

به نظر می‌رسد، این اظهارنظر آقای رئیس دانشگاه صداوسیما مبتلا به چند نکتهٔ ناشی از خطای شناختی است:

۱- من به عنوان یک مخاطب در ذات این کلام و این دیدگاه که میان رسانهٔ ملی و دولت جمهوری اسلامی دوگانهٔ «ما» و «آن‌ها» قائل است، نوعی تولید قطبی‌سازی احساس می‌کنم.
۲- آقای رئیس دانشگاه صداوسیما بر اساس کدام منطق به این نتیجه رسیده که اعتماد قریب ۹۰ میلیون ایرانی به صداوسیما بیشتر از دولت است؛ تازه آن هم دولتی که با تمام انتقادها به او، رئیس‌اش به صداقت و سادگی شهرت دارد. آقای رئیس دانشگاه صداوسیما، واقعاً اطمینان دارد اگر یک نظرسنجی فراگیر صورت گیرد، نتیجه همان خواهد بود که او مدعی شده است؟
۳- آقای رئیس دانشگاه صداوسیما، احتمالاً فقط برخی از نظرسنجی‌ها را مطالعه می‌کند و بی‌شک، نتایج نظرسنجی مرکز معتبر افکارسنجی ایسپا در سال ۱۴۰۳ را ندیده و مطالعه نکرده که تنها ۱۲.۵ درصد از پاسخ‌گویان گفته بودند اخبار را از صداوسیما دنبال می‌کنند و ۱۱.۵ درصد نیز فیلم و سریال‌های این رسانه را تماشا می‌کنند.

حقیقت این است در چنین مجالی که قلم‌ اندَر نقد صداوسیما شتاب گرفته است، آدم می‌مانَد که به کدام موضوع بپردازد چراکه موضوع و مسئله دربارهٔ این رسانه امروز فراوان است.

اما از میان تمامی آن، یک پرسش را باید مطرح کرد؛ این که اگر این «صداوسیما» توانسته بود نیاز جامعه و مخاطبان خود را در اطلاع‌رسانی و حوزه‌های دیگر همچون سرگرمی و نشاط‌آفرینی تأمین و اقناع کند، آیا این مخاطبان به رسانه‌های دیگر و بعضاً رسانه‌های معاند، کوچ می‌کردند؟

اساساً تولد و تولید انبوه رسانه‌های اینترنتی به ویژه در ایام جنگ و در روزهایی که مخاطبان تشنهٔ شنیدن خبرها و تحلیل‌های واقع‌گرایانه‌اند، چه معنایی دارد؟

آیا دلیل غیر از این است که رسانهٔ ملی با دارابودن هزاران نیرو و میلیاردها تومان بودجه، نتوانسته و نمی‌تواند این نیاز مخاطبان را تأمین کند. این یک حقیقت است که صداوسیما ناآگاهانه و گاهی هم آگاهانه، خود به دست خود، مخاطب را به آغوش رسانه‌های غریبه هُل می‌دهد.

آقایان مسئول در صداوسیما، چه این نوشته و اساساً نقدهای این روزها بر خودشان را قبول داشته یا نداشته باشند، اما این را باید باور کنند که صداوسیمای امروزشان، یک رسانهٔ فراگیر و محبوب و مرجع نیست که دلیل‌اش را خودشان بهتر از همه می‌دانند.

پس این رسانهٔ مهم، در مسیر بازیابی مرجعیت خود، نیازمند یک «چرخش راهبردی» نه از اصول بلکه از روش‌ها و ایده‌هاست تا بتواند خود را به امین افکار همهٔ مردم ایران تبدیل کند.

منبع
روزنامه خراسان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا