وقتی رئیسجمهور از اقتصاد میگوید، چرا عدهای از فرعون سخن میگویند؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ناظرخبر، رییس جمهور پزشکیان در سخنان دیشب خود (شب عاشورا) در حرم امام خمینی از مدعیان خواست وارد گود شوند و مشکل را حل کنند و صراحتا گفت: «پیشنهاد نه! ما بستر را آماده میکنیم. بیایند مشکل را حل کنند.»
سخن او صریح است اما مشکل، جای دیگری است و آن هم این است که آنان انگار با صلح و تنشزدایی مخالفاند و گویا این جنگ و درگیری و تنگه بستن خیلی بهشان مزه کرده (خاصه این که هزینه آن با دیگران است و تفاخر و شعار با اینان) و به وجوه منفی و هزینههای هنگفت جنگ توجه ندارند و چه بسا برای درگیری اصالت قائلاند و البته با برداشت ایدئولوژیک.
با این وصف پزشکیان با این نگاه و دیدگاه میخواهد چه کند؟ البته تا اینجا ماهرانه دورشان زده و بعید نیست برای صدا و سیمای مروج این اندیشهها یا ضداندیشههای تخریبی هم تدبیری بیندیشد و از طریق شورای عالی امنیت ملی اجرایی کند.
اختلاف نگاه به جنگ، صلح و تنشزدایی
آقای پزشکیان از ویرانیطلبانی که دشمن را به حمله به قصد سرنگونی ساختار سیاسی دعوت یا ترغیب کردند با عنوان «تجزیهطلبان» یاد کرد اما صلاح ندید بر منتقدان تندرو داخلی خود انگ «جنگطلب» بنشاند؛ در حالی که کافی است برنامههای صدا و سیما را ببینیم تا از زبان آنها بشنویم دنبال چه هستند.
تفاوت در این است که به باور پزشکیان و میانهروها وقت آن است که قدرت به ثروت تبدیل یا در خدمت رفاه به کار گرفته شود، ولی در تلویزیون رسمی کشور آقای معمم به نام حجتالاسلام عابدینی که نزد علاقهمندان به «استاد عابدینی» شهرت دارد، در برنامه «سمت خدا» میگوید:
«مأموریت ما یک مأموریت جهانی است. ما میخواهیم فرعون را ساقط کنیم. ما داریم دنیا را از بند فرعونیان آزاد میکنیم. عهد بستن با آمریکا فایده ندارد. نقش امروز ما جهانی است. برای یک کشور نیست. فقط این نیست که مشکلی بین ما و آمریکا پیش آمده. ما نقش جهانی بر عهده داریم. سرکوب این مستکبر برای همه عالم خوب است. خدا به ما رسالت داده به سوی فرعون برویم. مسئولیت ما عظیم است. دولت ممکن است خود را در حد ایران ببیند ولی مأموریت ما جهانی است و میخواهیم فرعون را ساقط کنیم.»
پزشکیان؛ اقتصاد و معیشت مردم در اولویت
هر قدر مدعیان در جهان دیگری سیر میکنند، پزشکیان اما با واقعیتها درگیر است و اهل چرتکه است؛ زمینی است نه ماورایی و متوهم و مأموریت دیگری برای خود قائل است:
«به عنوان یک مسلمان چگونه بپذیریم کشور ما پایینتر از کشورهایی باشد که داعیه مسلمانی هم ندارند؟ من چگونه مسئول مملکتی باشم که شیعه علی باشد ولی در آن یک عده بیکار باشند و سر گرسنه بر زمین بگذارند. خدا از من نخواهد گذاشت.»
ملاحظه میکنید؟ تلویزیون (سیمای جمهوری اسلامی) هر روز کسانی را به عنوان کارشناس یا منتقد میآورد تا از زبان آنها بگوید وقتی رهبری جدید نظام گفتهاند «علیالاصول نظر دیگری داشتم» نباید یادداشت تفاهم امضا میشد، ولو همه مقامات و فرماندهان ارشد در شورای عالی امنیت ملی ـ الا سعید جلیلی ـ به توافق رأی داده باشند؛ چون جنگ و صلح با مقام رهبری است باید آن نظر دیگر را پیدا میکردند و به اجرا میگذاشتند، نه آن که تأیید نظر خودشان را بگیرند.
مجری هم از آنان و مشخصاً از جواد لاریجانی نمیپرسد اگر اخوی شما شهید نمیشد، آیا باز معتقد بودید شورای عالی امنیت ملی باید برکنار باشد؟ در این صورت نقش این نهاد چیست؟ و چرا اصرار دارید از تعبیر «علیالاصول» مخالفت با مذاکره و تفاهم را برداشت کنید؛ در حالی که برخی معتقدند این عبارت میتواند ناظر به وجه عاطفی و شخصی ماجرا نیز باشد.
روایتهای متفاوت از سیاست خارجی در رسانه ملی
در چنین موقعیتی اما با نگاه مثبت و ملی با مذاکره موافقت کردند و ترجیح دادند به جای مداخلهگری، مطالبهگری و تحقق شروط را دنبال کنند.
همه اما شبیه محمدجواد اردشیر لاریجانی سخن نمیگویند و تلویزیون برای رعایت تنوع سراغ طیف دیگری هم رفته است. دسته دیگر هم مانند آقای عابدینی در دنیای دیگری سیر میکنند و میگویند فرعون را باید ساقط کنیم و مأموریت ما جهانی است.
روایت تاریخی؛ رسالت سیاسی یا مسئولیت ملی؟
نقل است که ظهر ۲۶ دی ۵۷ که شاه در آستانه ترک کشور بوده، پای پلکان هواپیما سید جلالالدین تهرانی (طهرانی)، رئیس شورای سلطنت، خطاب به او میگوید: «خاطر اعلیحضرت آسوده باشد و استراحت بفرمایند.» شاه اما با نگرانی میپرسد: «سید! پس رسالت ما چه میشود؟» پیرمرد هم میگوید: «اعلیحضرت! آخرین کسی که رسالتی داشت جد اطهر من بود که ۱۴۰۰ سال قبل آمد. من و شما رسالتی نداریم.»
حالا نقل ماست و این شیخ. بزرگوار! کدام مأموریت جهانی برای درافتادن با فرعون؟ مگر موساییم ما؟ تازه فرعون را هم موسی غرق نکرد؛ خدای موسی غرق کرد.
برداشت از داستان موسی و فرعون؛ محل اختلاف تحلیل
آیهای که رهبری شهید در آخرین سخنرانی خواندند هم این بود که «خدا با ماست»؛ برای اطمینانبخشی، نه اعلام مأموریت جهانی مقابله با فرعونیان.
داستان این بود که پیروان موسی برای ایمن بودن از فرعونیان روانه کنعان شدند اما پس از طی مسافتی و خسته و کوفته، در مقابل خود رود خروشان نیل دیدند و احساس کردند در بنبست گرفتار شدهاند؛ نه راه پس داشتند و نه راه پیش.
در چنین موقعیتی بود که موسای کلیم به آنان روحیه داد: «نترسید، خدا با ماست.» او نگفت مأموریت جهانی داریم تا فرعون را سرنگون کنیم. سپس عصای خود را به نیل زد و رود شکافته شد. پس از عبور بنیاسرائیل، فرعون و سپاهیان وارد مسیر شدند و دریا بر آنان بسته شد و غرق شدند؛ نه این که قوم موسی آنان را غرق کرده باشند.
رفاه مردم یا مأموریت جهانی؟
اصل تفاوت در همین است. در نگاه پزشکیان و اهل حساب و کتاب باید وضع اقتصادی مردم را بهبود بخشید و از سرمایه قدرت به دست آمده در راستای تولید ثروت و رفاه بهره برد؛ ولی در نگاه امثال شیخ در برنامه «سمت خدا»، ما مأمور سرنگون کردن فرعون هستیم. کی این مأموریت را به او داده؟ الله اعلم!
پزشکیان پزشک است و برای خود مأموریت جهانی قائل نیست، بلکه میخواهد از فرصت به دست آمده بهره ببرد و رودربایستی هم ندارد. او قدرت را در خدمت اقتصاد، رفاه و معیشت مردم میخواهد و سودای درافتادن با فرعون را هم ندارد؛ هر چند اگر فرعون و غیر فرعون نگاه چپ داشته باشند، مانند دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، ابایی از دفاع در برابر آنان و حامیانشان وجود ندارد.
از منظر عقیدتی هم مطابق باور شیعه امامیه، هر گاه لازم باشد امام دوازدهم ظهور خواهد کرد و ما مأموریتی نداریم تا نقش او را زودتر بر عهده بگیریم و به جنگ فرعونهای زمانه برویم. خوشبختانه هم اطراف آمریکا و هم اسرائیل آنقدر دریا و اقیانوس هست که اگر اراده الهی محقق شود، همهشان در آن غرق شوند.
جدای اینها، فرعون در مقابل بنیاسرائیل قرار داشت و درگیری و جدال ما با مدعیان پیروی از موسای کلیم و تورات و عهد عتیق بود و آقای معمم در مثال تاریخی هم سلیقه کافی به خرج نداده است.

