معمای «معرفت» تالش؛ داراییهای تعاونی کجا رفت؟

به گزارش پایگاه اطلاعرسانی ناظرخبر، وقتی صاحبان سهام یک شرکت تعاونی برای فهمیدن سرنوشت سرمایه و داراییهای خود، به جای دریافت پاسخ روشن از مدیران و متولیان، ناچار میشوند درِ دستگاههای نظارتی را بزنند، به سازمان بازرسی مراجعه کنند، از رسانهها کمک بخواهند و در نهایت دست به دامن قوه قضاییه شوند، دیگر موضوع فقط یک اختلاف داخلی میان سهامداران و مدیران نیست؛ موضوع به اعتماد عمومی، شفافیت مالی و نحوه صیانت از حقوق صاحبان سرمایه گره میخورد.
حالا همین پرسش درباره شرکت تعاون روستایی «معرفت» شهرستان تالش مطرح است؛ شرکتی که بنا بر ادعای تعدادی از سهامداران، در سال ۱۳۵۲ تأسیس شده و در طول سالهای فعالیت خود صاحب زمین، انبار یکهزار تنی، جایگاه نفت، فروشگاه، خودرو و دیگر داراییها بوده و حتی در مقطعی از نظر مالی، در زمره تعاونیهای توانمند و نمونه استان گیلان قرار داشته است.
آن ها معتقدند سرمایه عمرشان در این شرکت که روزگاری الگویی برای دیگر تعاونی ها بود، در سراشیبی سقوط قرار گرفته و هیچ نهادی هم پاسخگو نیست.
از تعاونی برخوردار تا تعاونی گرفتار؛ چه اتفاقی افتاد؟
وقتی یک شرکت تعاونی طی سالها دارای املاک، انبار، جایگاه نفت، فروشگاه، خودرو و دیگر داراییها بوده و به گفته سهامداران، در مقطعی حتی از نظر مالی در شمار تعاونیهای نمونه استان گیلان قرار داشته، طبیعی است که هرگونه تغییر محسوس در وضعیت مالی و داراییهای آن، پرسشهایی را در ذهن اعضا و سهامداران ایجاد کند.
سهامداران میپرسند: چه اتفاقی افتاد که شرکتی با چنین سابقه و داراییهایی، بنا بر ادعای آنان، از سال ۱۳۷۷ به بعد و بهویژه از سال ۱۳۹۱ با مشکلات مالی مواجه شد؟ داراییهای امروز شرکت چیست؟ درآمد فروشگاهها و جایگاه نفت چگونه هزینه شده است؟ تسهیلات دریافتی از بانک توسعه تعاون و بانک کشاورزی کجا مصرف شده است؟ املاک شرکت با چه مجوز و قیمتی فروخته شدهاند؟ و آیا فرآیند برگزاری انتخابات هیئتمدیره آنگونه که قانون و مقررات تعاونی اقتضا میکند، شفاف بوده است؟
اینها پرسشهایی است که برخی سهامداران مطرح کردهاند؛ پرسشهایی که به گفته آنان از مسیرهای مختلف دنبال شده، اما هنوز پاسخ مستند و قانعکنندهای برایشان ارائه نشده است و درست در همین نقطه، نام تعاون روستایی شهرستان تالش و تعاون روستایی استان گیلان بیش از گذشته در مرکز مطالبه پاسخگویی قرار میگیرد.
«معرفت» چگونه از یک تعاونی برخوردار به تعاونی گرفتار تبدیل شد؟
شرکت تعاون روستایی «معرفت» شهرستان تالش به ادعای سهامداران، در سال ۱۳۵۲ تأسیس شده است. سهامداران میگویند این شرکت در سالهای فعالیت خود توانسته بود داراییهای قابل توجهی ایجاد کند؛ از جمله: زمین حدود سه هزار مترمربع؛ انبار با ظرفیت حدود یکهزار تن؛ جایگاه نفت؛ زمین و فروشگاه در شهر تالش؛ دو دستگاه خودروی سواری؛ یک دستگاه نیسان و …
حتی بنا بر گفته آنان، در سال ۱۳۷۷ وضعیت نقدینگی و مالی شرکت به اندازهای مطلوب بوده که در مقایسه با شرکتهای همسطح خود در استان گیلان، نمونه محسوب میشده و شرکت توان پرداخت تسهیلات به اعضای خود را نیز داشته است. اما پرسش امروز: چه شد که این وضعیت تغییر کرد؟ چرا شرکتی که روزگاری از نظر مالی وضعیت مطلوبی داشت، بنا بر ادعای برخی سهامداران، از سال ۱۳۷۷ به بعد و بهویژه از سال ۱۳۹۱ با مشکلات جدی مواجه شد؟ و چرا برخی سهامداران امروز مدعیاند شرکت حتی برای پرداخت حقوق پرسنل با مشکل مواجه شده است؟ پول و دارایی شرکت کجا رفت؟ این سؤال اصلی سهامداران است.
از سال ۱۳۹۱ چه اتفاقی افتاد؟
سهامداران سال ۱۳۹۱ را یکی از مقاطع مهم در بررسی وضعیت شرکت میدانند. آنها خواستار بررسی عملکرد مالی شرکت از این سال به بعد هستند و بهطور مشخص، گردش حساب و عملکرد مالی فروشگاههای شرکت در فاصله سالهای ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۷ را مورد سؤال قرار دادهاند.
پرسشها روشن است: گردش مالی فروشگاهها چه میزان بوده است؟ درآمد حاصل از فروش چه میزان بوده است؟ هزینههای فروشگاهها چقدر بوده است؟ چه میزان درآمد به حساب شرکت واریز شده است؟ این درآمدها در چه محلهایی هزینه شدهاند؟ و مهمتر، آیا گزارش دقیق این سالها در اختیار سهامداران قرار گرفته است؟ اگر پاسخ مثبت است، پس چرا هنوز این پرسشها مطرح است؟ و اگر پاسخ منفی است، مسئول عدم اطلاعرسانی به صاحبان سهام چه کسی است؟
تسهیلات بانک توسعه تعاون و بانک کشاورزی؛ پول کجا رفت؟
موضوع تسهیلات بانکی نیز از دیگر محورهای پرسش سهامداران است. آنان خواستار روشن شدن میزان تسهیلات دریافتی شرکت از بانک توسعه تعاون و بانک کشاورزی هستند.
سهامداران خواهان شفافسازی درباره اصل تسهیلات، نحوه مصرف و وضعیت بازپرداخت آن هستند. پرسشها بسیار روشن است: چه میزان تسهیلات دریافت شد؟ برای چه هدفی دریافت شد؟ منابع در کجا هزینه شد؟ بازپرداخت تسهیلات در چه وضعیتی قرار دارد؟
و مهمتر: آیا برای بازپرداخت تسهیلات، املاک شرکت به فروش رسیده است؟ اگر ملکی فروخته شده، کدام ملک؟ با چه قیمت کارشناسی؟ با چه قیمت نهایی؟ با تصویب چه مرجعی؟ و وجه حاصل از فروش دقیقاً به کجا واریز شده است؟
اینها پرسشهایی نیست که با یک پاسخ شفاهی بتوان از کنار آنها گذشت.
تسهیلات اعضای هیئتمدیره؛ امتیاز ویژه یا روال قانونی؟
یکی دیگر از پرسشهای سهامداران درباره پرداخت تسهیلات به اعضای هیئتمدیره است. آیا چنین تسهیلاتی پرداخت شده است؟ اگر بله، مبلغ آن چقدر بوده است؟ شرایط پرداخت چه بوده است؟ مصوبه آن کجاست؟ آیا سایر سهامداران نیز امکان استفاده از چنین تسهیلاتی را داشتهاند؟ و آیا بازپرداخت تسهیلات در موعد مقرر انجام شده است؟ اگر پرداختها قانونی و مطابق مقررات بوده، چرا مستندات آن برای سهامداران منتشر نمیشود؟
انتخابات هیئتمدیره؛ مجمع شفاف بود یا سهامداران بیخبر؟
بخش دیگری از مطالبات سهامداران به فرآیند برگزاری آخرین انتخابات هیئتمدیره مربوط است. برخی سهامداران مدعیاند اطلاعرسانی لازم برای برگزاری مجمع به شکل مطلوب انجام نشده و شماری از اعضا از زمان برگزاری انتخابات اطلاع کافی نداشتهاند.
اگر این ادعا نادرست است، پاسخ روشن است: اطلاعرسانی برای برگزاری آخرین مجمع و انتخابات هیئتمدیره دقیقاً چگونه انجام شد؟ آگهی مجمع کجا منتشر شده بود؟ چه زمانی اطلاعرسانی شد؟ فرآیند انتخابات مطابق مقررات انجام شده است؟ چه تعداد از سهامداران در مجمع حضور داشتند؟ آیا فهرست حاضران و شرایط قانونی اعضای حاضر در مجمع قابل اعلام است؟
سهامداران حتی خواستار استعلام وضعیت افراد حاضر در مجمع عمومی و بررسی شرایط قانونی آنان برای مشارکت در فرآیند انتخاب هیئتمدیره شدهاند.
نسبتهای خانوادگی در هیئتمدیره؛ ادعا یا واقعیت؟
یکی از پرسشهای جنجالی سهامداران به ادعای وجود نسبتهای خانوادگی میان برخی اعضای هیئتمدیره و مدیرعامل بازمیگردد. در میان انبوه پرسشهای سهامداران، موضوع نسبتهای خانوادگی ادعایی میان مدیرعامل و برخی اعضای هیئتمدیره شاید از حساسترین موارد باشد؛ ادعایی که البته تا زمان بررسی اسناد، نباید فراتر از یک پرسش و مطالبه شفافسازی تلقی شود.
اما سؤال اینجاست: آیا رئیس هیئتمدیره پسردایی مدیرعامل است؟ آیا یکی از اعضای هیئتمدیره پسرعموی مدیرعامل و عضو دیگری خواهرزاده اوست؟ اگر چنین نسبتهایی وجود دارد، آیا فرآیند انتخاب و استمرار فعالیت این افراد کاملاً منطبق بر ضوابط قانونی و مقررات تعاونی بوده است؟ اگر چنین نسبتهایی وجود دارد، آیا از نظر مقررات حاکم بر تعاونی، مانعی برای عضویت یا انتخاب آنان وجود نداشته است؟
البته در یک شرکت تعاونی، جایی که سرمایه متعلق به اعضاست، نسبت فامیلی بهتنهایی اتهام نیست؛ اما انتظار سهامداران روشن است: مستندات را ارائه کنید و روشن کنید چه کسی، چگونه و با چه شرایطی به هیئتمدیره راه یافته است.
زمین ۴۵۰ متری؛ سهامداران درباره یک معامله چه میپرسند؟
فروش یک قطعه زمین حدود ۴۵۰ متری شرکت نیز از مواردی است که سهامداران خواهان شفافسازی آن هستند. پرسش: زمین با چه مصوبهای فروخته شد؟ ارزش کارشناسی آن چقدر بود؟ قیمت نهایی معامله چه میزان بود؟ خریدار چه شخص یا مجموعهای بود؟ و مهمتر از همه، ادعایی که از سوی برخی سهامداران مطرح شده: آیا وجه حاصل از فروش این زمین به حساب شخصی مدیرعامل واریز شده است یا خیر؟
این ادعا باید با اسناد بانکی و حسابداری شرکت بررسی شود. اگر چنین ادعایی صحت ندارد، ارائه مستندات بانکی میتواند بهسادگی به این پرسش پایان دهد. اگر هم صحت دارد، سهامداران حق دارند بدانند مبنای قانونی چنین واریزی چه بوده و وجه در نهایت چگونه و در چه محلی هزینه شده است.
جایگاه نفت؛ تانکرها و تجهیزات چه سرنوشتی پیدا کردند؟
سهامداران درباره وضعیت داراییهای جایگاه نفت نیز پرسش دارند. دینامهای جایگاه چه شدند؟ آیا تانکرهای شرکت فروخته شدهاند؟ اگر پاسخ مثبت است: چه تعداد؟ با چه قیمتی؟ به چه شخص یا مجموعهای؟ با چه مصوبه و مجوزی؟ و درآمد حاصل از فروش در کدام حساب ثبت شده است؟
درآمد سالانه بیش از ۷ میلیارد ریال از اجاره؛ واقعیت یا ادعا؟
سهامداران همچنین درباره ادعای درآمد بیش از ۷ میلیارد ریال در سال از محل اجاره پرسش دارند. آیا چنین درآمدی وجود داشته است؟ اگر وجود داشته، قراردادهای اجاره کجاست؟ مبلغ قراردادها چقدر بوده است؟ وجوه به چه حسابی واریز شده است؟ در دفاتر مالی چگونه ثبت شده است؟ و در نهایت کجا هزینه شده است؟
یک گزارش مالی شفاف میتواند پاسخ همه این پرسشها باشد.
رئیس تعاون روستایی تالش چرا سکوت کرده است؟
نام مرادی، رئیس اداره تعاون روستایی شهرستان تالش نیز در میان پرسشهای سهامداران مطرح است. سهامداران میگویند پرسشهای خود را بارها مطرح کردهاند، اما تاکنون پاسخ روشن و مستندی دریافت نکردهاند.
پس باید پرسید: آیا اداره تعاون روستایی تالش عملکرد این شرکت را بررسی کرده است؟ آیا درباره ادعاهای مطرحشده گزارشی تهیه شده است؟ آیا فروش املاک و داراییها بررسی شده است؟ آیا عملکرد مالی شرکت بررسی شده است؟ آیا نحوه برگزاری انتخابات هیئتمدیره مورد بررسی قرار گرفته است؟ اگر همهچیز قانونی بوده، چرا پاسخ مستند منتشر نمیشود؟
مسئولیت پاسخگویی با چه کسی است؟
وقتی یک موضوع از سطح یک شرکت تعاونی فراتر میرود و سهامداران از مسئولان شهرستانی پاسخ نمیگیرند، طبیعتاً نگاهها به سمت تعاون روستایی استان گیلان میرود.
این پرسش مستقیم متوجه مسئولان استان است: آیا عملکرد شرکت تعاون روستایی معرفت تالش بررسی شده یا خیر؟ اگر بررسی شده، نتیجه چیست؟ اگر چنین گزارشی وجود دارد، چرا برای تنویر افکار سهامداران منتشر یا در اختیار آنان قرار نمیگیرد؟ اگر تخلفی مشاهده نشده، چرا اسناد آن برای سهامداران تشریح نمیشود؟ و اگر ابهامی وجود دارد، چه اقدامی برای رفع آن انجام شده است؟
چرا هنوز پاسخ تعاون روستایی گیلان منتشر نشده است؟
این نخستین بار نیست که ناظرخبر پرسشهای سهامداران شبکه تعاون روستایی را مطرح میکند. پیش از این نیز سه گزارش در ناظرخبر در انعکاس سؤالات و ابهامات برخی سهامداران شبکه تعاون روستایی منتشر شد؛ پرسشهایی که نشان میداد بخشی از سهامداران نسبت به نحوه استیفای حقوق خود دغدغه دارند.
در یکی از گزارشها موضوع اشغال برخی انبارهای شبکه تعاون روستایی توسط چای سنواتی برای حدود ۲۰ سال مطرح شد [اینجا بخوانید]، در گزارش دیگری نیز درباره صحت کشف مواد خوراکی تاریخ مصرف گذشته در فروشگاه اتحادیه تعاون روستایی شهرستان رشت پرسشهایی مطرح شد [اینجا بخوانید].
اما سؤال همچنان پابرجاست: تعاون روستایی گیلان درباره این موارد چه پاسخی دارد؟ چرا تاکنون پاسخ رسمی و مستند آنگونه که باید در اختیار افکار عمومی قرار نگرفته است؟ اگر اقدام شده، نتیجه چه بوده است؟ و اگر اقدامی نشده، چرا؟
سهامداران به سازمان بازرسی رفتند؛ چرا هنوز منتظر پاسخاند؟
بنا بر اظهارات سهامداران، آنان حتی برای پیگیری مطالبات خود به سازمان بازرسی گیلان مراجعه کردهاند. اکنون سؤال این است: نتیجه این مراجعه چه بوده است؟ آیا موضوع بررسی شده است؟ آیا گزارشی تهیه شده است؟ آیا نتیجه به سهامداران اعلام شده است؟ اگر پرونده در حال بررسی است، سهامداران چه زمانی باید منتظر نتیجه باشند؟
وقتی مسئولان پاسخ نمیدهند، رسانه باید سؤال کند
سهامداران این بار از رسانهها درخواست کمک کردهاند. رسانه نه جای دستگاه نظارتی است و نه جای قوه قضاییه؛ اما وظیفه دارد پرسشهای عمومی را مطرح کند و مطالبه شفافیت داشته باشد.
سؤال اینجاست: چرا سهامدار باید برای اطلاع از وضعیت سرمایه خودش به رسانه پناه بیاورد؟
سهامداران دیگر فقط سؤال نمیپرسند؛ به قوه قضاییه پناه بردهاند
نقطه مهم این ماجرا آنجاست که بنا بر اظهارات سهامداران، آنان برای دریافت پاسخ به مسیرهای مختلف مراجعه کردهاند. از مسئولان متولی درخواست پاسخ کردهاند. از دستگاههای نظارتی کمک خواستهاند. به سازمان بازرسی گیلان مراجعه کردهاند. از رسانهها درخواست کمک کردهاند و اکنون میگویند می خواهند دست به دامن قوه قضاییه شوند.
این وضعیت یک سؤال جدی را مطرح میکند: چرا صاحبان سرمایه یک شرکت تعاونی برای اطلاع از وضعیت سرمایه و دارایی خود باید تا این مرحله پیش بروند؟ آیا ارائه گزارش مالی شفاف، صورتجلسات مجامع، قراردادهای معاملاتی و مستندات بانکی نمیتواند بسیاری از این ابهامات را در همان ابتدا برطرف کند؟
آنچه سهامداران میخواهند، قبل از هر چیز «پاسخ» است. پاسخی مستند، قابل راستیآزمایی و روشن.
وقتی پاسخ روی کاغذ با واقعیت مورد ادعای سهامداران متفاوت است
یکی از ادعاهای قابل تأمل سهامداران این است که پاسخهای مکتوب مدیرعامل و اعضای هیئتمدیره با واقعیتهایی که آنان در شرکت مشاهده میکنند، تفاوت دارد.
این ادعا نیز نیازمند داوری رسانهای نیست. راهکار روشن است: اسناد را منتشر کنید.
صورتهای مالی، گزارش حسابرس، صورتجلسات مجامع، قراردادهای فروش و اجاره، اسناد تسهیلات بانکی، گردش حسابهای مرتبط و مستندات مربوط به داراییهای شرکت میتواند بخش عمدهای از این ابهامات را مشخص کند.
دعوت از رئیس سازمان مرکزی تعاون روستایی؛ بیایید و پاسخ دهید
سهامداران اکنون میگویند از عدم پاسخگویی مستند و قانونی خسته شدهاند و خواستار حضور مسئولان عالیتر هستند. آنان از رئیس سازمان مرکزی تعاون روستایی کشور و رئیس حراست سازمان مرکزی درخواست کردهاند که در جمع سهامداران حاضر شوند و به پرسشهای آنان پاسخ دهند.
به اعتقاد سهامداران، اگر عملکرد مدیرعامل و اعضای هیئتمدیره شرکت مطابق مقررات و اسناد مالی بوده است، چه فرصتی بهتر از یک نشست مستقیم با سهامداران برای ارائه اسناد و رفع ابهامات؟
آنان معتقدند رئیس سازمان مرکزی میتواند پاسخهای مدیرعامل و اعضای هیئتمدیره را دریافت و با اسناد و واقعیتهای موجود تطبیق دهد.
توپ اکنون در زمین تعاون روستایی گیلان و سازمان مرکزی است
داستان شرکت تعاون روستایی معرفت تالش هنوز یک پرونده رسانهای باز است؛ نه به معنای اثبات تخلف، بلکه به این معنا که پرسشهای مطرحشده از سوی برخی سهامداران هنوز نیازمند پاسخ رسمی و مستند است.
اکنون نوبت تعاون روستایی شهرستان تالش، تعاون روستایی گیلان و سازمان مرکزی تعاون روستایی است که به جای سکوت یا پاسخهای کلی، مستندات را روی میز بگذارند.
اگر همهچیز شفاف است، اسناد را منتشر کنید
اما یک مطالبه روشن باقی میماند: اگر همهچیز شفاف است، اسناد را منتشر کنید؛ اگر ابهامی وجود دارد، آن را برطرف کنید و اگر حقی از سهامدار تضییع شده، پاسخگو باشید.
ناظرخبر بار دیگر اعلام میکند که پاسخ رسمی و مستند تعاون روستایی شهرستان تالش، تعاون روستایی استان گیلان، سازمان مرکزی تعاون روستایی، مدیرعامل و اعضای هیئتمدیره شرکت تعاون روستایی معرفت و سایر اشخاص مرتبط را منتشر خواهد کرد.

