چند واحد «توکل» پاس کرده‌ایم؟ پرسشی برای تحلیلگران و مسئولان

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، روزنامه کیهان نوشت: یکی با آمار و ارقام از مخاطرات محاصره دریایی می‌گوید و شبح بحران سوخت و گندم را بازسازی می‌کند؛ دیگری از آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی، مانند آب و برق، ابراز نگرانی می‌کند و آن یکی با چرتکه انداختنِ موازنه تسلیحاتی هشدار می‌دهد که چون سلاح، فناوری و بودجه نظامی دشمن برتر است، سرنوشت این تقابل از پیش مشخص است.

تحلیل‌های مادی؛ منطقی روی کاغذ، اما نه همیشه در واقعیت

روی کاغذ و طبق فرمول‌های رایج راهبردی، همه‌چیز منطقی به نظر می‌رسد. اما اگر خط‌کش‌های مادی و فرمول‌های ریاضی اتاق‌های فکر دنیا این‌قدر دقیق و بی‌نقص هستند، پس چرا تاریخ بارها و بارها این خط‌کش‌ها را شکسته است؟ بیایید چند پرسش اساسی را مرور کنیم:

  • با کدام موازنه کلاسیک نظامی و فناوری، یک ملت دست‌خالی توانست ژاندارم تا بن دندان مسلح منطقه را در سال ۱۳۵۷ سرنگون کند؟
  • با کدام فرمول لجستیکی، در آغازین روزهای دولت شهید رجایی، وقتی گزارش دادند گندم انبارها فقط برای یک روز کافی است، کشور سقوط نکرد و سرپا ماند؟
  • در سال ۱۳۵۹ که طبق محاسبات پنتاگون، ایران باید ظرف دو هفته تسلیم می‌شد، چگونه آن جنگ با همه محدودیت‌ها هشت سال اداره شد و حتی یک وجب از خاک کشور از دست نرفت؟
  • در آن روزها که حتی در خرید سیم‌خاردار با محدودیت روبه‌رو بودیم و تمام ماشین جنگی شرق و غرب پشت صدام قرار داشت، با کدام منطق مادی ورق برگشت؟
  • چه کسی در اوج غافلگیری ما، کاروان پرطمطراق نظامیان آمریکا را در توفان شن طبس زمین‌گیر و نابود کرد؟
  • با کدام فرمول مادی، در اوج جنگ نفت‌کش‌ها در خلیج فارس، ابهت ناوهای مجهز و فوق‌پیشرفته آمریکایی شکسته شد؟
  • چگونه در سال‌های اخیر، مدرن‌ترین پهپادها، جنگنده‌های متجاوز و هواگردهای رادارگریز دشمن، در حالی که تمام سامانه‌های ردیابی خود را خاموش کرده بودند، ساقط شدند؟
  • آیا حفظ شاهراه راهبردی تنگه هرمز با این سطح از اقتدار، صرفاً یک دستاورد فنی و محاسباتی است؟

تاریخ معاصر ایران و پرسش‌هایی که هنوز پاسخ می‌طلبند

پاسخ به این زنجیره از پرسش‌ها، پرده از همان هولناک‌ترین خطای محاسباتی برمی‌دارد که تحلیلگران امروز به آن دچار شده‌اند. به باور نویسنده، اشتباه بزرگ آنان این است که در تمام محاسبات خود، بزرگ‌ترین، اصلی‌ترین و قدرتمندترین متغیر جهان هستی را نادیده گرفته‌اند: «خدا و سنت‌های تخلف‌ناپذیر الهی».

نقش ایمان و توکل در کنار آمادگی دفاعی

اینکه تصور کنیم چون در محاصره هستیم، چون امکانات مادی دشمن بیشتر است، یا چون زیرساخت‌های ما در خطر قرار دارد، پس حتماً شکست می‌خوریم، از نگاه نویسنده نگاهی سکولار و فارغ از نقش پروردگار است. بی‌شک، دستور قرآنی «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّهٍ» انسان را به آمادگی مادی و تسلیحاتی فرا می‌خواند و امروز نیز، به تعبیر نویسنده، کشور در سطح بالایی از توان تجهیزاتی قرار دارد؛ اما خطای مهلک آن است که «سلاح» علت نهایی پیروزی دانسته شود. سلاح ابزار انجام تکلیف است، اما پیروزی فرآیندی فراتر از عوامل مادی دارد: «وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ».

فراتر از محاسبات مادی؛ متغیر مغفول در تحلیل‌های راهبردی

وقت آن رسیده است که تحلیلگران، به جای غرق شدن در معادلات صرفاً مادی، نگاه خود را به واقعیت‌های فرامادی نیز معطوف کنند و برای قدرت بی‌پایان پروردگار سهمی در تحلیل‌ها قائل شوند؛ همان قدرتی که می‌تواند در یک لحظه، همه محاسبات روی کاغذ ابرقدرت‌ها را بر هم بزند. از نگاه نویسنده، شکست واقعی نه در کمبود بنزین و گندم، بلکه در فراموشی «رب‌العالمین» رخ می‌دهد.

پرسشی برای تحلیلگران و مسئولان

راستی؛ در میان تحلیلگران و مسئولان، تاکنون چند واحد «توکل» پاس شده است؟

منبع
روزنامه کیهان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا