جبهه پایداری جریانی خالصساز و خطرناک تر از گروه فرقان است

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر ، صور حقیقتپور با بررسی شورای عالی امنیت ملی نهادی فراقوهای است، جبهه پایداری را حلقههای خالصساز میخواند که منویات سیاسی، فقهی، اقتصادی و اجتماعی خاص خود را دارد و هر موضوعی را که با دیدگاههایش همخوانی ندارد، کند، کند یا با هدف رسانههای بیاثر میشود.
او این جریان را «نئوفرقانیسم» و خطرناکتر از گروه فرقان میخواند که بارها از اصل ولایت فقیه عبور کرده و میدهند که از سوی رهبر شهید انقلابی محکوم شده بود، از جمله حمله به سید حسن خمینی، دکتر لاریجانی و تسخیر سفارتخانهها، افتخار خود میدانند.
مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید:
در طول ایام گذشته شاهد بودیم که جریان جبهه پایداری و مخالفان مخالف، تفاهم، آتشبس یا هر اقدام دیگر ایران، تلاش بسیاری انجام دادهاند تا سایر اعضای شورای عالی امنیت ملی را نادیده بگیرند و اینطور القا کنند که این دولت بوده است که تفاهم با آمریکا را به نوعی به نظام تحمیل کرده است. این اظهارات را چگونه ارزیابی کنید؟ آیا شورای عالی امنیت ملی فقط از اعضای دولت تشکیل شده است؟
شورای عالی امنیت ملی نهادی فراقوهای است. درست است که ریاست آن بر رئیس قوه مجریه، یعنی رئیسجمهور، است؛ اما در این شورا اعضای حضور دارند. از جمله فرماندهان نیروهای مسلح، رئیس سازمان صداوسیما، رئیس قوه قضائیه و رئیس قوه مقننه. در واقع، شخصیتهای فعال در آن عضویت دارند و این انجمن متعلق به یک قوه خاص است.
اما در پاسخ به این سؤال که چرا جبهه پایداری و چند تندروی اینگونه برخورد میکنند، باید گفت به نظر میرسد این حلقه خالصساز منویات را برای خود دارد که نسبت سیاسی، فقهی، حوزوی، اقتصادی و اجتماعی را در بر میگیرد و این مواضع را برای مردم روشن میکند. این جریان در مسائل اجتماعی، اگر دستش برسد، حتی خیابانها را هم تیغهبندی میکند تا زنان از یک طرف و مردان از طرف دیگر عبور کنند.
آنها هر موضوعی را که با ویژگیهای مدنظرشان در این بخشهای مختلف انطباقپذیر است، نمیکنند، یا حذف میکنند و محو میکنند و یا با هر حملهای که میکنند، تلاش میکنند آن را بیخاصیت جلوه دهند. به عنوان مثال، کارها را بسیار از شخصیتهای مورد هجمه را با تبلیغات مفتضح و رسانههای بیاثر و بیخاصیت کردهاند.
به نظر من، این افراد در بسیاری از موارد از اصل ولایت فقیه عبور کرده اند. در درون آنها حسی شکل گرفته است که به آنها میگوید میتوانند فتوا دهند و نیز به آن عمل کنند. ببینید، شهید رهبر انقلاب به جناب سید حسن خمینی در حرم امام (ره)، حمله به شهید لاریجانی و همچنین حمله به سفارتخانهها، از جمله سفارت عربستان و سفارت انگلستان، را محکوم کردند. اما این آقایان خود را جزو افتخارات میدانند.
هر کس که در تسخیر و حمله به سفارت انگلستان نقش داشته باشد، در دوره حاکمیت اینها پست و مقام تصمیم گیری و مسئولیت اجرایی بر روی آن گذاشته شده است. با این اوصاف، شورای عالی امنیت ملی که برایشان چیزی نیست؛ اینها اگر لازم باشد از ولایت فقیه هم عبور کنند. همان طور که نمونه هایی که ذکر کردم، همگی مصداق عبور از اصل ولایت فقیه است.
آنها از این ادعا که دولت یا شورای عالی امنیت نظام تفاهم را به تحمیل کرده است، چه انگیزهای دارند؟
نظام جمهوری اسلامی تحمیل پذیر نیست. اگر رهبر معظم انقلاب بفرمایند مسیری را در نورید، هیچکس آن مسیر را نمیرود و اگر میبینید شخصیتی در سطح بالای نظام، مانند آقای قالیباف، با طرفهای دیگر پای میپذیرد، قطعاً به او اجازه داده میشود و بدون اذن و اجازه اقدام نمیکند.
آیا بعد از پیام رهبری، این گروه بسیار به آن بند میکنند که گفته بودند «علی الاصول نظر دیگری داشتم»، چطور تحلیل میکنید؟
این موضوع را نیز آقای حدادعادل تبیین، اصلاح و ابهامزدایی کرد. در مورد بحث انتقام نیز آقاسید مصطفی خامنهای ابهامزدایی کردند و فرمودند که صبر با انتقام منافاتی ندارد.
بعد از توضیحاتی که افراد نزدیک به بیت ارائه کردند، این جریان دوباره شروع به حمله به این افراد نزدیک کرد. این رفتار چه معنایی دارد؟
این نشان میدهد که آنها به جز افکار عمومی، هیچ اندیشه دیگری را قبول ندارند. حتی اگر آن نظر، دیدگاه رهبری باشد. همان طور که پیشتر گفتم، رهبر شهید انقلاب نیز پیش از این گفته بودند: «چرا به سید حسن خمینی حمله کرد؟ چرا به فلان شخص یا فلان مرکز حمله کردید؟» کدامیک از آنها توبه کردند و برگشتند؟
نمونه بارز آن امروز است؛ گروهی از دختران را در مشهد کفن پوش کرده و به تهران آورده اند تا مثلاً جلوی وزارت امور خارجه را بیان کنند یا در وزارت امور خارجه را گل بگیریم. در حالی که باید دهان خود شما را گل گرفت.

